تبليغاتX
پژوهش علم علفهاي هرز

•تيوكاربامات ها  يا گروه بازدارنده سنتز چربی ها  ( نه  بازدارندهACCase)

 

      ملكول اسيد كاربا ميك مي تواند با استخلاف يك اتم گوگرد به جاي يك اتم اكسيژن اسيد تيوكاربا ميك را توليد كند و استخلاف دو اتم گوگرد دي تيو- كارباميك اسيد را ايجاد خوا هد ساخت. مشتقات هر يك از دوتركيب ماده فوق علف كش هاي مهمي محسوب مي شوند گسترش علف كش هاي دي تيوكارباماتي نسبت به انواع تيو كاربامات ها شدت بيشتري دارد. تركيبات دي تيوكارباماتي كه به عنوان علف كش مصرف مي شوندCDECومتام مي باشند. CDECكه به وسيله شركت مونسانتو واستافر تكامل يافت منشا اوليه علف كش متام مي باشد.  CDEC تا سال ها جهت كنترل انواع علف هاي هرز در گياهان زراعي و سبزيجات بكار برده مي شد. اين تركيب به عنوان علف كش قبل از خروج از خاك بكار برده مي شد و در مناطق مرطوب كه در آنها بارندگي مي توانست باعث حركت علف كش درخاك گرددكارايي بيشتري داشت. EPTCنخستين علف كش تيوكاربامائي عرضه شده مي باشد. در ابتداي مصرف اين تركيب به عنوان علف كش قبل از خروج ازخاك طبيعت فرار آن موجب بروز تغييرات شديد در كنترل علف هاي هرز گرديد. تكنيك اختلاط علف كش با خاك باعث برطرف شدن اين مشكل شدواولين مورد استفاده عمومي از روش اختلاط سم با خاك را فراهم نمود. اين تكنيك بعد ها در سطح وسيع در مورد بسياري از علف كش ها به كار گرفته شد. علف كش هاي تيوكارباماتي معمولا به منظور كنترل گرامينه ها و بسياري از علف هاي هرز پهن برگ در طي مراحل جوانه زني بذر ويا مراحل اوليه رشد گياهچه اغلب گياهان زراعي در خاك بكار برده مي شوند. معمولا تمامي اين علف كش ها بغير از تيوبنكارب بلا فاصله بعد از مصرف به صورت مكانيكي با خاك مخلوط مي شوند. در شرايط كاربرد اين تركيبات در خاك هاي خشك يا در شرايط اقليمي بسيار خشك اختلاط علف كش با خاك از طريق انجام آبياري بعد از مصرف سم موفقيت آميز مي باشد. EPTCمعمولا بوسيله افزودن آن به آب آبياري و مصرف توسط آبپاش با آبياري غرقابي بكار برده مي شود. به منظور جلوگيري از آسيب ديدن گياهان زراعي معمولا تركيبات خاص به فرمولاسيون علف كش هاي تيوكارباماتي افزوده مي شود. اين تركيبات معمولا آنتي دوت هاي علف كش ها ناميده مي شوند. برخي از اين تركيبات جهت تيمار بذور گياهان زراعي نيز مفيد مي باشند.

     رشد وساختمان ملكولي

•تيوكاربامات ها در خاك به كار برده مي شوندو عمدتا از رشد ساقچه در حال خروج علف هاي هرز به ويژه گرامينه ها جلوگيري مي كنند. داوسون اثر  EPTCرابرروي نمو گياهچه ها ي سوروف مطالعه نمود. وي گزارش داد كه قسمت عمده افزايش طول گياهچه در حال خروج اين گياه در محل نخستين ميان گره صورت مي گيرد. EPTCباعث اعوجاج نخستين مياه گره بصورت زيگزاگي مي گردد. البته برگ هاي در حال نمو موجود در كلئوپتيل محل اصلي خسارت EPTCمي باشند. درمقادير كم علف كش خسارت تنها نخستين برگ را دربر مي گيرد اين برگ از داخل كلئوپتيل خارج شده ولي بصورت چرخيده باقي مانده وباز نمي شود. در مقادير زياد تعداد برگ هايي كه تحت تاثير صدمات علف كش قرار مي گيرند افزايش مي يابد. با افزايش صدمات وارده به اين برگ ها رشد عمومي برگ ها در خارج كلئو پتيل تقليل يافته و يا متوقف مي گردد. درمقادير باز هم بيشتر علف كش هيچ برگي از كلئوپتيل خارج نمي شود. به همين ترتيب پريموردياي برگ هاي در حال رشد درون كلئوپتيل قادر به خروج طبيعي از درون آن نبوده ولي كناره هاي جانبي كلئوپتيل را پاره مي كنند. مطالعات ميكروسكوپي انجام شده توسط داوسون درمورد اثر EPTC روي گياهچه هاي در حال رشد سوروف را در مزوفيل برگ هاي در حال رشد درون كلئوپتيل نشان مي دهد. كلروپلاست ها در نزديكي ديواره هاي سلولي بمراتب متراكم بوده ودر مقابل رنگ هاي مختلف ميل تركيبي بيشتري دارند. فضاهاي بين سلولي نيز كاهش يافته ورديف هاي خطي سلول ها در گياهان تيمار شده با EPTC حالت كج ومعوج پيدا مي كنند. در اطراف گره هاي كلئوپتيلي نوعي تورم به وجود مي آيدولي هيچ گونه تكثيري در سلول ها صورت نمي گيرد. به علاوه در ناحيه قاعده كلئوپتيل درست در بالاي محل اتصال آن به ساقه نوعي بر آمدگي هاي رو به خارج ايجاد مي شود.چون در اولين ميانگره يا كلئوپتيل هيچگونه حالت غير طبيعي سلولي وجود ندارد داوسون نتيجه گرفت كه خسارت در منطقه مزوفيلي برگ هاي درون كلئوپتيل متمركز مي باشد.داوسون همچنين گزارش كرد كه  EPTCاز رشد اوليه ريشه يا جوانه زني بذور سوروف جلوگيري نمي كند. علف هاي برگ پهن تيمار شده با  EPTCبرگ هاي فنجاني شكلي توليد مي كنند كه بافت هاي آنها در اطراف لبه برگ نكروزه مي شود. اين امر ناشي از انتقال آپوپلاستي اين علف كش ها مي باشد. جذب و انتقال تجمع سم درهيداتودها (روزنه هاي آبي)در نوك برگ ها ودر انتهاي آوندهاي موجود در حاشيه برگ موجب ايجاد نقاط نكروزه و تغيير شكل برگ مي گردد. در مقادير بالاتر سم گياه زراعي نيز ممكن است چنين علائم مسموميت رااز خود بروز دهد ولي معمولا اين شرايط را پشت سر مي گذارد..بدنبال تيمار كردن گيا هان توسط تيوكاربامات ها در مزرعه معمولا برگ هاي گياهچه در مقايسه با بوته هاي تيمار نشده تيره تر بنظر مي رسند

•ياماگوجي (1961) با ا شعه از S-EPTCدريافت كه EPTCدر گياهان بسيار پرتحرك مي باشد. مطالعات زمان بندي شده نشان داد كه در اغلب گونه ها جذب درتمام طول دوره آزمايش ادامه داشته است. بااستفاده ازتكنيك محلول هاي غذايي EPTC –Cرا برروي ريشه هاي يونجه به كار بردندودريافتند كه EPTCبه سهولت توسط ريشه جذب شده و Cدربرگ ها و ساير قسمت هاي هوايي حضور داشته و تجمع آن عمدتا در بافت هاي جوان مي باشد دراين مطالعه همچنين معلوم شد كهEPTC درگياهان تجزيه مي شود. چندين محقق محل جذب EPTCراازطريق اندام هاي زيرزميني گياهان مختلف مطالعه كرده اند. داوسون بااستفاده از EPTC – Cپي برد كه ريشه وكلئوپتيل هردو به سهولت EPTCراازخاك تيمار شده جذب كرده و مقدار قابل توجهي ازعلف كش به سمت بالا وپايين انتقال مي يابد. اين محقق اظهار داشت كه اختلاف سميت بين ريشه وساقه به دليل تفاوت درحساسيت اين دو ارگان بوده وناشي ازاختلاف درسرعت جذب انتقال و يا تجزيه متابوليكي علف كش نمي باشد. محققين نتيجه گرفتند كه اختلاف درمقاومت ممكن است با محل جذب درارتباط باشد. پرندويل وهمكاران (1968) اثرات  EPTCراكه روي مناطق مختلف ساقه در زير سطح خاك قرار داده شده بود درجو گندم يولاف وسورگوم تعيين نمودند. گندم جو ويولاف در شرايطي كه سم روي گره كلئوپتيلتيمارشده بود به شدت آسيب ديدند ولي تيمار برروي ساير قسمت هاي ساقه تاثيري برروي آنها نداشت. سورگوم بدون توجه به محل تيمارروي ساقه شديدا آسيب ديد. جذب EPTC –Cازخاك توسط سورگوم دوبرابر گندم بوده است. اين محققين نتيجه گرفتند كه عكس العمل هاي رشدي گونه هاي مختلف نسبت به مصرفEPTC بر روي ساقه آنها به مرحله اي ازرشد گياه كه تيمار در آن انجام مي گيرد بستگي دارد.پاركر(1966) نيك وهمكاران (1967) راشل و پرندويل(1967)وپرندويل وهمكاران(1967) بااستفاده از تكنيك هاي مختلف جهت مطالعه محل جذب EPTCدرگونه هاي مختلف بيان داشتندكه جذب از طريق ساقه به مراتب مهمتر از جذب ريشه اي مي باشد. البته محققين نتيجه گرفتند كه اختلاف هاي مشاهده شده در مورد اهميت جذب ريشه اي وساقه اي EPTCدر گزارش هاي فوق الذكر ممكن است مربوط به تفاوت در روش آزمايش باشد ودر اين ارتباط 12 متغير مهم را ذكر نمود. ريدر وهمكاران (1970) جذب EPTCرابوسيله بذور سويا مورد مطالعه قرار دادند. بين جذب وغلظت سم رابطه مستقيمي وجود داشت و باافزايش درجه حرارت از 10 بهC 30  جذب نيز افزايش يافت. درحرارت C30بعداز48ساعت %65 ازEPTCموجود در ml50 محلول توسط 5گرم بذرجذب گرديد. سرعت جذب دربذور زنده ومرده يكسان بود.اين محققين نتيجه گرفتند كه جذب عمدتا فرايندي فيزيكي است كه به آبگيري بذر نيازداردو جذب علف كش بعد از توقف جذب آب نيز ادامه مي يابدعلف كش هاي تيوكارباماتي بسهولت توسط ريشه ها كلئوپتيل و ساقه هاي در حال خروج از خاك جذب شده و بصورت آپوپلاستي انتقال مي يابند . از آنجا كه اين علف كش ها معمولا در خاك بكار مي روند تحقيقات بسيار محدودي در مورد مصرف برگي آنها انجام شده است . اين تركيبات از طريق برگها نيز بسهولت جذب مي شوند و به نظر مي رسد كه در اين حالت نوعي حركت سيمپلاستي صورت مي گيرد . البته چون اين علف كش بسرعت توسط گياهان و يا در اثر روش مصرف تجزيه مي شودمعمولا اين امر كه آيا علف كش مصرف شده يا متابوليت آن بصورت سيمپلاستي حركت مي كند قابل تشخيص نمي باشد و با اطمينان نمي توان بيان داشت كه علف كش هاي تيوكارباماتي در سيمپلاست انتقل مي يابد

 سرنوشت ملكولي

 •گزارشهاي اوليه در مورد سرانجام ملكولي علف كش هاي تيوكارباماتي در گياهان عمدتا از نوع مطالعات بقاياي علف كش و سير متابوليسم آنها به تركيبات طبيعي گياهي و CO بوده است اكثر تحقيقات اخير بر تبديل اين علف كش ها به سولفوكسيد و تشكيل نوعي كانجوگه گلوتاتيون تاكيد دارند . اين مطالعات معمولا با بررسي مكانيسم عمل پادزهرهاي تيوكارباماتها نيز همراه مي باشند . ناله واجا و همكاران ( 1964 ) پي بردند كه C-EPTCمصرف شده بر روي ريشه تجزيه شده و به CO  تبديل مي شود مواد حد واسط متابوليكي و يا CO2  بعدا در ساختمان برخي تركيبات طبيعي درون گياه شركت مي يابندسولفوكسيدهاي برخي ازعلف كش هاي تيوكارباماتي درمورد سه نوع علف هرز برگ پهن بمراتب سمي تر از علف كش اوليه آنها مي باشند. البته ذرت درمقابل علف كش نسبت به سولفوكسيد آن صدمه بيشتري مي بيند. اطلاعات مشابه درمورد اين نوع سميت نشان مي دهد باوجودي كه علف كش هاي تيوكارباماتي معمولادراغلب گونه هادر مقايسه با سولفوكسيدهاي خود سميت كمتري دارند ولي موارد استثنايي نيز وجود دارد

 

عكس العمل هاي بيوشيميايي

•    با وجودي كه اثر علف كش هاي تيوكارباماتي و دي تيوكارباماتي بر روي برخي از فرآيندهاي متابوليكي گياهان مورد تحقيق قرار گرفته ولي مفهوم دقيق مكانيزم عمل آنها آشكار نشده است. تاثير علف كش هاي تيوكارباماتي . بويژه EPTCبرروي متابوليسم چربيها بيش از ساير فرآيندها مطالعه شده است . اين تركيبات تغييرات مورفولوژيكي و آناتوميكي را در كورتيكول برگها ايجاد مي كنند كه بنظر مي رسد ناشي از تغييراتي در متابوليسم چربيها مي باشد. مان و پو(1968) گزارش دادند كهCDEC از وارد شدن مالونيك اسيد 14 C - به درون چربيهاي هيپوكوتيل قطع شده گياه sesbanea exaltata جلوگيري مي كند ولي EPTC برآن تاثيري نداردمطالعات نشان داد كه EPTC نيز از سنتز چربيها ممانعت بعمل مي آورد .

 تركيب اسيدهاي چرب و چربيها نيز بوسيله علف كش هاي تيوكارباماتي تغيير مي يابد . استيل و همكاران (1970) اثر EPTC ديالات و CDEC را بر روي بيوسنتز چربيهاي سطح كوتيكول در برگهاي نخود بررسي كردند . به جز متابوليسم چربيها فرآيند هاي متابوليكي ديگري نيز توسط علف كش هاي تيوكارباماتي تغيير مي يابند اشتون و همكاران (1977) با استفاده از سلولهاي ايزوله شده برگ لوبيا گزارش دادند كه EPTC در غلظت 4-10 مولار در طي يك دوره 2 ساعته تيمار از سنتز چربيها (52%) سنتز فتوسنتز (21%) سنتز پروتئين ( 13%) و تنفس (4%) RNA (28%) جلوگيري مي كند در غلظت 3-10 مولار علف كش از كليه موارد فوق در طي 15 دقيقه ممانعت گرديد وبعد از 2 ساعت ميزان كاهش درمورد سنتز چربي ها سنتزپروتئين ها وفتوسنتز بيش از 99% وسنتز  RNA94% وتنفس 76%بوده است. باوجودي كه سنتز چربي ها حساس ترين فرآيندنسبت به اين علف كش مي باشد ولي از چهار فرآيند ديگر به ميزان قابل ملاحظه اي ممانعت مي شود. EPTCدر غلظت هاي نسبتا زياد هر دوفرآيند جذب  فسفر ومصرف اكسيژن رابه ميزان قابل ملاحظه اي كاهش مي دهد دراين حالت استريفيكاسيون فسفر بمراتب حساس تر از مصرف اكسيژن مي باشد.

 •مورلند وهمكاران (1969) همچنين گزارش دادند كه فعاليت اسيد جيبرليك كه در شرايط عادي باعث سنتز آلفاآميلاز در نيمه بذرهاي جو ميگردد درغلظت 10×2مولار CDECبه ميزان 68% ودرغلظت 10×6مولار EPTCبه ميزان 39%كاهش مي يابد. برخي از علائم سميت علف كش ها ي تيوكارباماتي مشابه كمبود اسيد جيبرليك (GA) مي باشد ازجمله كشيده شدن پهنك برگ تردي وشكنندگي ساقه وتوقف رشد وپيچيدگي غلاف برگ (ويلكينسون واشلي 1978). مشاهده شده است كه GAناهنجاري هاي مورفوژنژ ناشي از EPTCرادرذرت به حالت عادي برمي گرداند  . (دونالد وهمكاران 1977دونالد 1978). پادزهر هاي علف كش ها مواد شيميايي هستند كه به صورت متصل به علف كش ها بكار مي روند تا مقاومت گياهان زراعي به آنها راافزايش مي دهند. تضعيف كننده علف كش ها ايمن كننده علف كش ها ومواد محافظت كننده گياهان زراعي واژه هايي هستند كه درمورد اين نوع مواد شيميايي بكار برده شده اند. معمولا هرنوع پادزهر درمورد تركيب علف كش وگونه اي كه بر آن موثر است بصورت تقريبا اختصاصي عمل مي كند. اغلب تحقيقات انجام شده درمورد پادزهر علف كش ها درمونوگرافي كه بوسيله پالوس وكاسيدا (1978) جمع آوري شده بررسي گشته است.

