پژوهش علم علفهاي هرز
اين وبلاگ مكا ني است جهت پژوهش و ارائه اطلاعات در مورد علم علفهاي هرز
عوامل موثر بر انتخابي بودن علف كشها به شرح ذيل مي باشد در شرايط زراعي متعددي مي توان استفاده كرد استفاده از تو- فوردي بي ، لينورون يا پاراگوات در سويا ، استفاده از گليفوسيت با يك سمپاش دوار كه بطور افقي سم مي پاشد ، يا استفاده از سمپاش نمدي در سويا و پنبه. ويا استفاده از تعدادي از عفكشهاي شاخ وبرگ كه براي كنترل علفهاي هرز علفي در ميان گونه هاي چوبي بكار مي روند ، مثالهايي از اين طريق كنترل است. اين اختلاف احتمالاً يكي از دلايل عمده حساسيت بيشتر گياهچه هاي جوان به علفكشها در مقايسه با گياهان بالغ است . شواهد متعددي وجود دارد كه تنها اختلاف در نفوذ پذيري عا مل انتخاب در بين گونه هاي علفي در مرحله يكساني از رشد است . يكي از استثنائات علفكش ، تماس نيتروفن است كه براي كنترل علفهاي هرز كلم استفاده مي شود . نيتروفن به گونه هايي از كلم كه داراي كوتيكول ضخيم هستند ، آسيبي وارد نمي كند حال آنكه گونه هايي از كلم يا كوتيكول نازك را از بين مي برد (پرآيرو همكاران 1971) . دليل اين امر را ضخامت لايه كوتيكول دانسته اند . اختلاف در دوام وميزان جذب علفكش بندرت عوامل مهمي دربين علفكشهاي انتخابي مورد استفاده در خاك به شمار مي آيند . تا زماني كه علفكش در منطقه نفوذ ريشه محلول آب خاك وجود داشته باشد توسط گياه جذب خواهد شد . 6- اختلاف در متابوليسم 7- مقاومت ژنتيكي اختلاف ژنتيكي در ميان گياهان يك گونه ممكن است زياد باشد وبه بعضي از علفكشها مقاومت نشان دهند . واريته هاي چغندرقند ، ذرت وسويا مقاومتهاي واكنشهاي متفاوتي از خود در مقابل علفكشها نشان مي دهند . طبق گزارش بندين وهمكارانش (1979) توده هاي مقاوم ابتدا به صورت پراكنده در مزارعي كه علفكشهاي تريازين بيش از شش سال مكرر استفاده شده بود و شخم زده نشده بود ، ديده شدند ولي با گذشت زمان جمعيت اين توده ها روبه افزايش گذاشت . براي مقابله با بوجود آمدن چنين مقاومتي مي توان ازعلفكشهاي غيرتريازيني وشخم پس از هرچند بار استفاده مكرر از علفكشهاي تريازين ازعلفكشهاي غيرتريازيني وشخم . 8- نقش تركيبات شيميايي درخاصيت انتحاببا افزايش مواد شيميايي مي توان باعث افزايش يا كاهش فعاليت يا عمل انتخابي علفكشها شد . تركيب ديكلوفوپ – متيل با علفكشهاي فنوكسي منجر به كاهش كار اين ديكلوفوپ متيل در كنترل يولاف مي شود . بعضي از علفكشهاي پس از سبز شدن كه روي برگ باريكها مؤثر هستند و اخيراً به بازار آمده اند ، يك اثركاهندگي به هنگام اختلاط با ديگر علفكشهاي پس ازسبزشدن نشان داده اند. منابع :
۱- سن گياه ومرحله تكاملي گياهان در دوره ها ومراحل معيني به علفكشها حساس هستند ، بنابراين اگر علفكشها را در زماني به كار برد كه گياهان زراعي بيشترين مقاومت به علفكش را داشته و علفهاي هرز در حساسترين مرحله زندگي خود باشند ، مي توان خاصيت علفكشي انتخابي را مشاهده نمود . براي مثال تركيبي از علفكشهاي پس از سبز شد ن داينو سب –انالاپ هنگامي كه در مزرعه سويا قبل از باز شدن اولين برگها يا بعد از ظهور دومين برگهاي سه برگچه اي ، استفاده شود ، بدون ايجاد آسيبي به سويا گياچه هاي علفهاي هرز حساس از بين خواهند رفت. ذرت در مراحل قبل از توليد گلهاي نر وبعد از مرحله خميري شدن به بسياري از علفكشهاي پس از سبز شدن ، مقاوم است.
