خلاصه:

نیشکر در اغلب مناطق گرمسیری جهان طی یک دورۀ یکساله به بهره­ برداری می­رسد که به همین دلیل شرایط محیطی مناسبی برای رشد و نمو علف­های­ هرز مهیا می­گردد. پیش از جوانه­زنی گیاه نیشکر، علف­های­ هرز میبایستی به نحوی مدیریت شوند تا حداکثر انرژی نورانی فراهم و خروج گیاهچه ­­های نیشکر تحریک و آغاز شود. طی دوره رشد اولیه، گیاه بخصوص به رقابت برای نور، رطوبت و مواد غذایی حساس می­باشد. با سپری شدن مدتی نزدیک به 6 ماه از عمر گیاه، سایه­اندازی به منظور غلبه بر علف­های­ هرز بخوبی گسترش می­یابد. ممانعت از رقابت علف­های­ هرز مهم است چرا که برداشت کشت­های آلوده به آنها با مشکل مواجه شده و استحصال شکر در کارخانه کاهش می­یابد. اگر چه تولید نیشکر در جهان تاریخچه­ای پنج هزار سال دارد اما علف­کش­های انتخابی بطور کلی از موارد توسعه یافته اخیر می­باشند. از سال 1945میلادی، که علف­کش­های گروه فنوکسی مانند توفوردی برای اولین بار به بازار مصرف عرضه شد، یک کارگر سمپاش با استفاده از این علف­کش می­توانست کاری برابر با 15 نفر وجین­ کار را انجام دهد. گر­چه در تولید نیشکر، برخی خانواده­ های علف­کشی مانند تریازین­ها، فنوکسی­ها و دی­نیتروآنیلین­ها از اهمیت بالاتری برخوردارند، اما تریازین­هایی مانند آترازین و آمترین به وضوح سهم بیشتری را به خود اخنصاص می­دهند. علف­کش­های تریازینی اولین بار طی دهۀ 1960 برای استفاده در نیشکر توسعه یافتند. کمتر ماده شیمیایی دیگری که از خاصیت علف­کشی برخوردار باشد توانسته است این چنین در سطح جهانی گسترش بیابد، بطوری که بمانند آترازین و آمترین که تنها به یک کلاس علفکشی تعلق دارند از فواید و مزایای بالایی در مهار علف­های­ هرز نیشکر بهره­ مند باشند. آترازین در بیش از 70 درصد مساحت کشت نیشکر در ایالات متحده استفاده می­شود. گرچه علف­کش­های دیگری برای استفاده در نیشکر در دسترس بوده است، اما هیچ علف­کش دیگری چه بصورت منفرد و یا در ترکیب با علف­کش­های دیگر نتوانسته است قابلیت­ها و مزایای کاربرد آترازین را داشته باشد به شکلی که در مواردی از جمله کاربرد، کاهش هزینه، کنترل بادوام     علف­های­ هرز متعدد، قابلیت انعطاف در زمان کاربرد و روش­های آن، قابلیت سازگاری با دیگر علف­کش­ها و خطر کم برای گیاه بتواند موثر عمل نماید. بعلاوه علف­کش­های تریازینی به تولیدکنندگان نیشکر کمک کردند تا هزینه­­های نیروی کارگری مبارزه با علف­های­هرز را در راستای مدیریت دیگر منابع کاهش دهند تا درآمد حاصل از کشاورزی و عملیات کارخانه را افزایش دهند. از زمان معرفی دو علف­کش آترازین و آمترین، پتانسیل ژنتیکی کولتیوارهای نیشکر به صورت کامل­تری شناسایی شده­ است چرا که شخم خاک و هدر روی آب کاهش یاقته است.