 •پادزهرهاي علف كش ها درموردعلف كش هاي تيوكارباماتي درشرايط مزرعه گلخانه وآزمايشگاه دقيقا موردبررسي قرار گرفته است. اين تحقيقات عمدتا بر روي ذرت بوده است.  تيمار كردن بذر با 1   8 –نفتاليك انيدريك وتيمار كردن بذر ياخاك با دي كلرواستاميد 25788-R(N.N-دي آليل -2.2-دي كلرواستاميد )خسارت علف كش هاي تيوكارباماتي برروي ذرت را بطورچشم گيري كاهش مي دهد. تحقيقات برروي مكانيزم عمل پادزهر هاي علف كش هاي تيوكارباماتي حداقل سه جنبه از نحوه عمل اثر آنها را مشخص ساخته است. لاي وكاسيدا (1978)اظهارداشتند كه پادزهرهايي از نوع دي كلرواستاميد ميزان گلوتاتيون و فعاليت آنزيم گلوتاتيون s – ترانسفراز را افزايش مي دهد كه اين امر خود موجب تسريع در تشكيل كانجوگه سولفوكسيد –گلوتاتيون كه غير سمي است مي گردد . كارنيگر و همكاران ( b 1978) دريافتند كه 25788 – R ذرت را از طريق تحريك فعاليت آنزيم گلوتاتيون سينتيتاز كه باعث افزايش توليد گلوتاتيون مي شود . از صدمات علف كش محافظت مي كند .

 •كانجوگه شدن گلوتاتيون با سولفوكسيد EPTC و در نتيجه غيرسمي شدن علف كش واكنش شيميايي سريعي است كه به آنزيم گلوتاتيون s – ترانسفراز نياز ندارد . ويلكينسون(b 1978) پيشنهاد كرد كه 1 .8 – نفتاليك اسيد انيدريد و 2578 – R ممانعت در سنتز اسيدهاي چرب و فعاليت آنزيم اولليل دساتوراز توسطEPTC را برطرف مي سازند استفنسون و همكاران (1979) براساس روابط بين ساختمان و فعاليت در پادزهر هاي آميدي علف كش هاي تيوكارباماتي در ذرت اظهار داشتند كه ممانعت رقابتي بين پادزهر هاي شاهد و علف كش هاي تيوكارباماتي يكي از مكانيزم هاي متحمل عمل اين مواد در ذرت مي باشد .اين جنبه از مكانيزم عمل پادزهر هاي علف كش هاي تيوكارباماتي الزاما بصورت متقابل اختصاصي نمي باشد .

 •نحوه ي عمل

•بطور كلي اين علف كش ها رشد ساقه گياهچه هاي در حال جوانه زني را باشدتي بيشتر از ريشه كاهش مي دهند . بدرستي مشخص نيست كه آيا اين امر بدليل برخي تفاوت هاي توارثي بين اين دو اندام بوده و يا ناشي از سهولت جذب آن توسط ساقه در مقايسه با ريشه مي باشد . عمده ترين علائم سميت ايجاد شده توسط اين تركيبات رشد و خروج غير طبيعي برگها از كلئوپتيل گراسها مي باشد در غلظت هاي بالاتر معمولا برگها از كلئوپتيل خارج نمي شوند . در غلظت هاي پايين تر برگها خارج شده ولي ممكن است به حالت پيچيده باقي مانده و يا اينكه از قسمت قاعده كلئوپتيل خارج مي شوند چنين برگي طويل شده و حلقه اي را ايجاد مي كند كه نوك آن به قسمت انتهايي كلئوپتيل متصل مي باشد. علائم سميت در برگ پهن هاچندان مشخص نيست .بطور كلي از رشد جلوگيري شده .برگها بصورت فنجاني در آمده و بافت هاي حاشيه آنها نكروزه مي شود .

•بنظر مي رسد كه در شرايط مصرف اين علف كش ها بر روي خاك سهولت جذب آنها در ساقه هاي در حال خروج گياهچه بيش از ريشه باشد . با وجودي كه مشخص شده است كه اين تركيبات عمدتا از طريق سيستم آپوپلاستي انتقال مي يابند ولي شواهدي وجود دارد كه بصورت سيمپلاستي نيز حركتمي كند. سرنوشت ملكولي اين علف كشها در گياهان مشتمل برهيدروليز آنها در محل اتصال استري است كه با تشكيل CO2 نوعي مركاپتان و يك آمين همراه مي باشد. دو تركيب آخر بعدا متابوله شده و به مواد متابوليكي طبيعي گياهي و CO2 تبديل مي شوند . سولفوكسيداسيون علف كشهاي تيوكارباماتي و توليد سولفوكسيدهاي مربوطه يكي از مراحل اوليه متابوليسم اين علف كشها محسوب مي شوند . بنظر مي رسد كه سولفوكسيدها بمراتب سمي تر از تركيب اوليه خود باشند . كانجوگه شدن سولفوكسيد ها با گلوتاتيون يا سيستئين نيز يكي از طرق غير فعال شدن اين علف كشها مي باشد .

•بنظر مي رسد كه علف كش هاي تيوودي كارباماتي به طرق مختلف از جمله اختلال فتوسنتز . تنفس . چربيها . سنتز پروتئين ها و متابوليسم اسيدهاي هسته اي متابوليسم طبيعي گياهان را تغيير مي دهند . در حال حاضر مشخص نمودن اهميت نسبي اين فرآيند هاي مختلف در مقابل عمل علف كشهاي تيوكارباماتي امكانپذير نمي باشد. با اين حال ظاهرا جلوگيري از سنتز چربيها در مقايسه با ساير فرآيندها حساستر بوده و برخي از علائم سميت با آن مرتبط مي باشد و به همين دليل با وسعت بيشتري مورد مطالعه قرار گرفته است . ساير علائم مسموميت توسط اين علف كش ها شبيه كمبود اسيد جيبريك (GA ) بوده و با مصرف GA برطرف مي شود .

 

 

 

                                                            

 

 

نوشته شده توسط غلام رضائي  | لینک ثابت |

مختصری در مورد دی نیترو آنیلین ها سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 6:4

دي نيتروآنيلين ها

 

دي نيترو آنيلين ها علف كش هايي هستند كه براي كنترل علف هاي هرز باريك برگ وپهن برگ در برخي از محصولات زراعي مورد استفاده قرار مي گيرند. اين علف كش ها به صورت پيش رويشي ودر خاك مصرف شده واز طريق جلوگيري از تقسيم وطويل شدن سلول مانع از رشد علف هاي هرز مي گردند. علف كش هاي دي نيترو آنيلين به خانواده اي از تركيبات شيميايي تعلق دارند كه مكانيزم اصلي عمل آنها دپلي مريزاسيون ميكروتوبولهاست. ميكروتوبولها از اجزاي ضروري براي تقسيم سلولي وطويل شدن سلولهاي ريشه هستند. اين علف كشها به مختل كننده هاي تقسيم ميتوز معروفند. بسياري از تركيبات اين خانواده از علف كش ها،در اوايل دهه1960كشف شدندوشامل تركيبات مختلفي با ساختمان مشابه هستند . در ايران تاكنون4علف كش از اين خانواده به ثبت رسيده است.

 نامهاي عمومي وبازرگاني علف كش هاي دي نيترو آنيلين  ثبت شده در ايران

خانواده شيميايي

نام عمومي

نام بازرگاني

سال ثبت در ايران

فرمولاسيون

مقدار مصرف در هكتار

دي نيترو آنيلين ها

تري فلو رالين

ترفلان

1348

EC48درصد

5/2-2ليتر

اتال فلورالين

سونالان

1355

EC3/33درصد

5/3-2ليتر

دي نيترامين

دي نيترامين

1355

EC25درصد

3ليتر

پندي متالين

استامپ

1378

EC33درصد

5/4-3ليتر

 

بسياري از علف كش هاي دي نيتروآنيلين به تجزيه نوري حساس بوده ودر اين شرايط كارائي آنها كاهش مي يابد.در صورتي كه بلافاصله پس از مصرف با لايه 5سانتيمتري بالاي خاك مخلوط شوند، خطر تجزيه نوري كم مي شود از آنجا كه حلاليت اين علف كش ها در آب كم است ، بنابراين در منطقه اي كه اكثر علف هاي هرز جوانه مي زنندباقي خاهند ماند.علف كشهاي دي نيترو آنيلين در تك لپه ايها عمدتا از طريق اندامهاي هوايي در حال جوانه زدن ودر دولپه ايهانيز از طريق هيپوكوتيل يا قسمت قلابي شكل هيپوكوتيل جذب مي شوند.

خصوصيات شيميايي وفيزيكي دي نيترو آنيلين ها

تري فلورالين و اتال فلو رالين داراي رنگ زرد روشم هستند . اين دو علف كش حلاليت ضعيفي در آب داشته، ولي در حلالهاي آْليي سريع حل مي شوند. اين دو علف كش داراي فراريت بسيار اندكي بوده ولي در خاكهاي مرطوب فراريت آنها افزايش مي يابد. ميزان تثبيت اين علف كش ها روي ذرات مواد آْلي بيشتر از رس مي باشد. علف كش هايي كه بطور محكم به ذرات خاك مي چسبند،براي كنترل علف هاي هرز قابل دسترس نيستند. بنابر اين در خاكهايي كه محتوي مواد آْلي آنها بالاست ، به مقدار بيشتري ازعلف كش نياز است . علف كش هاي دي نيترو آنيلين به خصوص در روزهاي گرم توسط نور خورشيد تجزيه مي شوند. البته اين علف كش ها به نحوي ساخته مي شوند كه تلفات ناشي از فراريت وتجزيه نوري آنها كم مي باشد.

 جذب وانتقال

هنگامي گه گياهچه ار درون لايه هاي خاك تيما ر شده با علف كش هاي دي نيترو آنيلين به سمت بيرون خاك رشد مي كند ،در مسير ، علف كش جذب مي كند. اين علف كش ها به سهولت در غشاهاي جربي گياهچه حل مي شوند. از آنجا كه پس از جذب ،سرعت انتقال اين علف كش ها زيلد نيست ، بنابر اين بجز دي نيترو آنيلين هايي كه با منطقه مريستمي تماس حاصل مي كنند و وارد هسته سلولها مي گردند ، بقيه اثر كمي بر جاي مي گذارند

 متابوليسم وخاصيت انتخابي

خاصيت انتخابي دي نيترو آنيلين ها بر مبناي متابوليسم نيست. اين علف كش ها خاصيت انتخابي منحصر به فردي دارند وبر مبناي عوامل زير عمل مي كنند

·        ناتواني اين علف كش ها در انتقال

·        عمق تركيب آنها با خاك

·        بالا بودن خاصيت چربي دوستي

·        تفاوت در محل قرار گرفتن مريستم گياه زراعي و علف هرز.

 خاصيت انتخابي بين گونه هاي باريك برگ و پهن برگ

علف كش هاي دي نيترو آنلين براي گونه هاي باريك برگ نسبت به پهن برگسميت بيشتري دارند. در اين مورد خاصيت انتخابي آنها ممكن است بر مبناي چربي  بذر باشد، زيرا اين علف كش ها كاملا چربي دوست هستند وميزان چربي بذر گياهان باريك برگ معمولا خيلي كمتر از گياهان پهن برگ است.ارتباط نزديكي بين حساسيت به تري فلورالين ودرصد ليپيد بذرعلف هاي هرزو گونه هاي مختلف زراعي گزارش شده است.اعتقاد بر اين است كه دي نيترو آنيلين ها ترجيحا به بخش هاي ليپيدي درون بذر رفته واز اين طريق از محل عمل دور مي شوند. علف كش هاي دي نيترو آنلين معمولا در لايه10سانتيمتري بالاي خاك تركيب ميشوند وبه آساني به سمت پايين شسته نمي شوند.بنابراين گياهان زراعي كه بذر درشت دارند ونيز علف هاي هرزي كه ذخيره ليپيد وپروتئين آنها بالاست قادر به رشد ونمو بوده واز منطقه آلوده به علف كش عبور مي كنند.

 خاصيت انتخابي بين گونه هاي باريك برگ و غلات

ريشه هاي اوليه وگره كلئوپتيل(يا طوقه)محلهاي مهم عمل دي نيتروآنيلين ها در غلات وعلف هاي هرز باريك برگ هستند به رغم اينكه جايگاه ريشه هاي اوليه در هردو يكسان است، ولي جايگاه گره كلئوپتيل در بين گندم، جووبرخي علف هاي هرز باريك برگ مانند يولاف و ارزن وحشي ،فرق مي كند.در يولاف وارزن وحشي مزوكوتيل كه كلئوپتيل رابه طرف بالا   مي راند، رشد مي كند در صورتي كه در گندم وجوچنين نيست. طويل شدن مزوكوتيل علف هاي هرز چمني باعث مي شود كه كلئوپتيل حساس به دي نيتروآنيلين در اين علف هاي هرز از بين لايه هاي خاك تيمار شده با علف كش عبور كرده وبه اين صورت علف كش وارد گره كلئوپتيل شده، از تقسيم سلولي جلو گيري نمايد ودر نهايت نيز منجربه مرگ گياه گردد.گندم وجو به آرامي ازبين لايه هاي تيمار شده با اين علف كش ها عبور مي كنند وتنها كلئوپتيل آ»ها در معرض علف كش قرار مي گيرد، كه كلئوپتيل هم نسبت به بازدارندگي علف كش هاي دي نيترو آنلين حساس نيست.

 علائم خسارت

دي نيتروآنيلين ها رشد نوك ريشه را متوقف كرده وباعث بزرگ شدن سلول بدون رشد طولي شده ودر نهايت نوك ريشه منورم مي گردد.از علائم موفق عمل كردن علف كش هاي دي نيترو آنيلين، كاهش سبز شدن بذر علف هاي هرز است. گياهچه هايي كه سبز مي شوند نيز دار اي ريشه هابي بدون انشعاب و بانوك ضخيم است .

نوشته شده توسط غلام رضائي  | لینک ثابت |

علف کش های شبه اکسینی یکشنبه چهارم مرداد 1388 20:23

 

 

علف کش های شبه اکسینی

    

   معرفی علف کش های شبه اکسینی  اولین علف کشهای الی انتخابی انقلابی در کشاورزی نوین به

  پاکرد.کنترل انتخابی علف های هرزپهن برگ  درمزارع غلات این علف کش ها را به یکی از مهمترین گروه های علف کشی مورد استفاده تبدیل کرده است.واژه اکسین از لفظ یونانی  auxein به معنای افزایش  را اولين بار فريتس ونت در سال 1926 برای توصیف ترکیبی که سبب خمیدگی کلئو پتیل یولاف شده بود  به کار برد. ترکیبات زیادی با گروههای کارکرد متفاوت تحت نام علف کش های اکسینی طبقه بندی شده اند در یک روش طبقه بندی علف کشهای اکسینی به 4 گروه اصلی تقسیم شده اند  که گروه های شیمیایی متفاوتی دارند

  این گروه ها شامل:

فنوکسی الکانوییک اسید ها

بنزوییک ها

پیریدین ها

کوینولین کربوکسیلیک اسید : گروه اخیر به تازگی شناخته شده است که فعالیت شبه اکسینی دارد

   از این گروه می توان به  کوین مراک وکوین کلراک اشاره کر د که سبب اپیناستی دردمبرگها و ساقه ها

   وفنجانی شدن برگها وافزایش بیوسنتزاتیلن در گونه های پهن برگ های حساس میشوند

   فنوكسي ها

علف کشهای گروه فنوکسی جز ترکیبات کلره اسید فنوکسی میباشند که به عنوان علف کشهای به

فرم بنیان اسیدی یا عموما به صورت نمک واستر ها به کار می روند مهمترین ترکیب این گروه

توفوردی یا(2و4 دی کلرو فنوکسی استیک اسید) است .ترکیبات مهم دیگر این گروه:

2,4,5-T

MCPA

2,4-DB

MECOPROP

MCPB

   تفاوت فرمولاسیون

را می توان بااضافه کردن یک قطعه به یک علف کش تشبیه نمود قطعه اضافه شده باعث تغییرویژگی های علف کش می شود که میتواند کاربرد وجذب انها را تحت تا ثیرقرارمیدهد.فرمولاسیون های استری وآمینی هر کدام دارای مزایا ومعایبی می باشند که به خصوصیات شیمیایی انها برمی گردد

 تفاوت فرمولاسیون های استری وآمینی

 

 

       

خاصیت 

 

فرم استری

فرم امینی

حلالیت در روغن

زیاد

کم

حلالیت در اب

کم

زیاد

فراریت

زیاد

کم

ابشویی

کم

زیاد

شستشوی ناشی از باران

کم

زیاد   

گیاه سوزی

زیاد

کم

انتقال از ریشه

به سختی

به اسانی

انتقال در شاخ وبرگ

 سریع

کند

 

ü جذب وانتقال

       به طور کلی در مورد جذب وانتقال علف کش های فنوکسی تحقیقات گسترده ای انجام شده است.جذب وانتقال این گروه ازعلف کش ها تحت تاثیر مولفه هایی مانند فرمولاسیون کوتیکول،گونه گیاهی، ومرحله رشد گیاه وشرایط محیطی و... می باشد .  فنوکسی ها روی شاخ وبرگ به کار می روند متحرک در اوند ابکش وترکیباتی سیستمیک هستند که البته در خاک فعالند . این علف کش ها در اوندهای  ابکش هم رو به بالاو هم رو به پایین حرکت می کنند و  دربافت های در حال رشد سریع تجمع می یابند این توانایی انتقال سبب کارایی بیشتر این علف کشها روی  علفهای هرز چند ساله میشود. علف کشهای فنوکسی توسط ریشه ها نیز جذب می شوند ظاهرادر ابتدا طی  فرایندی فعال جذب می شوند زیرا جذب نسبت به شیب غلظت ودر جه حرارت پایین و شرایط هوازی وبه  همان میزان موانع متابولیکی  به طور بارزی کاهش می یابد

     علف کش های فنوکسی پس از کار برد بر روی شاخ وبرگ بیستر از طریق ساقه هاوارد گیاه می شوند فرمولاسیون استر باعث افزایش جذب این ترکیبات از طریق کوتیکول می شوند. فرمولاسیون آمینی خیلی کند جذب می شوند وبه راحتی توسط باران شسته می شوند .این علف کشها عمدتا از طریق اوند ابکش انتقال می یابنداز انجاکه جهت وسرعت حرکت شیره پرورده درعلف های هرز چند ساله بسته به فصل تغییر میکندلذا حرکت در بهار روبه بالا ست ودر پاییز رو به پایین است.نوع علف کش نیز در سعت انتقال موثر است به طوری که:سرعت انتقال در برخی از علف کشها به صورت زیر می باشد.