2-ارتفاع گياه
ازاختلاف ارتفاع بين علفهاي هرز وگياهان زراعي مي توان براي پاشيدن مستقيم سموم برروي علفهاي هرزبدون آنكه برروي گياهان زراعي پاشيده شود ، استفاده كرد
به اين طريق از مواد شيميايي كه خصوصيت انتخابي محدودي دارند براي كنترل علفهاي هرزي كه با ديگر وسايل به طور مؤثري كنترل نمي شوند .
3- اختلاف در ميزان دوام سم
اختلافات در شكل گياهان ، محل برگها وخصوصيات سطح برگها باعث اختلاف در ميزان دوام سموم روي شاخ وبرگ مي باشد . گياهان برگ پهن واقعي در مقايسه با برگ باريكها كه به صورت عمودي قرار دارند ، ميزان بيشتري از سموم را بر خود جذب ونگهداري مي كنند . انواع لويي وپياز به علت داشتن يرگهاي مومي ومستقيم ، خيس كرد نشان مشكل است . در حقيقت كنترل انتخابي برگ پهن ها با محلولهاي اسيد سولفوريك در اين نوع پياز تا حد زيادي به علت خصوصيت اخير مي باشد .
4- اختلاف در ميزان نفوذ
احتمالاً مهمترين عامل عملكرد انتخابي علفكشها در بين گياهان با سنين متفاوت ميزان نفوذ پذيري آنها است ، زيرا ضخامت كوتيكول با افزايش سن گياه بيشتر مي شود
افزايش مويا نها يا ايجاد تغييراتي در فرمولاسيون علفكشها مي توا ند دوام وميزان نفوذ علفكش روي گياه را بيشتر كرده و در نتيجه خصوصيت انتخابي بودن علفكش را تغيير دهد .
اغلب اين تغييرات در فرمولاسيون باعث آسيب ديدن گياهان زراعي كه معمولاً مقاومت زيادي به علفكش خاص دارند ، مي شود . جذب بيش از حد سموم علفكش توسط گياه باعث مي شود كه گياه نتواند سم را سرياً خنثي كند . مثلاً افزايش روغن گياهي به تو- فوردي آمين باعث ايجاد خسارت در ذرت شده حال آنكه اين علفكش به تنهايي اثر سويي برروي ذرت ندارد . فرمولاسيون استري تو فوردي در مقايسه با فرم آميني و ديگر فرمهاي نمكي آن ، راحت تر بداخل بافت گياهي نفوذ مي كنند
5- اختلاف در انتقالدر بدو ورود علفكشها ممكن است متصل به تركيبات ديگر گردد ، جذب سطحي قسمتهايي از سلول گردد و يا در بخشهايي از سلول كه خسارتي توليد نمي كند
(مثل واكوئل) باقي مي ماند . در ايصورت ، علفكش براي حركت به محل تأثير در دسترس نخواهد بود . علفكشهاي كلورامبن در ريشه هاي كدو و لينورون در هويج از جمله علفكشهايي هستند كه در بدو ورود به داخل گياه ، غير فعال مي شوند . با اين وجود اين حالتها استثناء هستند . بسياري از موارد قابل انتقال به مقادير كافي به نقاط حساس گياه منتقل مي شوند كه موجب خسارت در گياه شوند . در صورت عدم وجود اختلاف در متابوليسم ، به ندرت مي توان خصوصيت انتخابي را به تنهايي توسط اختلاف در انتقال بدست آورد .
تغيير علفكش در داخل گياهان يكي از دلايل عمده براي عملكرد انتخابي علفكش در ميان گونه ها است . بعضي از علفكشها با سرعت بيشتري به وسيله گونه هاي مقاوم تجزيه يا متابوليزه مي شوند . در اكثرحالات ، انزيمهاي خاصي ، تغيير ماهيت علفكشها را با عمل كاتاليزري خود ، سرعت مي بخشند . اين تغييرات بسته به نوع گياه و علفكش ممكن است به طريق متفاوتي رخ بدهد .
بعضي از مثالهاي آن به قرار زير هستند
دكربوكسيلاسيون : حذف گروه كربوكسيل از علفكش ؛ قسمتي ازتجزيه بسياري از فنوكسي ها ، اسيد بنزوييك و مشتقات اوره به اين طريق انجام مي شود .
هيدروكسيلاسيون : افزايش يك عامل هيدروكسيل به ملكول كه اغلب با برداشتن يك اتم ديگر مثل كلر انجام مي شود . اين عمل معمولاً در فنوكسي ها ، اسيد بنزوييك و علفكشهاي تريازين انجام مي شود .
هيدروليز : تجزيه يك ملكول از طريق اضافه كردن آب ؛ در تجزيه كربامات ، تيو – كربامات ومشتاقات اوره انجام مي گيرد .