علف­کش ­آمترین در سطح جهانی برای نیشکر از اهمیت بسیاری برخوردار است. آمترین در نیشکر مصرف بالایی دارد بطوری که ­94 درصد از کل فروش آن در این محصول به مصرف می­رسد. آمترین در بیش از 7 میلیون هکتار از زمین­های تحت کشت نیشکر در جهان استفاده می­شود. از این علف­کش بخصوص در مبارزه پس­رویشی با بسیاری از علف­هرز کشیده­برگ و پهن­برگ استفاده می­شود و دارای فعالیت ابقایی است. علف­کش­های پندی­متالین       و تری­فلورالین، از گروه دی­نیتروآنیلین، در مهار گیاهچه­های کشیده برگان بخوبی عمل می کنند و گاها به همراه تریازین­ها بکار برده می­شوند. این علف­کش­ها در مهار پس­ رویشی علف­های­ هرز موثر نیستند.

صنعت نیشکر در ایالات متحده و در سطح جهانی نیاز پیوسته و زیادی به علف­کش­های تریازینی دارد. در ایالات متحده­ کشاورزان با کاربرد آترازین فقط روی ردیف­های نی از مقادیر کمتری استفاده می­کنند. از آنجا که آمترین دارای خاصیت مهار پس­رویشی روی علف­های­هرز است، از اهمیت بیشتری برخوردار می­باشد. از دست دادن     علف­کش­هایی مانند آمترین، آترازین یا توفوردی که از اهمیت بالایی برای صنعت نیشکر برخوردارند می­تواند بسادگی به استفاده­ های مکرر از دیگر علف­کش­ها بیانجامد تا بتواند به سطح مهارعلف­های­ هرز توسط آنها منتج گردد. این موضوع می­تواند خطر بروز خسارت به محصول را در پی داشته باشد. بررسی­هایی که در هاوائی و لوئیزیانا صورت گرفته است نشان از وجود کاهش معنی دار در توسعه علف­کش­های نیشکر دارد.

بررسی­ها نشان می­دهد که مساحت نیشکرکاری در هاوائی به شدت کاهش یافته­است، که این امر بخصوص به دلیل تاخیر در معرفی علف­کش­های جدید بوده است(اسمیت،1998). در حال حاضر از تناوب زراعی و شخم به میزان وسیعی در مزارع نیشکر استفاده می­شود. استفاده از عملیات زراعی در حال حاضر یک فعالیت معمول است، اما روشن است که این عملیات نمی­تواند جانشین مبارزه شیمیایی با علف­های­ هرز باشد چرا که ریشه­های نیشکر به شدت به شخم و فشردگی حساس می باشند(ماترن،1974). بعضی از کشاورزان به منظور مهار علف­های­ هرز خطرناک پیش از کشت مجدد، ازشخم آیش استفاده می­کنند که این موضوع می­تواند دارای تبعات منفی باشد. استفاده از بعضی حشرات و پاتوژن­های مفید برای مبارزه با تعدادی از علف­های هرز بعنوان روش مبارزه طبیعی(بیولوژیکی) امکان پذیر­است(روزف،1997). گرچه توسعۀ نیشکر مقاوم به علف­کش­ها نویدی برای مهار علفهای­ هرز دائمی بوده است، اما بعضی پیامدهای غیرتکنیکی آن می­باید مدنظرقرارگیرد(ایروین و میرکوف،1997). علاوه بر این، با افزایش تولید گیاهان زراعی مقاوم به گلیفوسیت، شاهد ظهور گونه­ های­ هرز مقاوم بیشتری به این علف­کش هستیم.

برای دریافت نسخه کامل بر روی آیکون wordکلیک نمایید.

این مقاله ترجمه ای است از:

  Smith, D. T., E. P. Richard, Jr., and L. T. Santo. 2001. Weed control in sugarcane and the role of triazine herbicides. Chapter 33 InH. LeBaron ed. The Triazine Herbicides. Elsevier Science Press.

ترجمه دوست عزیزم جناب آقای مهندس ساسان عبدالهی

(sasanabd@yahoo.com)

بدینوسیله از ایشان  تشکر وقدردانی می گردد.