2,4DB<2,4,5T<2,4D

<2,4,5T<2,4D<>

 

           نحوه عمل علف کش ها

      علف کشهای شبه اکسینی احتمالابه همان محل های پیوند ایندول استیک اسید متصل میشوندواثرات مشابهی به بارمی اورندالبته مقدارعلف کش های شبه اکسینی  فراهم برای گیاه خارج از کنترل وبدین ترتیب فعالیت شبه اسین ها غیر متعارف است .به طور کلی علف کشها ی شبه اکسینی سبب اختلال دررشد می شوند.ذخایر متابولیکی ازاد وبه محل رشدمعمولا نواحی مریستمی منتقل می شود.اختلال در رشد منجر به پیچ خوردگی و اپیناستی وضخیم وطویل شدن رگبرگ ها وساقه ها می شود.

ازاثرا ت گروه علف کش ها فنوکسی اسید :

1-فعالیت این گروه  مشابه با فعالیت طبیعی هورمون رشد ایندول استیک اسید ظاهر می شود.

2-افزایش درسنتز میزان  پروتیین و میزان DNA , RNA

3-حجیم شدن نابرابرسلول ها

4- افزایش در تولید اتیلن 

5- اپیناستی وکلروزه ونکروزه شدن دربافت های سمپاشی شده




 خاصیت انتخابی علف کشهای شبه اکسینی

     معمولا علف کشهای شبه اکسینی برای کنترل انتخابی علف های هرز پهن برگ در گیاهان زراعی باریک برگ نظیرغلات دانه ریزوچمنزار مورد استفاده قرار می گیرند این علف کش ها معمولا بر روی  شاخ وبرگ استفاده می شوندالبته در مقادیر زیاد به صورت پیش رویشی نیز استفاده می شوند ازنظرخاصیت انتخابی علف کش های شبه اکسینی  به دو گروه تقسیم می شوندالبته در مقادیر زیاد به صورت پیش رویشی نیز استفاده می شوندازنظرخاصیت انتخابی علف کش های شبه اکسینی  به دوگروه تقسیم میشوند.درگروه اول به دلیل اختلاف ناشی ازرهگیری، جذب ، انتقال ،متابولیسم وجدا سازی ضمن حرکت به سوی هدف ومقدارعلف کش رسیده در بین گونه ها متفاوت است .در گروه دوم  حساسیت محل هدف تعیین کننده عمل انتخابی است.حساسیت عمومی گونه های دولپهای وتحمل گونه های تک لپه ای به این علف کش هاعمدتا به تفاوت این دو گروه از نظر مورفولوژی ، سرعت انتقال ومتابولیسم انهامربوط می شود. برای مثال میتوان به تخریب اوند های ابکش در دولپهای ها در نتیجه تکثیر نابهنجار  بافت به دلیل قرارگیری در معرض علف کش شبه اکسینی اشاره کرد.تحمل تحمل گونه های تک لپه ای به دلیل پراکنده بودن اوند ابکش در دستجات احاطه شده با بافت اسکرانشیم و همچنین فقدان کامبیوم ودایره محیطیه حساس است  .

متابولیسم توفور دی در گیاهان:

1-الحاق اسید امینه

2-الحاق قند

3-تغییردر زنجیره جانبی

4-هیدر کسیلاسیون

5- اکسیداسیون

 

 

نوشته شده توسط غلام رضائي  | لینک ثابت |

نیتریل ها جمعه پنجم تیر 1388 16:45

نیتریل ها                                         

 نیتریل ها جزء گروه سموم بازدارنده فتوسنتز در فتوسیستم 2 هستند.كه در گروه بندي HARCگروهC3 را دارا هستند ودر گروه بتديWSSAدرگروه6 قرار مي گيرند. از علف کشهای مهم این گروه برموکسینیل با نام تجاری پاردنر و آیوکسینیل با نام تجاری توتریل   می باشد. دیکلوبنیل علف کشی است که در خاک بکار میرود وبا جلوگیری از استقرار گیاهچه هر دو گروه علفهای هرز تک لپه و دو لپه را کنترل می کند. این علف کش از سبز شدن بسیاری از علفهای هرز چند ساله نیز جلوگیری می کند.دیکلوبنیل فرار بوده و بسرعت از سطح خاکهای گرم متصاعد می شود. این حالت در اثر بارندگی-آبیاری بارانی و یا اجرای عملیات مکانیکی بلافاصله بعد از بکار بردن علف کش در خاک کاهش خواهد یافت. بروموکسینیل نوعی علف کش بعد از سبز شدن است که عمدتا برای کنترل علفهای هرز پهن برگی که به علف کشهای نوع فنوکسی عکس العملی نشان نمی دهند بکار میرود. مثل:amsinckia tessellata وfagopyrum tataricum. بروموکسینیل جهت استفاده روی گندم-جو-یولاف-چاودار-کتان و... که بتازگی بذر کاری شده باشند به ثبت رسیده است

 رشد و ساختمان گیاه 

دیکلوبنیل بازدارنده قوی رشد-جوانه زنی بذر و سلولهای مریستمی در حال تقسیم می باشد.این علفکش عمدتا روی نقاط رشدی گیاه-نوک ریشه ها وجوانه ها عمل می کند.علایم مسمومیت بوسیله آن شامل تخریب و تورم بافتها و در نهایت نابودی گیاه است.رنگ پریدگی بافتها نیز غالبا مشاهده می شود. میلبرو(1964)اثرات دیکلوبنیل را بر برخی گیاهان زراعی بررسی کرده است. وی توقف رشد و بدنبال آن سیاه شدن ومرگ مریستم انتهایی را گزارش نمود.این محقق در مریستم انتهایی آوندهای آبکشی و بافتهای پوستی چغندر مواد قهوه ای تیره رنگی را شناسایی کرده و اظهار داشت که این مواد احتمالا ملانین می باشند. یکی دیگر از عوارض دیکلوبنیل تیره تر شدن رنگ ظاهری برگها نسبت به حالت طبیعی است که ناشی از افزایش میزان کلروفیل می باشد.این اثر هنگامی دیده می شود که علفکش کمتر از حد کشنده به مصرف برسد.همچنین این سم از انتقال فعال مواد جلوگیری می کند که باعث توقف رشد ریشه همراه با تورم وبیرنگ شدن آن شده وتقسیمات سلولی در قسمت نوک ریشه را بسرعت متوقف می سازد بطوری که در فاصله 4ساعت تعداد سلولها در مرحله اولیه تقسیم  سلولی به %25 حالت طبیعی کاهش می یابد. بروموکسینیل و آیوکسینیل معمولاعلفکشهایی تماسی -برگی محسوب میشوند.خسارت این علفکشها24 ساعت بعد ازمصرف بصورت تاول ونقاط نکروزه ظاهر شده و سپس تخریب شدید بافتهای برگ صورت می گیرد. بعدا ممکن است که در اطراف مناطق نکروزه شده برگ کلروز نیز پدیدار شود

 جذب و انتقال

تحقیقاتی که بوسیله دیویس و همکاران (1967) در مورد  تاثیر  نگهداری  علفکش  بوسیله   برگها  و مورفولوژی گیاه بر روی سمیت  آیوکسینیل  انجام شد نشان داد با وجودی که نگهداری اسپری شده بوسیله برگها عامل مهمی  در تعیین  درجه انتخابی  بودن است  ولی  عامل  اصلی در خاصیت انتخابی  این  علفکش   نمی باشد  .  افزودن   یک   ماده  سورفاکتانت نگهداری علفکش توسط برگها را در کلیه گونه های تحت بررسی افزایش داد و در نتیجه قدرت انتخاب بین خردل و نخود از بین رفت. کارپنتر و همکاران(1964)انتقال آیوکسینیل را در گیاه  هفت بند  (polygonum lapathifolium) مطالعه نمودند.در این آزمایش گیاه در مرحله 5برگی  در داخل لوله های  پلی اتیلنی محصور شده  و برگ چهارم بوته ها در معرض علفکش قرار گرفت . این برگ  با غلظتهای  کمتر از  حد کشندگی  آیوکسینیل تیمار  گردید  و سپس  پوشش  پلی اتیلنی  برداشته شد . سه هفته بعد  لکه های کلروز  برروی  برگها گسترش یافت .این محققین اظهار داشتند که هر چند مقداری از علف کش به برگهای قدیمی تر گیاه انتقال یافت  ولی  میزان  آن  به   مراتب کمتر از علفکش منتقل شده به برگهای جوان بوده است دیویس  و همکاران (1968) با استفاده از دیسکهای برگ پی بردند که آیوکسینیل c14 در خردل بمراتب سریع تر از جو  و  نخود  جذب  می شود . آنها  با اتورادیوگرافی بر روی بوته های سالم نشان دادند که انتقال آیوکسینیل c14محدود می باشد.5  ساعت بعد از  تیمار  حرکت  علفکش  بطرف  قاعده  دمبرگ برگهای  تیمار شده  قابل اندازه گیری  بود  بعلاوه اندکی حرکت آپوپلاستی  بطرف  نوک  برگها  نیز وجود  داشت .  با افزایش  زمان  قرار گرفتن  در معرض علفکش رادیواکتیویته در ساقه منتشر شده و عمدتا در برگهای جوان واقع در قسمت فوقانی ساقه تجمع یافت. چنانچه  برگهای جدیدی در بالای برگ  تیمار شده تولید می شد رادیواکتیویته به درون آنها نیز راه می یافت. این امر نشان دهنده حرکت سیمپلاستی در لوله های غربالی می باشد. هنگامی که تیمار علفکش بر روی  ریشه و از طریق  محلول های غذایی  اجرا گردید رادیواکتیویته در ریشه ها بسیار زیاد بود ولی مقدار جزیی حرکت آپوپلاستی به سمت شاخ وبرگ مشاهده گردید  جذب از طریق شکافهای  روی ساقه موجب  حرکت  شدید رو به  بالا بویژه  در اطراف رگبرگها گردید. شافر و چیلکوت(1970)گزارش دادند  که  طریق اصلی جذب برموکسینیل مسیر کوتیکولی می باشد. دیکلوبنیل نوعی علفکش قبل از خروج از خاک است که علفهای هرز را قبل و یا بلافاصله بعد از سبز شدن آنها از بین می برد ماسین دریافت که دیکلوبنیل تقریبا بصورت یکنواخت بوسیله کلیه قسمتهای هوایی بوته های لوبیا که در اتمسفر اشباع از این علفکش  قرار داشتند  جذب  گردید . جذب  تا  3  روز بصورت ثابت ادامه داشته و سپس کاهش یافت. هنگامی که آنرا روی ساقه های قطع شده بکار گرفت جذب انجام شد ولی حرکت علفکش در آوندهای چوبی بسیار کند بود.در جذب ریشه ای نیز حرکت محدود آپوپلاستی مشاهده گردید

  نحوه عمل

هر گونه  بحثی  در مورد  نحوه عمل  علف کشهای گروه نیتریل باید با توجه بر این مطلب انجام شود که دیکلوبنیل نوعی علف کش عمومی بعد از سبز شدن است  که  می توان  از آن  بصورت  انتخابی  روی گیاهان زراعی  استقرار  یافته استفاده کرد  زیرا این علف کش بکندی نشت کرده و فقط در قسمت سطحی خاک  عمل  می کند  در حالی  که  بروموکسینیل  و آیوکسینیل مواد انتخابی و تماسی هستند که  بر روی شاخ و برگ  گیاهان زراعی و علفهای هرز در حال رشد بکار برده میشوند. دیکلوبنیل  نوعی   بازدارنده  قوی رشد است  و  عمدتا  بر  مریستم ها  اثر می گذارد  .   بروموکسینیل   و  آیوکسینیل باعث بروز کلروز و نکروزه شدن برگها می شوند. جذب بروموکسینیل و آیوکسینیل بوسیله برگها  بسته به گونه گیاهی  بسیار متغیر است  .  بنظر می رسد  که  بالا  بودن رطوبت خاک و رطوبت نسبی زیاد در  هوا و  بکار  بردن  سورفاکتانت ها  جذب  نمکهای  این علفکشها را افزایش داده ولی بر جذب استرهای آنها تاثیری ندارد. انتقال این علفکشها در گیاهان  محدود می باشد  ولی بنظر می رسدکه به میزان جزیی  صورت می گیرد .  انتقال  دیکلوبنیل  در آپوپلاست انجام می گیرد ولی  ظاهرا سرعت آن تابع نوع گونه گیاهی است. با وجودی که بنظرمی رسد دیکلوبنیل اثر ناچیزی  بر انتقال الکترون و فسفوریلاسیون در کلروپلاست و میتوکندری  داشته  باشد  ولی  ترکیبات  هیدروکسی حاصل از تجزیه آن بازدارنده های قوی این واکنشها هستند  . ممانعت از سنتز آنزیم هایی که   تولید آنها  توسط   هورمون  انجام  می گیرد   نیز  در  مورد دیکلوبنیل گزارش شده است جلوگیری  از  سایر  فرآیندهای  بیوشیمیایی  نظیر سنتزRNA-سنتز پروتئین-سنتز چربی –فتوسنتز و تنفس توسط دیکلوبنیل نسبتا ناچیز بوده و اطلاعات موجود در آنها غالبا ضد و نقیض است. بروموکسینیل و آیوکسینیل در تنفس میتو کندری ها و فتوسنتزاختلال ایجاد می کنند

 

نوشته شده توسط غلام رضائي  | لینک ثابت |

بررسي تأثير آفت‌كش‌ها بر ميزان كارآيي تثبيت بيولوژيك نيتروژن در حبوبات

اهميت نيتروژن در شكل‎گيري، بقاء و تكامل حيات به اندازه‎اي است كه قطعاً بدون وجود اين عنصر، چهرة حيات با آن چيزي كه امروزه شاهد آن هستيم كاملاً متفاوت مي‎بود. تقریباً 78% اتمسفر زمین را N2  تشکیل می‌دهد. گياهان، جانوران و ميكروارگانيزم‎ها همگي توسط گاز نيتروژن احاطه شده‎اند و در واقع همگي در عالم N2 زندگي مي‎كنند. با اين وجود اين منبع عظيم نيتروژن جز براي برخي از باكتري‌ها، براي مابقي موجودات زنده غيرقابل استفاده است (آنون، 1984).

ورود نيتروژن مولكولي به سطح بيوسفر اصطلاحاً تثبيت نيتروژن ناميده مي‎شود. تثبیت و تبديل اين فرم نيتروژن به فرم‎هاي قابل استفادة گياه، عمدتاً از طريق صنعتي و يا به صورت بيولوژيك (توسط گروهي از باكتري‌ها) امكان پذير است (آنون، 1984 و اسپرنت، 1990). تثبیت بیولوژیک نیتروژن توسط باکتری‌ها عمدتاً از طریق برقراری همزیستی با گیاهان خانوادة حبوبات می‌باشد. اهمیت حبوبات در حاصلخیزی خاک از 6 هزار سال قبل که مصریان آنها را در تناوب کشت خود قرار می‌دادند؛ روشن بوده است (اردکانی، 1374). تثبیت نیتروژن به روش همزیستی دارای انواع مختلفی می‌باشد که از آن جمله می‌توان به همزیستی باکتری‌های ریزوبیوم با گیاهان خانوادة حبوبات اشاره كرد. در همزيستي حبوبات با باكتري‌هاي جنس ريزوبيوم علاوه بر اين كه بخش اصلي نيتروژن تثبيت شده به مصرف گياه مي‌رسد، خاك نيز از لحاظ نيتروژن تقويت مي‌شود (بورديليو و پريوست، 1994).