دآلكيلاسيون : حذف يك زنجيره جانبي آلكيل از ملكول است . اين واكنش در تريازين ها ، مشتقات اوره ، كرباماتها ، تيوكرباماتها وعلفكشهاي دي نيتروآنيلين انجام مي شود .
اين اختلاف در بين علفهاي هرز نيز ديده مي شود ، مثلاً اكوتيپ هاي قياق و خارلته واكنشهاي متفاوتي به بعضي علفكشها نشان مي دهند . در بعضي از حالات ، اختلاف دو برابر يا كمتر است . طبق گزارشات ، توده هايي از علفهاي هرز چون تاج خروس ، سلمه ، امبروسيا و زلف پير به علفكشهاي تريازين از خود مقاومت نشان داده اند . اين علفهاي هرز مقاومت بيوشيميايي واقعي داشته و براي كنترل آنها ، صدها برابرمقدارعلفكش مورد استفاده براي گياهان حساس مورد نياز است . مكانيسم مقاومت در اين توده هاي گياهي به اختلاف در جذب ، حركت يا متابوليسم بستگي ندارد ، بلكه مسبب آن ، تغيير خاصي در ساختمان ملكولي پروتئين است كه در كلروپلاست به تريازين متصل شده ودر نتيجه مانع از عمل تريازين مي شود . اين تغيير ساختماني از نسلي به نسل بعدي قابل توارث است وبه اين ترتيب توده هاي مقاوم سزيعاً به مزارع مجاور منتشر مي شوند .
وجود واريته هاي مقاوم به علفكش در گياهان زراعي ، پتانسيل فراواني براي افزايش خصوصيت انتخابي علفكشها وايمني گياهان زراعي فراهم مي كنند . تا بحال اختلافات واريته اي در مقاومت به علفكشها در اكثر برنامه هاي اصلاح نبات به طور مؤثري بكار گرفته نشده اند . زمينه اي كه تا بحال تحقيقات چندي در مورد آنها صورت گرفته است ، تعيين وانتقال ژنهاي مقاوم از گياهان مقاوم به گياهان حساس به علفكش بوده است . مثالي در اين مورد كه بوسيله بورزدورف و همكارانش (1980) گزارش شده است ، توليد گياه دانه روغني منداب Brassica napus)) مقاوم به آترازين بوده است . اين گياه با بك كراسهاي متعدد با كلزا B.Compestris)) كلروپلاستهاي با ژنهاي مقاوم به آترازين را بدست آورده است . از ديگر تكنيكهاي مقاومت به علفكش در گياهان زراعي تركيب پروتوپلاست واستفاده ازعوامل انتقال ژن است .
استفاده از علفكشهايي مثل مفلويديد وبعضي از تيوكارباماتها حساسيت برخي از گونه هاي گياهي را به علفكشهاي پس از سبز شدن افزايش مي دهند . تيوكارباماتها ميزان توليد كوتيكول را در گياهان مقاوم كاهش مي دهند وبه اين ترتيب جذب علفكش بيشتر شده و خسارت علفكشهاي پس از سبز شدن افزايش مي يابد .
بسياري از مواد شيميايي كه ( ايمني ساز ناميده مي شوند ) ميزان مقاومت گونه هاي برگ باريك نسبتاً مقاوم را به علفكشها تا حد بيشتري افزايش مي دهند ، بدون آنكه درميزان مقاومت گونه هاي حساس تغييري ايجاد كنند . N , N – دي آنيل – 2 و2 دي كلرواستاميد اخيراً به عنوان ايمني ساز به چندين علفكش تيوكاربامات اضافه مي شود . نفتا ليك آنهيد ريد پس از آغشته كردن بذر ذرت به آن باعث كاهش خسارت تيوكارباماتها به ذرت مي شوند با تيمار بذر سورگوم بوسيله ,3 – dioxo i an – 2 – y I emthoxy) imino ،a (1 مقاومت متولاكلر افزايش مي يابد استفاده از اين تركيبات و ديگر تركيبات داراي عمل مشابه مي توانند ضمن افزايش كارآيي علفكش ، ايمني آن را نيز بيشتر كنند .
1- مريل ا. راس كارول ا. ليمبي . علفهاي هرز و كنترل آنها . مترجمين راشد
محصل . رحيميان و محمد بنايان – مشهد : جهاد دانشگاهي مشهد ، 1371.
2- مقاومت علفهاي هرز به علفكشها / گرد آوري اسكندر زند ، محمد علي باغستاني . – مشهد : جهاد دانشگاهي مشهد ، 1381. 