 تأثير آفت‌كش‌ها:

 فرآيند تثبيت بيولوژيك نيتروژن مي‌تواند به شدت تحت تأثير عوامل مختلف اقليمي و خاكي قرار گيرد. بنابراين داشتن اطلاعات كافي در اين خصوص مي‌تواند كمك بسيار زيادي در بهبود و افزايش كارآيي اين پديده بنمايد. از مهم‌ترين اين عوامل مي‌توان pH، رطوبت و دماي خاك، نور و فتوسنتز گياه، مصرف كودهاي نيتروژنه، عناصر معدني، گونه و نژاد باكتري، رقم گياه، عوامل مختلف بيولوژيك و مصرف آفت‌كش‌ها را نام برد (پوردوايي، 1362). در ميان اين عوامل، استفاده از انواع آفت‌‌كش‌ها در نظام توليد گياهان زراعي بخصوص حبوبات آنچنان رايج شده است كه تصور توليد محصول بدون مصرف آنها امكان‌پذير نمي‌باشد (صالح راستين، 1375). نتايج آزمايش‌هاي انجام شده در اين زمينه نشان مي‌دهد كه تعدادي از علف‌كش‌ها، حشره‌كش‌ها و كنه‌كش‌ها در تثبيت بيولوژيك نيتروژن تأثير نامطلوب دارند و مصرف آنها فعاليت تثبيت بيولوژيك نيتروژن را كاهش مي‌دهد (بوهلر و همكاران، 1992). در مورد اثر آفت‌كش‌ها بر تثبيت بيولوژيك نيتروژن گزارش‌هاي متعددي وجود دارد كه ذيلاً به تفكيك گياه به بعضي از آنها اشاره مي‌شود:

 لوبيا:

تريفلورالين يكي از رايج‌ترين علف‌كش‌هاي مورد استفاده در زراعت لوبيا محسوب مي‌گردد. اين علف‌كش موجب كاهش گره‌بندي ريشه، عملكرد دانه و درصد پروتئين دانه در لوبيا و كاهش وزن خشك گره‌ها مي‌شود (گراهام، 1978). لوس (1975) اظهار داشت كه علف‌كش پيش از كاشت آلاكلر باعث كاهش توليد آمينواسيدها و ويتامين‌ها توسط باكتري‌هاي موجود در ريشه‌هاي لوبيا مي‌گردد. اين علف‌كش وقتي توسط ريشه گياه از خاك جذب مي‌شود باعث اختلال در چرخه توليد باكتري‌ها مي‌گردد، به طوري كه تشكيل گره در ريشه لوبيا را كاهش مي‌دهد و همچنين در فعاليت باكتري‌ها اختلال ايجاد مي‌كند و در نتيجه موجب كاهش تثبيت بيولوژيك نيتروژن، كاهش پروتئين دانه و كاهش عملكرد دانه گياه مي‌گردد. هاردي و همكاران (1968) گزارش دادند كه علف‌كش انتخابي داينوسب سبب كاهش احياء اتيلن و استيلن در لوبيا مي‌گردد. آنها بيان كردند كه داينوسب بر روي تثبيت بيولوژيك نيتروژن و تعداد گره‌هاي موجود در ريشه و رشد ريشه‌هاي جانبي تأثير منفي گذاشته و سبب رشد رويشي و عملكرد دانه لوبيا مي‌گردد. كورلي و بورتون (1975) گزارش دادند كه قارچ‌كش‌هاي PCNB، تيرام، كاپتان و فورادان تأثير منفي بر روي گره‌بندي ريشه لوبيا دارند. آنها اظهار داشتند كه به غير از كاپتان بقيه قارچ‌كش‌ها بر روي عملكرد دانه و درصد پروتئين دانه تأثير منفي ندارند. بزديك و همكاران (1978) اعلام كردند كه مصرف قارچ‌كش PCNB بر روي لوبيا موجب كاهش رشد رويشي آن مي‌گردد، و هر چقدر pH خاك بالاتر باشد، اين كاهش مشهودتر است. علاوه بر اين استودارد (1976) بيان داشت كه اين قارچ‌كش بيشترين تأثير منفي را بر روي تعداد گره‌هاي ريشه و كمترين تأثير منفي را بر روي سطح برگ لوبيا دارد.

 باقلا:

ويلسون و كودري (1946) در طي آزمايش‌هايي كه انجام دادند ثابت كردند كه حشره‌كش دي‌آلدرين بر روي باكتري‌هاي تثبيت كننده نيتروژن در باقلا تأثير منفي دارد. آنها دريافتند كه استفاده از حشره‌كش دي‌آلدرين بر روي باقلا از تعداد باكتري‌هاي تثبيت كننده نيتروژن مي‌كاهد و همچنين تعداد گره‌هاي موجود در ريشه باقلا را كاهش مي‌دهد. علاوه بر اين آنها (ويلسون و كودري، 1948) گزارش دادند كه حشره‌كش ليندين عليرغم تأثير مثبت بر روي رشد رويشي باعث كاهش  گره‌بندي و عملكرد دانه باقلا مي‌گردد. مكنزي و مك‌راي (1972) بيان داشتند كه حشره‌كش‌هاي نواكرون و دورسبان تأثير متفاوتي بر روي باقلا دارد. آنها اعلام كردند كه حشره‌كش دورسبان در دز معمول هيچ گونه تأثير سوئي بر روي گره‌بندي ريشه، رشد رويشي و عملكرد دانه باقلا ندارد ولي حشره‌كش نواكرون در دز توصيه شده بر روي گره‌بندي ريشه و تثبيت بيولوژيك نيتروژن تأثير منفي دارد ولي بر روي عملكرد دانه هيچ‌گونه تأثير منفي ندارد. دورسبان در دز دو برابر مصرف بر روي گره‌بندي ريشه و محتواي كل نيتروژن گياه تأثير منفي داشت و باعث كاهش تعداد گره‌ها در ريشه و نيتروژن كل گياه گرديد ولي بر روي رشد رويشي و عملكرد دانه تأثيري نداشت. حشره‌كش نواكرون در دز دو برابر مصرف علاوه بر كاهش تعداد گره‌هاي ريشه و محتواي كل نيتروژن باقلا باعث كاهش رشد رويشي به مقدار قابل توجهي گرديد، اما درصد كاهش عملكرد دانه آن به اندازه درصد كاهش رشد رويشي نبود. آنها به اين نتيجه رسيدند كه تأثير حشره‌كش‌هاي سيستميك بيشتر از حشره‌كش‌هاي تماسي مي‌باشد.

 لوبيا چشم بلبلي:

غلظت‌هاي متفاوت BHC در بالاتراز 4 ليتر در هكتار، گره‌بندي در ريشه لوبياي چشم‌بلبلي را به طور چشمگيري كاهش مي‌دهد و هر چه دز مصرفي افزايش يابد بر روي رشد رويشي، سطح برگ و عملكرد دانه تأثير منفي بيشتري مي‌گذارد (پدرسون 1949). اما حشره‌كش‌هاي BHC و كلردان، عملكرد دانه و رشد رويشي را در لگوم‌ها افزايش مي‌دهند (آبوئل فادي و فاهمي 1958). آنها در آزمايشاتي كه بر روي لوبياي چشم‌بلبلي انجام دادند، متوجه شدند كه استفاده از اين حشره‌كش‌ها در دز معمولي نه تنها هيچ گونه تأثير منفي بر روي گره‌بندي ريشه، سطح برگ و محتواي نيتروژن موجود در لوبياي چشم‌بلبلي ندارد بلكه از طريق افزايش گره‌بندي ريشه و سطح برگ باعث افزايش رشد رويشي و عملكرد دانه آن نيز مي‌گردد.

 ماشك:

دودنيك (1956) اعلام كرد كه حشره‌كش ددت در دز معمولي موجب تحريك گره‌بندي ريشه در ماشك مي‌شود. وي اين آزمايش را در خاكي كه به 60 درصد ظرفيت زراعي رسيده بود انجام داد و دريافت كه استعمال اين حشره‌كش در دز بالاتر از معمول تأثير منفي بر روي گره‌بندي ريشه، عملكرد دانه و رشد رويشي دارد. وي دريافت كه استفاده از حشره‌كش ددت در دز پايين‌تر از معمول هيچ‌گونه تأثير مثبتي بر روي عملكرد دانه و رشد رويشي ماشك نداشته بلكه محتواي نيتروژن موجود در ماشك را به مقدار قابل توجهي افزايش مي‌دهد.

 نخود:

بارديا (1967) طي آزمايشاتي كه بر روي نخود انجام داد دريافت كه دزهاي بالاي ددت بر روي رشد رويشي، گره‌بندي ريشه و محتواي نيتروژن نخود تأثير زيان‌آوري دارد. وي نشان داد كه بين كاهش تعداد گره و افزايش دز ددت رابطه مستقيم وجود دارد. به همين ترتيب ويلسون و كودري (1946) تأثير متفاوت حشره‌كش ددت را بر روي باكتري ريزوبيوم، مورد آزمايش قرار دادند. آنها اعلام كردند كه بيشترين تأثير منفي ددت بر روي رشد رويشي مربوط به سطح برگ بوده و تأثير معني‌داري بر روي ارتفاع بوته ندارد. آنها همچنين مشاهده كردند كه حشره‌كش ددت در دز پايين (سبك) تأثير مفيدي بر روي تثبيت بيولوژيك نيتروژن و رشد باكتري ريزوبيوم دارد.

 ماش:

پاريك و گائور (1970) آزمايشاتي را با دزهاي متفاوت حشره‌كش ددت بر روي ماش انجام دادند. دزهاي مورد آزمايش 5، 1، 10، 40، 100 و 1000 پي‌پي‌ام بود كه دز معمول 2 پي‌پي‌ام است. آنها دريافتند كه حشره‌كش ددت در دزهاي 5، 10، 40 و 100 پي‌پي‌ام تأثيرات زيان‌آوري بر روي عملكرد دانه ماش دارد و با افزايش دز، عملكرد به طور فزاينده كاهش مي‌يابد. آنها همچنين متوجه شدند كه دز مورد مصرف 1000 پي‌پي‌ام تأثير منفي بسيار بيشتري نسبت به ساير دزها دارد و به 30 درصد كاهش عملكرد دانه منتهي مي‌شود. درحالي كه كاهش عملكرد دانه در 100 پي‌پي‌ام در حدود 5 درصد است.

 عدس:

اسپروت و همكاران (1992) تأثير كاربرد متريبوزين را بر همزيستي ريزوبيوم در عدس بررسي كردند عدس با باكتري Rhizobium leguminosarum تلقيح شد و علف‌كش متريبوزين در 8 و 13 روز بعد از كاشت بر روي محصول بكار برده شد. كاربرد متريبوزين در 8 روز بعد از كاشت اثر منفي و معني‌داري روي وزن گياه، تعداد گره، رشد اندام‌هاي هوايي و فعاليت احياء استيلن داشته است. 5 تا 10 روز پس از كاربرد علف‌كش گياه شروع به رشد مجدد و جبران اين اثرات كرد به طوريكه در 13 روز بعد از كاشت اثرات منفي زيان‌بار اندك بود. كمتر از 2% از علف كش بكار برده شده بر روي اندام‌هاي هوايي به قسمت‌هاي زميني انتقال داده شده بود. بنابراين كاربرد متريبوزين اثر غير مستقيمي بر تشكيل گره و تثبيت نيتروژن دارد.

 نتيجه گيري و پيشنهادات:

به طور كلي گزارش‌هاي موجود در زمينه اثرات آفت‌كش‌هاي مختلف به ويژه علف‌كش‌ها، حشره‌كش‌ها و قارچ‌كش‌ها نشان مي‌دهند كه گونه‌هاي مختلف و صفات گياهي مختلف حساسيت متفاوتي به آفت‌كش‌ها نشان مي‌دهند و عموماً تأثير منفي علف‌كش‌ها بيشتراز حشره‌كش‌ها، حشره‌كش‌ها نيز بيشتر از قارچ‌كش‌ها و تأثير منفي علف‌كش‌هاي پيش از كاشت بيشتر از علف‌كش‌هاي پس‌رويشي مي‌باشد. به علاوه با افزايش دز مصرف، تأثير منفي آفت‌كش‌ها افزايش مي‌يابد. بنابراين با توجه به اهميت تثبيت بيولوژيك نيتروژن در كاهش نياز به مصرف كودهاي نيتروژنه، استفاده از نهاده‌اي غير از آفت‌كش‌ها ضروري بنظر مي‌رسد. در سال‌هاي اخير استفاده از روش‌هاي كنترل بيولوژيك بعنوان جايگزيني مناسب براي مبارزه با آفات و بيماري‌هاي گياهي بسيار مورد توجه قرار گرفته است.

 

منبع:مجموعه مقالات اولين همايش حبوبات ،مشهد مقدس ،صفحه ي368

نويسندگان مقاله، عباسي رحمت، عرب سيد مهدي، عليزاده حسن محمد و مؤذن قمصري بهروز

 

 

نوشته شده توسط غلام رضائي  | لینک ثابت |

علف کشهای گــروه دی فنیــــل اتر چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 22:34


علف کشهای گــروه دی فنیــــل اتر

 در بسیاری از گیاهان زراعی جهت کنتـــــرل علف هرز یکساله بصورت کاربرد قبـل از سبزشدن ویا ابتدای سبز شدن به مصرف میرسند .اولین ترکیب از این رده نیتروفن بود که بوسیله شرکت روم وهاس تکامل یافت .این علف کش سالها جهت کنترل علف هرز در تعدادی از سبزی جات وزراعتهايي مانند سويا ،بادام زميني ،پنبه وبرنج و بویژه در شالیزارهای ژاپن به مصرف رسیده است.تركيبات سازنده ي موفق اين گروه  مهم شامل

 1.    اسي فلوروفن               با نام بازرگاني بليزر علف كش پس رويشي علف هاي هرز پهن برگ سويا

2.    اكسي فلوروفن             با نام بازرگاني گل علف كش علف هاي هرز باغات ميوه

3.    بيفنوكس                     با نام بازرگاني مودان علف كش پيش رويشي در زراعتهاي سورگوم وسوياو برنج وجنگل ها

4.    نيتروفن                         با نام بازرگاني توك علف كش پيش رويشي  در خانواده كلم ،هويج ،كرفس،پياز، جعفري وچغندر قند

5.     ديكلوفوب متيل                 با نامهاي بازرگاني ايلوكسان ، هولان ،هوگراس است علف كش پس رويشي كنترل كشيده برگها در گندم

 رشد وساختمان گیاه
بطور کلی دی فنیـــــل اتر ها علف کشهای تماسی محسوب میشوند .البته بعضی از این ترکیبـات نیز عکس العمل رشــــدی ایجــاد
 میکنند .این علف کشها بوسیله برگ وریشه جذب شده ولی بعد از جذب شـدن حمل انها تا فواصل زیاد بسیار کم صورت می گیرد
 گزارش شده است که دیکلوفوپ – متیل در برگها خاصیت تماسی داشته ومیزان کلروفیـــل راکاهش میدهد (کوخر ولوتز 1975 ).این افراد همچنیــن گزارش داده اندکه دیکلوفوپ متیل در گیاهـــــــان حساس از رشد ریشه وفعالیت های مریستمی ساقه به شدت جلوگیری میکند .جلوگیری از رشد ریشه بوسیله دیکلوفوپ-متیل درمورد ذرت نیز گزارش شده است . همچنین مشاهده گردیده که کاربرد دیکلو فوپ – متیــــل روی ریشه توسعه ریشهای نابجـــا را در ساقهای یولاف افزایش میدهد در حالی که چنانچه روی قسمت های هوایی بکار رود از ایـن عکس العمل جلوگیــــری می کنداحتمـــالا اثر علف کش دیکلوفوپ متیل بصورت تاثیر مستقیــــم دو شکل بیولوژ یکــــــی ان می باشد که نحوه عمل ومحل عمل انها متفاوت است. دیکلوفوپ و دیکلوفوپ متیــــل هر دو در     گیاهچه های یولاف وحشی avena fatua  از رشد ریشه جلوگیـــــری می کنند ولی در مورد گنــــدم چنین نیست . محققیـــــن اظهار داشتند که دیکلــوفوپ متیــــــل به عنوان یک ضد اکسیـــــن قوی عمل می کند در حالی که متابولیست ان(دیکلوفوپ ) از طریق مکانیسم دیگری از رشد ونمو ریشه ممانعت میکند. مشاهده شده است که اکسی فلوروفن باعث تخریب غشاء سلولی شده و بعد از بکار رفتن روی شاخ و برگ جهت فعالیت خود به نور نیاز دارد جذب دیکلوفوپ –متیـــــــل بوسیله مناطـق ساقه وریشه درگیاهچـــه های درحال خروج ازطریـق قرار دادن موضعـــی این علفکش درخاک مـورد بررسی قرارگرفته است (کرولی وهمکاران )درشرایطــی که علفکش درناحیه ریشه قرارداده شده نسبت به زمانی که درناحیه ساقه بکاررفتـــه بود ,بمراتب برای تمام قسمتهای گیاه سمی تر بود

عکس العمل های بیوشیمیایی

تحقیقیات روی مکانیسم عمل علفکشهای نوع  دی فنیل اتر محدود میباشد .(مورلند وهمکاران)اثرات نیتروفــــن ,فلورودیفــــن و-نیتروفنیـــــل 2,4,6-تریکلـــروفنیــــل اتر، را روی واکنشهـــای درون کلــــــروپلاست و میتوکنــــدری بررسی کرده اند . درکلروپلاستهــــــا هر سه ترکیب عمدتـــــا دارای بازدارنده های انتقال غیر چرخـــــه ای الکترون و  فتو فسفریلا سیون جفت شده ,عمل میکنند .

با این وجـــــود سایر تحقیقـــات نشان می دهد اثر علفکشهای دی فنیــل اتری بر فتوسنتز و تنفس از نظر ماهیت ثانویه می باشند . پریرا و همــکاران (1971) دریافتنــد کــه نیتروفـــن از فتـــــوفسفر یلاسیــــون غیرچرخــــه ای وانتقــال الکترون در کلــــــروپلاستهای اسفناج جلوگیری کرده و جذب اکسیژن را درقطعات برگ کلم افزایش می دهد.

این ترکیبات را بر اساس نیاز نـــــوری شان جهت بروز فعالیتهای علفکشــی به دو گروه تقسیم شده اند.به طور کلی ترکیبـــــاتی که بر روی حلقه بنزن دارای ترکیبات استخـــــلافی اورتو میباشنـد .(نیتروفن ,فلورودیفن )به نور نیاز دارند ,در حالیکه مشتقات استخلافی متا هم در نور و هم در تاریکی فعــال می باشند . 

نحوه عمل :
علف کشهای دی فنیل اتری چنانچه بر روی برگهای گیاه بکار روند موجب زردی برگها و بافت مردگی می شوند که این امر مربوط به گسیختگی غشاء سلولــــــی می باشد .تعداد خاصی از این ترکیبات سبب جلـــو گیری از جوانه زدن بذر ,رشد وفعالیت های مریستمی نیز میشوند .این علف کشـــــــــها بسهولت از طریق برگ و ریشـــه ها جذب می شوند ولی انتقال آنها محدود میباشد .

مطالعات بر روی کلرو پلاست نشان داده است که این علف کشها از انتقال غیر چرخــه ای الکترون و اتصال فتو فسفر یلا سیـــــون جلو گیری میکنند این ترکیبات در میتوکنـــــــــــــدری نیز به عنوان بازدارنده انتقال الکتــــــرون عمل میکنند . بنظـر
می رسد که عمل دیکلــــــو فوپ تا حدودی شامل تغییر دادن عکس العمل های گیاه نسبت به اکسین درونی (طبیعی ) می باشد.

ویژگیهای خانواده دی فنیل اترها  :
1) این بازدارنده ها (بازدارنده های پروتکس ) قادر به وارد شدن در ریشه ها,ساقه ها یا برگــــــــهای گیاهــان نورسته هستند .
2)انتقال این علف کشها درگیاهان اندک است یا اصولا انتقال نمی یابد .در صورت وجود انتقـال در آوند چوب حادث میشود .
3)فعالیت این علف کشها مستلزم وجود نور است.

 4)اندام گیاهی قرار گرفته در معرض این علف کشــها و نور دچار خشک شد گی ونکروزه می شوند وبه سرعت از بیـــن می روند (ظرف یک تا دو روز).
 5)برگهای نورستــه گیاهان زراعی متحمل نظیر سویا نیز ممکن است بر اثر این علف کشهـــا دچار کلروز و نکروز (برنزه شدن برگها )شوند ,البته این موضــــوع سبب نقصــان عملکرد نمی شود .
6)تمامی ترکیبات این گروه با جلو گیــــــری از فعالیت آنزیم پروتوپورفیرینوژن اکسیدازسبب تخریب غشـاهای سلولی میشوند

7)این علفکشها به شدت جذب مواد آلی خاک می شوند و در برابر آبشــــــویی کاملا مقاوم هستند . به همین دلیل زمانـــی که به صورت پیش رویشی به کار روند ,تاثیـــــــــر آنها در نزدیکی سطح خاک طـــــی رویش دانه ها به وقوع خواهد پیوست .
8)اختـــلاط با خاک سبب کاهش شدید فعالیت این علف کشها می شود .

9)تاکنون گزارشی درباره توسعه مقاومت ناشی از کاربرد مکرر علف کشهـــای این گروه ثبت نشده است .
10)اثرات باقــــی مانده این علف کشها در خاک کاملا متفاوت است .

مکانیسم های مقاومت :
سه مکانیسم اصلی مقاومت گیاهـــان به علف کشهای بازدارنده پروتکس عبارتند از: 1)مقاومت در سطح جایگــــــاه عمل ملکولی 2)تجزیه متابولیکــــــــــــی سریع علف کشها 3)جلوگیـــــــــری از حرکت علف کش ها از
 محل کاربرد به محل عمل .

منابع :
1-  فلويدام. اشتون و آلدون.اس . كرافتز . فيزيولوژي علف كش ها .مترجميــــــــن راشد محصل ، م .ح و محلاتي ، م.ن 1375 .انتشارات دانشگاه مشهد شماره 82 مشهد 279 صفحه
2  - موسوي،س.ك .و ا . زند . و ح . صارمي .1384 علف كش ها . دانشگاه زنجان صفحه 84

3-  دكتر حسين قديري ،اصول وروشهاي علم علفهاي هرز،انتشارات دانتشگاه شيراز،  1372

     4- فتحي وارجمند، علفكشها وفيزيولوژي گياهي،انتشارات جهاد دانشگاهي  مشهد ،1378

نوشته شده توسط غلام رضائي  | لینک ثابت |

تخریب کننده های غشای سلولی

این. نوع علف کشها براساس تقسیم بندی (طبقه بندی) روشهای HRAC و WSSA با جایگاه عملی که از بازدارندگی فتوسیستم یک (PSI) تا ممانعت از فعالیت  پروتوپور فیرینوژن اکسید از (PROTOX) و جلوگیری از گلوتامین سنتاز گسترده اند مورد مصرف قرار گرفته که در این میان براساس طبقه بندی فوق بازدارنده های فتوسیستم یک در گروه 22 با مشخصه حرف انگلیسی D در خانواده ای شیمیایی با نام بای پیرید بلیوم ها با نام عمومی پاراکوات و نام تجاری گراماکسون از نظر کارکرد فیزیولوژیک مورد بحث و بررسی قرار می گیرند

 پاراکوات با دو نام تجاری از دو کارخانه سازنده :

ارتو پاراکوات سی ال ـ کمپانی شیمیایی شرون

گراماکسون ـ کمپانی آمریکائی ICI

 تخریب کننده های غشای سلولی

ترکیبات متعلق به این گروه خواص شیمیایی متنوعی دارند . اکثر آنها به صورت علف کش های تماسی پس رویشی به کار می روند ؛ البته اکسی دیازون ، سولفن ترازون و اکسی فلورفن دارای مصارف مهمی به صورت علف کش های پیش رویشی خاک برد هستند . هر چند جایگاه عمل این علف کش ها از بازدارندگی فتوسیستم I تا ممانعت از فعالیت پروتوپروفیرینوژن اکسیداز(PROTOX) و جلوگیری از گلوتامین سنتاز گسترده است، اما مرگ گیاهی ناشی از کاربرد این علف کش ها سریع است . فعالیت مناسب این علف کش ها مستلزم پوشش کامل سمپاشی روی شاخساره هاست وتحت شرایط محیطی گرم و نور شدید مرگ گیاهان سریع تر اتفاق می افتد. رادیکال های آزاد (اکسیدان های زیستی) تشکیل شده در گیاهان در نتیجه عمل این علف کش ها سبب تخریب غشاهامی شود.

ویژگی های بازدارنده های فتوسیستم1

  1. علف کش هایی غیر انتخابی
  2. تأثیر روی فتوسنتز در محل PSI
  3. عامل خشک شدگی سریع
  4. عمده عمل به صورت تماسی
  5. اتصال برگشت ناپذیر به خاک های رسی
  6. تأثیر علف کشی منحصراً روی شاخ و برگ

بازدارنده های PSI علف کش هایی با کارکرد سریع ، غیر انتخابی وتماسی هستند. پاراکوات معمولاً روی علف های هرز باریک برگ ، در حالی که دی کوات روی گیاهان پهن برگ موثر است .

نام عمومی وتجاری علف کش های بازدارنده PSI ثبت شده در ایران
خانواده شیمیایی                             نام عمومی                       نام تجاری

بای پیریدیلیوم ها                                 پاراکوأت                      گرماکسون
                                                       دی کوات                        رگلون*
 
*این علف کش در ایران ثبت نشده است .

علف کش های دی کوآت ترکیبات آلی هتروسیکلیک (دارا بودن بیش از یک نوع اتم در حلقه) متعلق به گروه بای پیریدیلیوم ها هستند. ساختمان حلقوی این ترکیبات دارای بار مثبت است و به صورت نمک فرموله می شود . ویژگی های عمومی این علف کش ها به شرح زیر است :

 1- کاملاً محلول در آب ، فرمولاسیون به صورت نمک های دی کلرید یا دی بروماید

2- کاتیون های قوی

3- جذب شاخساره ای سریع

4- مرگ سریع گیاهان تیمار شده ظرف 1 یا 2 روز پس از کاربرد علف کش

5 – عمل علف کشی در حضور نور بسیار سریع تر از تاریکی است

6 – معمولاً مرگ گیاهان آن قدر سریع اتفاق می افتد که انتقال علف کش ناچیز خواهد بود .

7- افزایش تحمل نسبت به پاراکوآت در برخی علف های هرز پس از کابرد مکرر این علف کش توسعه یافته است.

8- این علف کش ها جذب سطحی کلوییدهای غیر آلی خاک می شوند ، از این رو فعالیت آنها در خاک ناچیز است .

 کارویژه PSI

PSI دومین مجموعه پروتیین ـ کلروفیل دخیل در فتوسنتز است. PSI با تهییج الکترون و انتقال آن به پذیرنده ها سبب جذب انرژی نور خورشید می شود . الکترون ارتقاع یافته با الکترونی از PSII جایگزین می شود . انرژی الکترون PSI را پذیرنده های مختلفی که همگی حاوی آهن هستند ، جذب می کنند و سرانجام در تولید NADPH استفاده می شود .

 NADPH عاملی احیا کننده است که دربسیاری از واکنشهای بیوشیمیایی سلولی شرکت می کند .

 خصوصیات فیزیکی ـ شیمیایی

پاراکوات و دی کوات حلالیت زیادی در آب دارند و خاصیت اسید ضعیف ندارند . هردو این علف کش ها دارای بار مثبتند و به شدت به ذرات خاک به ویژه مواد آلی می چسبند . این علف کش ها به محض پیوند با خاک ، هم برای گیاهان و هم برای میکروارگانیزم های خاک غیر قابل استفاده می شوند. از این رو این علف کش ها در خاک فعالیت و آبشویی ندارند .

پاراکوات و دی کوات روی سطح برگ به مقدار خیلی کمی در معرض تجزیه نوری قرار می گیرند ولی این تجزیه به قدری کم است که فعالیت آنها را تحت تأثیر قرار نمی دهد.

 جذب و انتقال

پاراکوات و دی کوات خیلی سریع جذب برگ می شوند این علف کش ها ظرف یک تا دو ساعت پس از کاربرد نسبت به شستشو از طریق باران مقاوم     می شوند . پیوند محکم این علف کش ها با خاک به این معنی است که از طریق ریشه جذب نمی شوند . حرکت آنها تقریباً منحصر به آوند چوبی و از پایین به بالای گیاه است ؛ البته فعالیت سریع ، حرکت را محدود می سازد.

 جلویگری از انتقال الکترون در فتوسیستم I

برخلاف بازدارنده های PSII بازدارنده های PSI مانع جـریـان  الکتــرون نمی شـــوند ، بلـکه بــاعث انحـراف    الــکتـرون هــا از ناقـل هــای الــکتـرونی حـــاوی آهـــن                    (شامل FD,FDs,FP) می شوند . الکترون های منحرف شده به سمت اکسیژن می روند و تشکیل رادیکال های آزاد اکسیژن و در نهایت رادیکال هیدروکسیل با واکنش پذیری زیاد می دهند . در این فرآیند علف کش تخریب نمی شود ، بلکه به صورت کاتالیزور عمل می کند و پس از عبور الکترون ، مجدداً باززایی شده و ممکن است الکترون دیگری از PSI دریافت کند .

 رادیکال های آزاد اکسیژن باعث تخریب پروتیین ها و لیپیدها شده ، غشاهای گیاهی را مورد هجوم قرار داده ، استحکام آنها را از بین برده و در نهایت منجر به خشک شدن ومرگ گیاه می شوند. فعالیت سریع این علف کش ها باعث می شود که علاوه بر کاربری علف کشی ، از آنها به صورت خشک کننده برگ گیاهان زراعی نیز استفاده شود.

فعالیت سریع این علف کش ها ، همچنین مانع حرکت آنها در آوندهای آبکش می شود . چون این علف کش ها فقط از طریق سلول های زنده منتقل می شوند ، بنابراین در منطقه تخریب شده محبوس می مانند.

 مکانیسم عمل

در گیاهان تیمار شده با پاراکوآت یا دی کوآت علف کش به نزدیکی محل پیوند فرودوکسین متصل و با دریافت الکترون به رادیکال آزاد تبدیل می شود  رادیکال آزاد علف کش بر خلاف فرودکسین احیاء شده الکترون ها را به NADP (نیکوتین آمیدآدنین دی نوکلوتید فسفات) تحویل نمی دهد ، بلکه وارد یکسری واکنش ها شده که منجر به تخریب غشای سلولی و مرگ گیاه می شود.

 مکانسیم عمل دی کوآت و پاراکوات . طی فرآیند جریان الکترون در فتوسنتز هر یک از این علف کش ها یک الکترون از فتوسیستم I دریافت می کند و به رادیکالی آزاد تبدیل می شود .   تشکیل چنین رادیکالهای ازادی سبب توقف انتقال الکترون به NADP و ممانعت از کارکرد عادی فتوسیستم I می شود. در PSI  پلاستوسیانین طی سلسله مراحلی (FA,FX,A1,A0,P700) الکترون ها را به فرودوکسین ودرنهایت به NADP انتقال می دهد . درگیاهان تیمار شده با پاراکوت یا دی کوات علف کش نزدیک به جایگاه پیوند فردوکسین متصل می شود و الکترون ها را دریافت می کند و تبدیل به رادیکال آزاد می شود. تفاوت رادیکال آزاد این علف کش ها با فردوکسین احیا شده در این است که رادیکال های آزاد پاراکوات و دی کوات الکترون های دریافتی را به NADP تحویل نمی دهند ، بلکه سبب آغازش مجموعه ای از واکنش ها   می شوند که منجر به تخریب غشای سلولی و سرانجام مرگ گیاه می شود.

 رادیکال های آزاد پاراکوآت و دی کوآت عوامل مستقیم آسیب به بافت های گیاهی نیستند . این رادیکال های آزاد ناپایدارند وبه سرعت اکسیده و به ترکیبات اولیه تبدیل می شوند و بدین ترتیب مجدداً آماده پذیرش الکترون از فتوسیستم I و تشکیل رادیکال آزاد علف کش می شوند. طی فرآیند اکسیداسیون ، رادیکال آزاد علف کش با آب و اکسیژن واکنش می دهد، سوپراکسید و علف کش اولیه تشکی می شود . سپس سوپراکسید با آنزیم سوپراکسیددیس موتاز واکنش می دهد و پراکسیدهیدروژن تشکیل می شود. ترکیب اخیر رادیکال های هیدروکسی را به وجود می آورد . رادیکال های هیدروکسی مهمترین اکسیدان بیولوژیکی شناخته شده اند که به سرعت و با کارایی بالایی از طریق پراکسیداسیون چربی موجبات تخریب غشاهای سلولی را فراهم می آورند .

 تشکیل رادیکال های آزاد در گیاهان پس از تیمار با پاراکوآت یا دی کوآت ، رادیکال های آزاد به طور مستقیم سبب تخریب بافت های سلولی نمی شوند . این رادیکال های آزاد ناپایدارند و به سرعت تحت واکنش «خوداکسیداسیون» به ترکیبات اولیه تبدیل و بدین ترتیب دوباره آماده دریافت الکترون می شوند . رادیکال های آزاد طی خود اکسیداسیون با آب و اکسیژن واکنش می دهند و سوپراکسید و علف کش اولیه را به وجود می آورند . پس از آن سوپراکسید با آنزیم سوپراکسیددیس موتاز واکنش می دهد تا پراکسیدهیدروژن تشکیل شود. ترکیب اخیر رادیکال های هیدروکسی را به وجود می آورد. رادیکال های هیدروکسی ، مهمترین اکسیدان های زیستی شناخته شده به سرعت و به طور موثری تخریب غشاهای سلولی از طریق پراکسیده کردن چربی ها را آغاز می کنند . در شرایط عادی زمانی که علف کش در کار نیست . مکانیسم های سلولی سطوح پایین ملکول های تنش زای اکسیداتیو نظیر سوپراکسید و پراکسیدها را مهار می کنند و بدین ترتیب اسیب اندکی به غشاهای سلولی وارد می شود . این آنزیم های پاکسازی و انتی اکسیدان هایی نظیر سوپراکسیددیس موتاز(SOD) ، اسکوربات پراکسیداز و گلوتاتیون دو کتاز سبب سمیت زدایی اکسیدان های فعال می شوند . البته شمار زیاد رادیکال های آزاد تشکیل شده در گیاهان تیمار شده با پاراکوآت یا دی کوآت در حدی است که سامانه های حفاظتی گیاهان از عهده آنها بر نمی آیند .

 متابولیسم و خاصیت انتخابی

پاراکوات و دی کوات را گیاهان نمی توانند متابولیز کنند ، از این رو این علف کش ها غیر انتخابی هستند . گیاهان از نظر حساسیت نسبت به این دو علف کش متفاوت هستند ، البته دلیل این اختلاف هنوز مشخص نیست . سویه هایی از چچم چند ساله برای تحمل نسبت به علف کش پاراکوآت اصلاح شده اند که برای احیای مراتع در نواحی که از این علف کش استفاده می شود، به کار برده می شوند . در سال های اخیر نیز معلوم شده است که بادام زمینی تحمل زیادی نسبت به پاراکوآت دارد.

 سمّیت

این علف کش ها سمیت بالایی برای پستانداران از جمله انسان دارند (123-120=      LD50     ). چنانچه چشم انسان ، ریه ها و دستگاه تنفسی در معرض این سموم قرار گیرند و دقت لازم صورت نگیرد ، باعث ایجاد سوزش می شوند .

با اجتناب از قرارگیری در معرض سموم ، باید خود را محافظت نمود.

 علائم

اگر گیاه در معرض نور باشد ، پس از چند ساعت از مصرف این علف کش ها ، علائم پژمردگی و زردی (کلروز شدن) بین رگبرگ ها ظاهر می شود. بعد از این مرحله حاشیه های برگ ها شروع به قهوه ای و سیاه شدن می نماید و پس از آن برگ ها کاملاً قهوه ای و خشک می شوند.

 دستورالعمل های کاربردی

•کارایی این علف کش ها در صورت کاربرد به هنگام غروب افزایش می یابد ، زیرا در این صورت فرصت کافی برای انتقال در گیاه تا پیش از محدودیت حرکت ناشی از تأثیر آنها ، فراهم می شود.

•سمپاشی به نحوی که پوشش مناسبی روی گیاه ایجاد شود، برای فعالیت این علف کش ها ضروری است .مصرف مقادیر بیشتر آب ، کارایی آنها را افزایش می دهد.

•روی علف های هرز کوچک موثر ترند ، اگر علف هرز بزرگ باشد ، می بایست حجم آب مصرفی را زیاد کرد .

•برای خشک کردن گیاهان زراعی، دی کوات بر پاراکوات ارجحیت دارد.

•پس از یک تا دو ساعت از مصرف ، نسبت به شستشوی ناشی از بارندگی مقاوم می شوند .

•هنگامی که به صورت خشک کننده گیاه زراعی مورد استقاده قرار می گیرند، فعالیت سریع آنها ممکن است سبب ریزش غلاف ها در برخی گیاهان زراعی شود.

•در آب های گل آلود غیر فعال می شوند.

 

 

نوشته شده توسط غلام رضائي  | لینک ثابت |

خاصيت انتخابي ، علف كشها در گياهان زراعي چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 22:48



 عوامل موثر بر انتخابي بودن علف كشها به شرح ذيل مي باشد
۱- سن گياه ومرحله تكاملي گياهان در دوره ها  ومراحل معيني به علفكشها حساس هستند ، بنابراين اگر علفكشها را در زماني به كار برد كه گياهان زراعي بيشترين مقاومت به علفكش را داشته و علفهاي هرز در حساسترين مرحله زندگي خود باشند ، مي توان خاصيت علفكشي انتخابي را مشاهده نمود . براي مثال تركيبي از علفكشهاي پس از سبز  شد ن داينو سب –انالاپ هنگامي كه در مزرعه سويا قبل از باز شدن اولين برگها يا بعد از ظهور دومين برگهاي سه برگچه اي ، استفاده شود ، بدون ايجاد آسيبي به سويا گياچه هاي علفهاي هرز حساس از بين خواهند رفت. ذرت در مراحل قبل از توليد گلهاي نر وبعد از مرحله خميري شدن به بسياري از علفكشهاي پس از سبز شدن ، مقاوم است.
2-ارتفاع گياه
ازاختلاف ارتفاع بين علفهاي هرز وگياهان زراعي مي توان براي پاشيدن مستقيم سموم برروي علفهاي هرزبدون آنكه برروي گياهان زراعي پاشيده شود ، استفاده كرد
به اين طريق از مواد شيميايي كه خصوصيت انتخابي محدودي دارند براي كنترل علفهاي هرزي كه با ديگر وسايل به طور مؤثري كنترل نمي شوند .

در شرايط زراعي متعددي مي توان استفاده كرد استفاده از تو- فوردي بي ، لينورون يا پاراگوات در سويا ، استفاده از گليفوسيت با يك سمپاش دوار كه بطور افقي سم مي پاشد ، يا استفاده از سمپاش نمدي در سويا و پنبه. ويا استفاده از تعدادي از عفكشهاي شاخ وبرگ كه براي كنترل علفهاي هرز علفي در ميان گونه هاي چوبي بكار مي روند ، مثالهايي از اين طريق كنترل است.
3- اختلاف در ميزان دوام سم
اختلافات در شكل گياهان ، محل برگها وخصوصيات سطح برگها باعث اختلاف در ميزان دوام سموم روي شاخ وبرگ مي باشد . گياهان برگ پهن واقعي در مقايسه با برگ باريكها كه به صورت عمودي قرار دارند ، ميزان بيشتري از سموم را بر خود جذب ونگهداري مي كنند . انواع لويي وپياز به علت داشتن يرگهاي مومي ومستقيم ، خيس كرد نشان مشكل است . در حقيقت كنترل انتخابي برگ پهن ها با محلولهاي اسيد سولفوريك در اين نوع پياز تا حد زيادي به علت خصوصيت اخير مي باشد .
4- اختلاف در ميزان نفوذ
احتمالاً مهمترين عامل عملكرد انتخابي علفكشها در بين گياهان با سنين متفاوت ميزان نفوذ پذيري آنها است ، زيرا ضخامت كوتيكول با افزايش سن گياه بيشتر  مي شود

اين اختلاف احتمالاً يكي از دلايل عمده حساسيت بيشتر گياهچه هاي جوان به علفكشها در مقايسه با گياهان بالغ است . شواهد متعددي وجود دارد كه تنها اختلاف در نفوذ پذيري عا مل انتخاب در بين گونه هاي علفي در مرحله يكساني از رشد است . يكي از استثنائات علفكش ، تماس نيتروفن است كه براي كنترل علفهاي هرز كلم استفاده مي شود . نيتروفن به گونه هايي از كلم كه داراي كوتيكول ضخيم هستند ، آسيبي وارد نمي كند حال آنكه گونه هايي از كلم يا كوتيكول نازك را از بين مي برد (پرآيرو همكاران 1971) . دليل اين امر را ضخامت لايه كوتيكول دانسته اند .
افزايش مويا نها يا ايجاد تغييراتي در فرمولاسيون علفكشها مي توا ند دوام وميزان نفوذ علفكش روي گياه را بيشتر كرده و در نتيجه خصوصيت انتخابي بودن علفكش را تغيير دهد .
اغلب اين تغييرات در فرمولاسيون باعث آسيب ديدن گياهان زراعي كه معمولاً مقاومت زيادي به علفكش خاص دارند ، مي شود . جذب بيش از حد سموم علفكش توسط گياه باعث مي شود كه گياه نتواند سم را سرياً خنثي كند . مثلاً افزايش روغن گياهي به تو- فوردي آمين باعث ايجاد خسارت در ذرت شده حال آنكه اين علفكش به تنهايي اثر سويي برروي ذرت ندارد . فرمولاسيون استري تو فوردي در مقايسه با فرم آميني و ديگر فرمهاي نمكي آن ، راحت تر بداخل بافت گياهي نفوذ مي كنند

اختلاف در دوام وميزان جذب علفكش بندرت عوامل مهمي دربين علفكشهاي انتخابي مورد استفاده در خاك به شمار مي آيند . تا زماني كه علفكش در منطقه نفوذ ريشه محلول آب خاك وجود داشته باشد توسط گياه جذب خواهد شد .
5- اختلاف در انتقالدر بدو ورود علفكشها ممكن است متصل به تركيبات ديگر گردد ، جذب سطحي قسمتهايي از سلول گردد و يا در بخشهايي از سلول كه خسارتي توليد نمي كند   
(مثل واكوئل) باقي مي ماند . در ايصورت ، علفكش براي حركت به محل تأثير در دسترس نخواهد بود . علفكشهاي كلورامبن در ريشه هاي كدو و لينورون در هويج از جمله علفكشهايي هستند كه در بدو ورود به داخل گياه ، غير فعال مي شوند . با اين وجود اين حالتها استثناء هستند . بسياري از موارد قابل انتقال به مقادير كافي به نقاط حساس گياه منتقل مي شوند كه موجب خسارت در گياه شوند . در صورت عدم وجود اختلاف در متابوليسم ، به ندرت مي توان خصوصيت انتخابي را به تنهايي توسط اختلاف در انتقال بدست آورد .

6- اختلاف در متابوليسم
تغيير علفكش در داخل گياهان يكي از دلايل عمده براي عملكرد انتخابي علفكش در ميان گونه ها است . بعضي از علفكشها با سرعت بيشتري به وسيله گونه هاي مقاوم تجزيه يا متابوليزه مي شوند . در اكثرحالات ، انزيمهاي خاصي ، تغيير ماهيت علفكشها را با عمل كاتاليزري خود ، سرعت مي بخشند . اين تغييرات بسته به نوع گياه و علفكش ممكن است به طريق متفاوتي رخ بدهد .
بعضي از مثالهاي آن به قرار زير هستند
دكربوكسيلاسيون : حذف گروه كربوكسيل از علفكش ؛ قسمتي ازتجزيه بسياري از فنوكسي ها ، اسيد بنزوييك و مشتقات اوره به اين طريق انجام مي شود .
هيدروكسيلاسيون : افزايش يك عامل هيدروكسيل به ملكول كه اغلب با برداشتن يك اتم ديگر مثل كلر انجام مي شود . اين عمل معمولاً در فنوكسي ها ، اسيد بنزوييك و علفكشهاي تريازين انجام مي شود .
هيدروليز : تجزيه يك ملكول از طريق اضافه كردن آب ؛ در تجزيه كربامات ، تيو – كربامات ومشتاقات اوره انجام مي گيرد .
دآلكيلاسيون : حذف يك زنجيره جانبي آلكيل از ملكول است . اين واكنش در تريازين ها ، مشتقات اوره ، كرباماتها ، تيوكرباماتها وعلفكشهاي دي نيتروآنيلين انجام مي شود .

 7- مقاومت ‍ژنتيكي اختلاف ‍ژنتيكي در ميان گياهان يك گونه ممكن است زياد باشد وبه بعضي از علفكشها مقاومت نشان دهند . واريته هاي چغندرقند ، ذرت وسويا مقاومتهاي واكنشهاي متفاوتي از خود در مقابل علفكشها نشان مي دهند .
اين اختلاف در بين علفهاي هرز نيز ديده مي شود ، مثلاً اكوتيپ هاي قياق و خارلته واكنشهاي متفاوتي به بعضي علفكشها نشان مي دهند . در بعضي از حالات ، اختلاف دو برابر يا كمتر است . طبق گزارشات ، توده هايي از علفهاي هرز چون تاج خروس ، سلمه ، امبروسيا و زلف پير به علفكشهاي تريازين از خود مقاومت نشان داده اند . اين علفهاي هرز مقاومت بيوشيميايي واقعي داشته و براي كنترل آنها ، صدها برابرمقدارعلفكش مورد استفاده براي گياهان حساس مورد نياز است . مكانيسم مقاومت در اين توده هاي گياهي به اختلاف در جذب ، حركت يا متابوليسم بستگي ندارد ، بلكه مسبب آن ، تغيير خاصي در ساختمان ملكولي پروتئين است كه در كلروپلاست به تريازين متصل شده ودر نتيجه مانع از عمل تريازين مي شود . اين تغيير ساختماني از نسلي به نسل بعدي قابل توارث است وبه اين ترتيب توده هاي مقاوم سزيعاً به مزارع مجاور منتشر مي شوند .  

طبق گزارش بندين وهمكارانش (1979) توده هاي مقاوم ابتدا به صورت پراكنده در مزارعي كه علفكشهاي تريازين بيش از شش سال مكرر استفاده شده بود و شخم زده نشده بود ، ديده شدند ولي با گذشت زمان جمعيت اين توده ها روبه افزايش گذاشت . براي مقابله با بوجود آمدن چنين مقاومتي مي توان ازعلفكشهاي غيرتريازيني وشخم پس از هرچند بار استفاده مكرر از علفكشهاي تريازين ازعلفكشهاي غيرتريازيني وشخم .
وجود واريته هاي مقاوم به علفكش در گياهان زراعي ، پتانسيل فراواني براي افزايش خصوصيت انتخابي علفكشها وايمني گياهان زراعي فراهم مي كنند . تا بحال اختلافات واريته اي در مقاومت به علفكشها در اكثر برنامه هاي اصلاح نبات به طور مؤثري بكار گرفته نشده اند . زمينه اي كه تا بحال تحقيقات چندي در مورد آنها صورت گرفته است ، تعيين وانتقال ‍ژنهاي مقاوم از گياهان مقاوم به گياهان حساس به علفكش بوده است . مثالي در اين مورد كه بوسيله بورزدورف و همكارانش (1980) گزارش شده است ، توليد گياه دانه روغني منداب Brassica napus)) مقاوم به آترازين بوده است . اين گياه با بك كراسهاي متعدد با كلزا B.Compestris)) كلروپلاستهاي با ژنهاي مقاوم  به آترازين را بدست آورده است . از ديگر تكنيكهاي مقاومت به علفكش در گياهان زراعي تركيب پروتوپلاست واستفاده ازعوامل انتقال ژن است .  

8- نقش تركيبات شيميايي درخاصيت انتحاببا افزايش مواد شيميايي مي توان باعث افزايش يا كاهش فعاليت يا عمل انتخابي علفكشها شد . تركيب ديكلوفوپ – متيل با علفكشهاي فنوكسي منجر به كاهش كار اين ديكلوفوپ متيل در كنترل يولاف مي شود . بعضي از علفكشهاي پس از سبز شدن كه روي برگ باريكها مؤثر هستند و اخيراً به بازار آمده اند ، يك اثركاهندگي به هنگام اختلاط با ديگر علفكشهاي پس ازسبزشدن نشان داده اند.
استفاده از علفكشهايي مثل مفلويديد وبعضي از تيوكارباماتها حساسيت برخي از گونه هاي گياهي را به علفكشهاي پس از سبز شدن افزايش مي دهند . تيوكارباماتها ميزان  توليد كوتيكول را در گياهان مقاوم كاهش مي دهند وبه اين ترتيب جذب علفكش بيشتر شده و خسارت علفكشهاي پس از سبز شدن افزايش مي يابد .
بسياري از مواد شيميايي كه ( ايمني ساز ناميده مي شوند ) ميزان مقاومت گونه هاي برگ باريك نسبتاً مقاوم را به علفكشها تا حد بيشتري افزايش مي دهند ، بدون آنكه درميزان مقاومت گونه هاي حساس تغييري ايجاد كنند . N , N – دي آنيل – 2 و2 دي كلرواستاميد اخيراً به عنوان ايمني ساز به چندين علفكش تيوكاربامات اضافه مي شود . نفتا ليك آنهيد ريد پس از آغشته كردن بذر ذرت به آن باعث كاهش خسارت تيوكارباماتها به ذرت مي شوند با تيمار بذر سورگوم بوسيله       ,3 – dioxo i an – 2 – y I emthoxy) imino ،a (1  مقاومت متولاكلر افزايش مي يابد استفاده از اين تركيبات و ديگر تركيبات داراي عمل مشابه مي توانند ضمن افزايش كارآيي علفكش ، ايمني آن را نيز بيشتر كنند .

منابع :
1- مريل ا. راس كارول ا. ليمبي . علفهاي هرز و كنترل آنها . مترجمين راشد

 محصل . رحيميان و محمد بنايان – مشهد : جهاد دانشگاهي مشهد ، 1371.

2- مقاومت علفهاي هرز به علفكشها / گرد آوري اسكندر زند ، محمد علي باغستاني . – مشهد : جهاد دانشگاهي مشهد ، 1381. 

 

 

 

نوشته شده توسط غلام رضائي  | لینک ثابت |

 گروه علف كش هاي بازدارنده استيل كو آنزيم آ كربوكسيلاز(ACCase) قسمت دوم

ستوکسیدیم اولین علف کش این گروه است که به طور گسترده مورد استفاده  قرار گرفته است . اکثر علفکش های APP و CHD بر روی علف های هرزباریک برگ یکساله  مؤثر بوده  و تاثیر  ناچیزی  روی  چند ساله ها دارند . فوپها و دمها  فرار نبوده ، ولی  زمانی که روی  شاخ و برگ پاشیده می شوند فعالند . این دوگروه  علف کش از محلول خاک  قابل جذب نیستند  و  بنابراین  بقایای فعالی هم درخاک ندارند . تجزیه این علف کش ها در خاک   توسط   میکروارگا نیسم های   موجود  در خاک صورت  می گیرد . همه این  ترکیبات  به سرعت  تجزیه  شده و همین امر سبب کاهش آبشویی آنها درآبهای سطحی  و  زیر زمینی  می گردد . اکثر  دمها  قابلیت تجزیه  نوری  سریع در مقابل  آفتاب  را  دارند . لذا کاربرد آنها بر روی برگ و در مقابل نورآفتاب باعث تجزیه علف کش ونهایتا کاهش تاثیرخاصیت علفکشی آنها   می گردد . همین   امر  سبب  گردیده   که   در فرمولاسیون های  جدید  موادی  بکار گرفته شود که باعث جلوگیری  از تجزیه نوری این گروه ازعلفکشها در مقابل نور گردد

 ویژگی های فیزیکی - شیمیایی علف کش های بازدارنده ACCase

1- کنترل پس رویشی گندمیان یک ساله و چند ساله

2- خاصیت انتخابی برای گیاهان زراعی خانواده گندمیان

3- مقاومت گونه های غیر خانواده  گندمیان  نسبت به این علف کش ها

4- سهولت جذب شاخساره ای،انتقال آنها بسته به گونه  گیاهی متفاوت  است ، البته در  هر دو نوع آوند  چوب  و آبکش صورت می گیرد .

5- معمولا دستیابی به حداکثر فعالیت علفکشی مستلزم افزودن مویان یا سایر مواد افزودنی است .

6- این علف کش ها زمانی دارای بیشترین تاثیر خواهند بود که روی گیاهان در حال رشد سریع، در شرایط  بدون  تنش ، به کار روند .

7- مرگ گونه های حساس به کندی صورت می گیردو ظرف یک تا چند هفته مرگ کامل اتفاق می افتد .

8- تجزیه سریع در خاک

9- در صورت اختلاط  این  علف کش ها  با  برخی  پهن برگ کش های پس رویشی نظیر توفوردی،اسی فلورفن یا بنتازون

اثرات آنتاگونیستی متظاهر می شود .

10- در بیش از 20 گونه علف هرز خانواده گندمیان نسبت به علف کش های این گروه مقاومت ایجاد شده است .

 نحوه عمل علف کش های APP و CHD

عمل  سمیت  یک علف کش را  می توان  به دو فرآیند مجزای  نحوه  عمل  و مکانیزم  عمل  علف کش  تقسیم بندی نمود . نحوه عمل علف کش عبارتست از مجموع واکنش های آناتومیکی ، فیزیولوژیکی  و بیوشیمیایی که عمل سمیت یک علف کش را تشکیل می دهند  و از این  رو  نحوه  عمل  یک  علف کش کلیه اثرات  اولیه و ثانویه ای که در اثر مصرف علف کش ایجاد می شود را شامل  می شود . مکانیزم  عمل  علف کش  عبارتست از فرآیند  بیوفیزیکی یا  بیوشیمیایی اولیه  علف کش و یا محلی  (آنزیم  یا  سایر محل های هدف) که  تحت تاثیر علف کش قرار می گیرد .

مریستمهای انتهایی وجانبی (نه ریشه ها و برگ های بالغ) ، از اولین  محل های حساس  به  علف کشهای APP و CHD هستند . این  علف کش ها  از طریق  تاثیر بر همین محل ها باعث از بین رفتن گونه های حساس می شوند. اندکی پس ازتماس مریستم با هر یک ازترکیبات یاد شده،رشد مریستم متوقف شده و 4-3 روز پس ازمصرف آنها برگها شروع به زرد شدن(کلروز)می نماید.ترکیبات اکسینی مانند 2,4-D و MCPA و دایکامبا از نقش بازدارندگی این علف کش ها بر رشد مریستم  جلوگیری نموده  و از این  طریق اثر منفی روی سمیت این گروه از علف کشها دارند .                                                               

دو مکانیزم عمل برای علف کش های APP و CHD پیشنهاد شده است :                                 
(الف) مکانیزم بیوشیمیایی دخیل در جلوگیری از استیل کوآ کر بوکسیلاز  (ACCase)  و  به  دنبال  آن  بیوسنتز اسیدهای چرب در پلاستیدها                                          
(ب) مکانیزم بیوفیزیکی دخیل در ایجاد اختلال در شیب پروتون غشای پلاسما

الف: جلوگیری از بیوسنتز اسیدهای چرب

برای رشد و نمو طبیعی گیاه ، بیوسنتز اسیدهای چرب ولیپیدهاامری ضروری است.لیپیدها درساختمان غشای سلولی  و سایر فعالیت های فیزیولوژیکی سلول دخالت دارند . ملکول های  لیپیدی ( مانند چربی و روغن ) از اسیدهای  چرب و یک الکل  سه کربنی  گلیسرول  که از طریق پیوند استری  بهم وصل میشوند ، تشکیل  شده اند. بیوسنتز  اسید  چرب  در کلرو پلاست ها  و  پلاستید های بافت های غیر سبز صورت می گیرد

.  سنتزمالونیل کوآ،که توسط استیل-کوآنزیم آ کربوکسیلاز (ACCase)  کاتالیز  می شود  ، اولین  مرحله  در  بیوسنتز اسیدهای  چرب است . ترکیب  استیل کوآ و  مالونیل ACP که  توسط  3-کتواسیل-ACP سینتاز کاتالیز می شود نیز اولین  مرحله  در یکسری  واکنش های  مربوط به کمپلکس FAS  است  که باعث تولید ACP-• : 16 و ACP-1 : 18 ( که  از محصولات  عمده  دخیل  در ساخت  اسید چرب  در درون پلاستیدها هستند ) می شود  .  برخی از آنتی بیوتیکها ( مانند سرولنین ) و  علف کش های APP و CHD به آنزیم ACCaseمتصل شده وازطریق جلوگیری از ترکیب  استیل کوآ و  مالونیل ACP ،  بیوسنتز  اسیدهای چرب را مختل می کنند.

اسید  چرب  در پلاستیدها و گلیسرول فسفات  در سیتوسول ساخته  می شود . دیگر فرآیند  تشکیل  لیپید  که  برقراری پیوند بین این دو جزء است،در شبکه آندوپلاسمیک صورت می گیرد . علف کش های APP   و  CHD و آنتی بیوتیکها نیز در درون پلاستیدها به آنزیم ACCase متصل شده و از فعالیت آن جلوگیری می کنند .

ب: اختلال در شیب پروتون غشاء.
این  مکانیزم  همچنین  در کنترل  هورمونی گیاه ، تقسیم سلولی  و ... نیز  نقش  ایفا  می کند . بنابر این  هر  ماده شیمیایی مانند دیکلوفوپ-متیل که باعث  ایجاد  اختلال در شیب پروتون غشاء شود ، می تواند  اثر معنی داری بر بسیاری از جنبه های فیزیولوژیکی گیاه بگذارد .
شواهد  موجود  حاکی  از آن  است که  اسید های  آزاد هالوکسی فوپ  و دیکلوفوپ  باعث  غیرقطبی شدن  و یا خنثی  شدن  پتانسیل غشاء و از  بین  رفتن شیب  پروتون غشایی   در  سلولهای   پارانشیم   یولاف  ،  گندم ، یولاف وحشی ، وکلئوپتیل  نوک ریشه شده اند واثرات مشابهی  در ویزیکول های  غشای  پلاسما و تونوپلاست  یولاف نیز مشاهده   شده  است .  غیر قطبی  شدن  یا  خنثی  شدن پتانسیل غشاء به دلیل افزایش ورود پروتون ها به درون سلول دراثر مصرف دیکلوفوپ-متیل می باشد .

چگونگی فرآیند مرگ گیاه توسط علف کش های بازدارندهACCase  

     علف کش آریلوکسی فنوکسی  پروپیونات ، بسیار  سریع  جذب شاخ و برگ می شود ، به نحوی  که  بررسی های  مختلف  روی علف کش های نشاندار مشخص  کرده که  تقریبا  تمامی  مقادیر کاربرد علفکش درمحل تماس، باعث از بین رفتن برگ شده اند .دی   استری   شدن  و  گیاه سوزی دربافت های برگ وتجمع مواد سمی در مریستم رویشی، باعث  پدیده  نکروزه شدن می گردد. فعالیت رشد گیاه و درجه حرارت  بالا ، به انتقال علف کش درون آوندهای  آبکش  کمک  می کندو باعث منفعل شدن حرکت  درآوندهای چوبی میگردد و در نتیجه تجمع اسید سمی در تمامی  مناطق  مریستمی  دیده خواهد شد .

ایجاد اختلال در بیوسنتز چربی ها سبب  تخریب غیر قابل تغییر در سنتز غشاء می شود درنتیجه نمو طبیعی پلاستید مشاهده نمی شود و سوخت وساز گیاه به  طور چشمگیری  تغییر می  یابد .جلو گیری   از رشد به وسیله جلوگیری از فعالیت مریستم،دو روز بعد ازاعمال  تیمار  علف کش  صورت  می گیرد و علائم آن  تخریب  پلاستید  در  برگ های  جوان  و ظهور کلروزه  شدن  می باشد. مرگ گیاه هرز  برگ  باریک  ، 3-2  هفته   بعد  از  کاربرد    علف کش   به   وقوع  می پیوندد .گراس های تیمار شده  با   علف کش آلانینو پروپیونات  و  سیکلو هگزانیدیون ، اثرات  مشابهی  با  آنچه که در بالا ذکر شد از خود  نشان  داده اند ، هر چند  که  سیکلو هگزانیدیون ها   نفوذ آهسته تری  به درون  برگ دارند. 

جذب و انتقال

این علف کش های آب گریز درکوتیکول نفوذ می کنند و  خیلی  سریع  وارد  برگ  می شوند .  مواد  افزودنی خاصی به جذب دیم ها کمک می کند . استفاده ازمواد افزودنی مناسب در کارآیی برخی دیم ها نقش حیاتی دارد . این علف کش ها پس از ورود به برگ،به آرامی به سمت مریستم ها ، جایگاه استقرار ACCase ، منتقل می شوند .  پوشش  علف  کش   روی  گیاه  در  افزایش کارآیی کنترلی حائزاهمیت است.مورفولوژی علفهای باریک  برگ  نیز  به   افزایش   کارآیی  کنترلی  کمک می کند.  

قطره ها از روی برگ ها  به  طرف قاعده برگ ، محلی که علف کش مؤثر واقع می شود ، می لغزند .
هر چند انتقال فوپ ها و دیم ها در مقایسه  با گلیفوسیت یا بازدارنده های ALS خیلی کندتر است ، ولی تحرک آنها در آوند آبکش  برای کنترل  علف های  هرز  باریک  برگ چندساله کافی است . علفکش هایی که خیلی سریع منتقل می شوند ، روی  علف های  هرز چند ساله  که  کنترل آنها مستلزم   رسیدن   علف کش  به  ریشه ها  و  ریزوم هاست ، مؤثرترند .

متابولسیم و خاصیت انتخابی

خاصیت انتخابی بین گیاهان زراعی پهن برگ و باریک برگ : فوپ ها و دیم ها از ACCase گیاهان  زراعی و علفهای هرز  پهن  برگ  جلو گیری  نمی کنند  (به جز چند استثناء). غیرحساس بودن محل هدف  باعث میشود  که گیاهان  زراعی   پهن  برگ  تحمل  خیلی بالایی نسبت به فوپ ها و دیم ها داشته باشند .

خاصیت   انتخابی  بین  غلات  و  علف های  هرز باریک برگ: خاصیت انتخابی بین  غلات وعلفهای هرز باریک برگ به متابولیسم  سریع این علف کش ها  درگیاه زراعی  و  متابولیسم   نسبتا کند ترآنها درعلف هرز مربوط می شود .   

غلاتی مانند گندم توانایی بالایی از نظر متابولیسم آنزیمی دارند. گندم،فوپ هاودیم های انتخابی راخیلی سریع تجزیه و از خسارت احتمالی آنها جلوگیری می کند .دریولاف وحشی وسایر علف های هرز باریک برگ،متابولیسم خیلی کندتر است و همین باعث رسیدن علف کش به ACCase و جلوگیری از فعالیت آن می شود . متابولیسم  فوپ ها و دیم ها  درگیاهان زراعی جوان   بیشتر  است . شرایط  رشدی  مانند خشکی و درجه حرارت پایین ، که متابولیسم علف کش  را  محدود  می کنند ، از  تحمل  پذیری  گیاهان  زراعی می کاهند . اثرات موقتی این علف کش ها بر گیاه شامل زرد شدن و کند شدن رشد است .
انتخابی  عمل کردن  برخی  علف کش های  فوپ  نسبت  به گیاهان زراعی را می توان  از طریق کاربرد  افزودنی هایی که  متابولیسم علف کش در گیاه را افزایش می دهند ، بالا برد .  

علف کش های پوماسوپروتریامف پلاس حاوی ماده مؤثره ای به نام  فنوکساپروپ – پی - اتیل  هستند . در   پوماسوپر  ا فزودن      مفن  پیر  دی  اتیل   به   فرمو لاسیو ن   علف  کش  ،   متابولیسم فنوکساپروپ- پی-اتیل  را در گیاه  افزایش می دهد . راهبرد دیگر  اضافه کردن MCPA    یا  یک  علف کش  سولفونیل  اوره (مانند تیفن سولفورون که در ایران ثبت نشده است) به فرمولاسیون فنوکساپروپ- پی-اتیل (تریامف پلاس) . اضافه کردن  MCPA   (علف کشی  شبه  اکسینی)  و  تیفن  سولفورون      (از گروه B)نه تنها باعث ایمن تر شدن فنوکساپروپ- پی-اتیل برای گیاه زراعی بلکه سبب افزایش تعداد علف های هرز کنترل شده نیز می شود.بنابراین علف کش تریامف پلاس قادربه کنترل علفهای هرز باریک برگ وبرخی علف های هرز پهن برگ است و برای گندم نیز انتخابی عمل می کند .

مقاومت علف های هرز

در گونه های گندمی اشکالی از ACCase وجود دارد که علف کش های  بازدارنده  بیوسنتز چربی (LBI) قادر به ممانعت از فعالیت  آنها  نیستند  ،  این  موضوع  حاکی  از  پتانسیل  بالقوه انتخاب علف های  هرز مقاوم است . بیش  از  20  گونه  گندمی مقاوم   به   این   علف  کش ها   گزارش   شده   است  .  چچم ، یولاف وحشی،ارزنی،قیاق و پنجه کلاغی از آن جمله اند .

 در بیشتر موارد مقاومت  علف های  هرز  به علف کش های این گروه  به  حضور آنزیم  ACCase غیر حساس نسبت داده شده است . البته تمامی مقاومت ها نسبت به این علف کش ها  ناشی از اختلاف  محل عمل نیست . تحمل گندم  نسبت به  دیکلوفوپ ناشی  از  هیدروکسیلاسیون  (33 درصد  در 6 ساعت) آن  به وسیله سیتوکروم P-450 مونواکسیژناز است .   

بیوتیپ  استرالیایی  چچم  فاقد ACCase مقاوم است و مقاومت به  پاسخ  متفاوت  بیوتیپ های  حساس و مقاوم  نسبت  به   ثبات غشای پلاسمایی   بعد  از قرارگیری  در معرض علف کش مربوط است .

سمیت:

LD50 خوراکی این علف کش ها از 550 میلی گرم به ازای  هر کیلوگرم  وزن  بدن برای دیکلوفوپ متیل تا 2676 میلی گرم به ازای هرکیلوگرم وزن بدن برای ستوکسیدیم متغیر است .

علائم

علائم   ناشی  از مصرف  این  علف کش ها  روی  علف های  هرز باریک برگ نسبتا  به کندی ظاهر می شود . انتقال آهسته  فوپ ها و دیم ها و عدم مرگ فوری بر اثر بازدارندگی تقسیم سلولی از جمله دلایل این امراست . این علفکش ها هم  از رشد ریشه و هم   از  رشد   اندام  های   هوایی  جلوگیری  می کنند  .  علائم پژمردگی  و زردی  (کلروز) نیز ممکن است روی برگ ها ظاهر شود.پس ازاین مرحله خشکیدگی ونکروزبرگها اتفاق می افتد.

 علفهای هرز باریک برگ  تحت  تاثیر قرار گرفته را  می توان به آسانی از خاک بیرون آورد یا برگ ها را از طوقه جدا کرد. این  موضوع  بدلیل  چروکیده شدن  قسمت  مریستمی  گیاهچه است که فقط هنگام کاربرد فوپ ها و دیم ها دیده می شود . علت  چروکیدگی در قاعده برگ ها اینست که آنزیم ACCase بیشتر درقسمتهایی از گیاه که رشد سریع دارند،یافت می شود.   

دستورالعمل های کاربردی

* محدود  بودن  انتقال  این  علف کش ها حاکی از آن  است که سمپاشی  مناسب و یا به عبارتی  قرار دادن ذرات علف کش در مجاور قاعدهء گیاهچه ، اهمیت ویژه ای در کنترل دارد .

 * عمل  مخلوط کردن  و کاربرد  مقداری  فوپها و علف کش های مربوط  به   پهن برگ ها  را  باید  بر اساس  دستورالعمل   روی برچسب انجام داد .   

 * کاربرد  این  سموم   برای  گیاهان   زراعی   پهن  برگ   معمولا  بی خطر است .

کیفیت آب

اگر دیم ها با آب حاوی نمک های محلول ، شبیه آب چاه بکار  برده شوند ، نمک ها  با  علف کش پیوند برقرارمی کنندوآنرا غیر فعال می سازند. اضافه  کردن  سولفات  آمونیم   به   محلول  بکار برده شده مانع از غیر فعال شدن این علفکش ها می شود .

نتیجه گیری

هرچند علفکشهایCHD و  APPنسبتا در سالهای اخیر  معرفی  شده اند ، ولی مقاومت  به آنها  در چندین  گونه گسترش  یافته  و انتظار می رود که در  سال های آینده  دامنه  بروز مقاومت  به سایر گونه ها نیزگسترش یابد.مصرف روبه افزایش این علفکشها  درکشاورزی ، فشار گزینش گسترده ای را اعمال می کندوباعث ایجاد بیوتیپ های مقاوم می شود.به رغم اینکه درحال حاضر مقاومت به CHD و APP ممکن است به عنوان یک مشکل رو به گسترش،  

مصرف این  علف کش ها  را  محدود  می کند ، ولی  هنوز علفکش های جدیدی از این گروه درحال ساخت ومعرفی به  بازار  هستند . با  توجه  به  افزایشی  که  در روند  بروز مقاومت  به  این  علف کش ها  به  چشم  می خورد ، به نظر می رسد که  احتمالا  تعدادی  از  شرکت های سازنده  این علفکش ها در برنامه های آینده خود ساخت  این علفکشها را  دنبال  نکنند  .  به طور  کلی   هر  چند  در  حال  حاضر بازدارنده های  ACCase  بعنوان گروه مهمی از علفکشها مطرح   هستند ، ولی  احتمال   کاهش   معرفی  محصولات جدیدی از این تر کیبات در آینده می رود .

منابع

 زند، ا. و باغستانی،م.ع.، 1381. مقاومت  علف های  هرز به علف کش ها. انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد.

زند، ا. و ح. صارمی. 1381. علف کش ها؛ از بیولوژی تا کاربرد (ترجمه و تالیف). دانشگاه زنجان. 

زند،ا .،باغستاني ،م.ع.،بيطرفان،م.،شيمي،پ.،1386،راهنماي علف كش هاي ثبت شده در ايران،انتشارات حهاد دانشگاهي مشهد

فتحی، ق. و ع. ارجمند. 1378. علف کش ها و فیزیولوژی گیاهی (ترجمه). انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد.

موسوی، س. ک. و ا. زند. و ح. صارمی. 1384. کارکرد فیزیولوژیک و کاربرد علف کش ها. انتشارات دانشگاه زنجان.

نوشته شده توسط غلام رضائي  | لینک ثابت |

 

                                                                                               

بازدارنده های ACCase  شامل  دو  خانواده  مهم  از علف کش ها با نام های آریلوکسی فنوکسی پروپیونات (APP ) و  سیکلوهگزانیدیونها (CHD)  هستند  که  به طورعمومی به آنها فوپها (همان APP ) و دمها (همان CHD ) نیز اطلاق  می شود . این  علف کش ها  عمدتا برای  از  بین بردن  علف های هرز   باریک برگ  مورد استفاده  قرار می گیرند .  بقایای  آنها  در خاک  فعال نیست و در گیاه  نیز سریع حرکت  نمی کنند . خاصیت انتخابی این علف کش ها در غلات  به دلیل  متابولیسم آنها توسط غلات است . دامنه  انتخابی عمل کردن این علف کش ها ونیز تحمل گیاهان زراعی پهن برگ نسبت به آنها  باعث شده است که  این علف کش ها  به عنوان یکی از مفید ترین  علف کش ها در  برخی از کشور ها مطرح  باشند . به رغم  این که  حدودا  در اواخر  دهه 1970  معرفی  شده اند  ولی  فشار گزینشی  ناشی  از کاربرد این علف کش ها و نیز کارآیی بالای آنها باعث شده است که تعداد زیادی ازگونه های علف هرزنسبت به این علف کش ها  مقاوم شوند . به نظر  می رسد  که برای بروز مقاومت به این علف کش ها حدود 5 الی 7 بار گزینش  توسط  این  علف کش ها  کافی است . البته در صورتی که علف کش بیش از یک بار در سال مصرف شود ، ممکن است این دوره کوتاه تر شود . مکانیزم هایی که  علف های هرز از آن  طریق  نسبت  به این علف کش ها مقاومت نشان می دهند ، شامل تغییردر جذب و انتقال علف کش ، متابولیسم  و سمیت زدایی آن و تغییر در محل هدف (ACCase) می باشد . البته در این بین اکثر بیوتیپ های علف هرز مقاوم به APP و CHD که تا به امروز  شناسایی  شده اند ، از طریق  تغییر  محل  هدف (ACCase )  نسبت  به این علف کش ها مقاوم شده اند .

علفکش های آریلوکسی فنوکسی پروپیونات (APP) و سیکلو هگزا نیدیونها  (CHD)  از علفکش  های  مهمی هستندکه  به صورت پس رویشی و برای کنترل علفهای هرز  باریک برگ  موجود  در گیاهان زراعی  و باریک برگ و پهن برگ استفاده می شوند . این بازدارنده ها به طورعمومی تحت عنوان فوپها ودمها معروف هستند. فوپها  و  دمها  از نظر  شیمیایی  تفاوتهای  عمده ای  با یکدیگر دارند . شباهتهای  این  دو گروه  علف کش  از نظرفعالیت درگیاه وسطوح فیزیولوژیکی وبیوشیمیایی ، باعث  مشابهت  خصوصیات  کلی  ساختاری  آن ها  به یکدیگر گردیده  است  و همین  امر  سبب  نحوه  عملی مشابه آنها شده است .

 

 

   بازدارنده هاي استيل كو آنزيم آ كربوكسيلاز(ACCase)...........آريلوكسي فنوكسي پروپيونات ...يا  فوب ها  (AOPPs)

 

نام عمومي

نام بازرگاني

سال ثبت در ايران

محصولات توصيه شده

زمان مصرف

مقدار مصرف

در هكتار

فرمولاسيون

LD50

(mg.kg -1 )

ديكلو فوب – متيل

ايلوكسان

1359

گندم وجو

4-2برگي علف هرز باريك برگ

25ليتر

EC36%

639-481

هالوكسي فوب اتوكسي – اتيل

گالانت

1365

چغندر قند وكلزا

5-3برگي علف هرز باريك برگ

2ليتر

EC5/12%

518

فلوآزيفوپ – پي -بوتيل

فوزيليد

1365

چغندر قند

5-3برگي علف هرز باريك برگ

3ليتر

EC5/12%

3328

فنوكساپروپ-پي-اتيل+مفن پاپردي اتيل

پوماسوپر

1372

گندم

پنجه  زني گندم

0/8تا1ليتر

EW5/7

2090

كلودينافوپ-پروپارژيل

تاپيك

1373

گندم

از اوايل تا پايان پنجه زني گندم

6/0/تا8/0ليتر

EC8%

1829

هالوكسي فوپ –آر –متيل استر

گالانت سوپر

1378

چغندر قند،كلزا،پياز

5-2برگي علف هرز باريك برگ

75/0تا1ليتر

EC8/10%

623

پروپاكوئيز ،فوپ

آژيل

1378

چغندر قند

5-2برگي علف هرز باريك برگ

5/1تا1ليتر

EC10%

2863

كوييزالوفوپ-اتيل

تارگا

1367

چغندر قند

5-2برگي علف هرز باريك برگ

2تا5/1ليتر

EC10%

1670

كوييزالوفوپ-پي-اتيل

تارگاسوپر

1379

چغندر قند

5-2برگي علف هرز باريك برگ

2تا5/1ليتر

EC5%

1210

كوييزالو-پي-تفوريل

پنترا

1382

پنبه

پس رويشي

2تا3ليتر

EC4%

1012

فنوكساپروپ پي اتيل

ويپ سوپر

1383

چغندر قند

5-2برگي علف هرز باريك برگ

2/1تا1ليتر

EC12%

2090

 

بازدارنده هاي استيل كو آنزيم آ كربوكسيلاز(ACCase).....................سيكلوهگزانيئيون  ....يا ديم ها

 

 

نام عمومي

 

 

نام بازرگاني

سال ثبت در ايران

محصولات توصيه شده

زمان مصرف

مقدار مصرف

در هكتار

فرمولاسيون

LD50

(mg.kg -1 )

ستوكسيديم

نابو-اس

1365

چغندر قند-پياز –كلزا

5-2برگي علف هرز باريك برگ

3ليتر

EC5/12%

2676

سيكلوكسيديم

فوكوس

1375

پيازوكلزا

5تا4برگي علف هرز باريك برگ

5/1تا1ليتر

EC10%

5000

ترالكوكسيديم

گراسب

1377

گندم وجو

3برگي تا اواسط پنجةمحصول

2/1ليتر با1ليتر روغن

SC25%

934

                                                  

                بازدارنده هاي استيل كو آنزيم آ كربوكسيلاز(ACCase).......................فنيل پيرازولين ها......يا دن ها

 

 

نام عمومي

 

 

نام بازرگاني

سال ثبت در ايران

محصولات توصيه شده

زمان مصرف

مقدار مصرف

در هكتار

فرمولاسيون

LD50

(mg.kg -1 )

پينوكسادن

آكسيال

در دست ثبت

گندم وجو

پنجه زني محصول

450ميلي ليتر به همراه سيتوگيت

EC10%

3129

 

نوشته شده توسط غلام رضائي  | لینک ثابت |

لفكشهاي  بازدارنده استو لاكتات سينتئاز  ALS


گروه علفكشهاي بازدارنده استولاكتات سينتئاز ياALS  يابازدارنده استو هيدروكسي سينتئاز يا AHAS داراي 15 خانواده است كه از اين ميان چهار خانواده مهم است وتنها سموم دو گروه اول در كشور ما به ثبت رسيده اند

1)سولفونيل اوره ها

2)اميدازولينون ها

3)تريازولوپيريميدين ها

4)پيريميدينيل (تيو) بنزوات ها

معرفي سموم گروه

 

1)سولفونيل اوره

 

نام عمومي

نام بازرگاني

سال ثبت

محصولات توصيه شده

زمان مصرف

تري بنورون متيل

گرانستار

1369

گندم

ابتدا تا انتهاي پنجه گندم

بن سوللفورون-متيل

لونداكس

1373

برنج

1-3برگي شدن برنج

سينوسولفورون

ستاف

1375

برنج

5-7برگي شد ن برنج

تري فلو سولفورون -متيل

سافاري

1380

چغندر قند

پس رويشي

سولفو سولفورون

آپيروس

1382

گندم

پننجه زني

مت سولفورون متيل + سولفو سولفورون

توتال

در دست ثبت

گندم

پننجه زني

فورام سولفورون

اكوئيپ

در دست ثبت

ذرت

4-3برگي ذرت

نيكو سولفورون

سامسون

در دست ثبت

ذرت

4-3برگي ذرت

مزئ سولفورون +يدو سولفورون

شواليه

1383

گندم

3-2برگي علف هرز

تري فلوكسي سولفورون سديم

انوك

1384

پنبه

8-5برگي پنبه

 

 2)ايميدازولينون ها

 

نام عمومي

نام بازرگاني

سال ثبت

محصولات توصيه شده

زمان مصرف

ايمازاتا پير

پرسوئيت

1381

يونجه

اوايل رشد علف هرز

ايمازامتا بنزمتيل

آسرت

1374

گندم

پنجه زني

 

بيوشيمي ALS

محل آن در گياهان عالي، دركلرو پلاست بافتهاي سبزو پلاستيد بافتهاي غير سبز قرار دارد  

در مواقع ضروري اين آنزيم از ترئونين وپيروات درون استروما ساخته ميشود

آنزيم استو لاكتات سنتئاز،آنزيم كليدي در بيو سنتز اسيد هاي امينه شاخه لوسين، ايزولوسين و والين است وهمچنين آنزيم كليدي در توليد استو هيدرو كسي اسيداست

ALSدرگياه كمتر از0.01 كل پرتئين گياه را تشكيل ميدهد

آنزيم ALS همانندEPSPهاي سنتئاز يك نوكلئيك رمز دار است

اين دو واكنش باعث شده اند دونام براي يك آنزيم  بكار رود
1)استولاكتات سينتئاز 2)استو هيدروكسي سينتئاز

واكنش اول

پيروات + الفا كتو بوتيرات 

وتوليد استو هيدروكسي بوتيريت

واكنش دوم

پيروات + پيروات

وتوليد يك مولكول استو لاكتات

متابوليسم و خاصيت انتخابي

كليه بازدارنده هاي ALS  كه درگياهان زراعي مصرف ميشود خاصيت انتخابي دارند آنها بدون تحت تاثير قرار دادن گياه زراعي علف هرز را كنترل ميكنند

خاصيت انتخابي علفكشهاي بازدارنده ALS اين است كه گياهان زراعي ميتوانند قبل از آنكه اين علفكشها سمي شوند ،انها را متابوليز كنند

علت كنترل علف هاي هرزاين است كه علفهاي هرز با سرعت كند تري ،علف كش را متابوليز ميكنند

واكنش بهPH  خاك

واكنش به PHخاك،بين سولفونيل اوره ها وايميدازولينون ها فرق ميكند

پايداري سولفونيل اوره ها در خاك با كاهش PH كمترميشود

پايداري ايميدازولينون ها در خاك با كاهش PH بيشتر ميشود

جذب وانتقال

بازدارنده هاي  ALSمعمولا روي شاخ وبرگ بكار ميرودولي ميتواند در خاك نيز فعال باشدوعلاوه برعلف هاي هرزي كه مستقيما از طريق شاخ وبرگ علف كش را ميكنند،انهايي كه جديدا جوانه ميزنند رانيز تحت تاثير قرار دهند

علفكشهايي كه روي شاخ وبرگ بكار ميروند به راحتي توسط گياه جذب شده از طريق آوند چوبي و آبكش انتفال يابند

همچنين اين علف كشها به راحتي از خاك جذب شده وقادرندهم از در آوندچوبي وهم در آوند آبكش انتقال يابند

 

تحرك اين گروه نسبت به گروه o (اكسينهاي مصنوعي)كمتر است

  

پديده مقاومت

در حال حاضر تعداد زيادي از گياهان هرز مانند عتف جارو ،علف قناري وعلف شور به علف كشهاي سولفونيل اوره واميدازولينونها مقاوم شده ا ند استفاده مكرر از از سولفونيل اوره ها واايميدازولينونها باعث شده برخي علفهاي هرز توسط آنها كنترل نشده وبه عنوان علف هرز مقاوم مطرح شوند
مقاومت گياهان به اين گروه به دوشكل صورت ميگيرد
1) ممكن است آنزيمALS  ديگري داشته باشند كه تحت تاثير علفكش قرار نميگيرد
2) مكانيزم تجزيه سريع علف كش را داشته باشند
علفهاي هرز مقاوم از طريق بذر سريعا گسترش مي يابند وازاين ميان گروه ALS داراي بيشترين مورد مقاومت ويا به عبارتي كمترين مد ت پيدايش مقاومت ميباشد

 

 

 

 

 

 

 

 







علائم مسموميت

اولين علامت قابل رويت،جلوگيري از رشد در گونه هاي حساس است

چند روز پس از كاربرد

علامت كلروزه وسپس نكروزه ودر نهايت مرگ جوانه ها مشاهده ميشود ورنگ هاي زرد وارغواني روي روي برگها وساقه ها مشاهده ميشود

رشد ريشه ها نيز ممكن است توسط اين علفكشها متوقف شود

 مرگ گياه به صورت تدريجي اتفاق ميافتد


 

 

 

نوشته شده توسط غلام رضائي  | لینک ثابت |