•تيوكاربامات ها يا گروه بازدارنده سنتز چربی ها ( نه بازدارندهACCase)
ملكول اسيد كاربا ميك مي تواند با استخلاف يك اتم گوگرد به جاي يك اتم اكسيژن اسيد تيوكاربا ميك را توليد كند و استخلاف دو اتم گوگرد دي تيو- كارباميك اسيد را ايجاد خوا هد ساخت. مشتقات هر يك از دوتركيب ماده فوق علف كش هاي مهمي محسوب مي شوند گسترش علف كش هاي دي تيوكارباماتي نسبت به انواع تيو كاربامات ها شدت بيشتري دارد. تركيبات دي تيوكارباماتي كه به عنوان علف كش مصرف مي شوندCDECومتام مي باشند. CDECكه به وسيله شركت مونسانتو واستافر تكامل يافت منشا اوليه علف كش متام مي باشد. CDEC تا سال ها جهت كنترل انواع علف هاي هرز در گياهان زراعي و سبزيجات بكار برده مي شد. اين تركيب به عنوان علف كش قبل از خروج از خاك بكار برده مي شد و در مناطق مرطوب كه در آنها بارندگي مي توانست باعث حركت علف كش درخاك گرددكارايي بيشتري داشت. EPTCنخستين علف كش تيوكاربامائي عرضه شده مي باشد. در ابتداي مصرف اين تركيب به عنوان علف كش قبل از خروج ازخاك طبيعت فرار آن موجب بروز تغييرات شديد در كنترل علف هاي هرز گرديد. تكنيك اختلاط علف كش با خاك باعث برطرف شدن اين مشكل شدواولين مورد استفاده عمومي از روش اختلاط سم با خاك را فراهم نمود. اين تكنيك بعد ها در سطح وسيع در مورد بسياري از علف كش ها به كار گرفته شد. علف كش هاي تيوكارباماتي معمولا به منظور كنترل گرامينه ها و بسياري از علف هاي هرز پهن برگ در طي مراحل جوانه زني بذر ويا مراحل اوليه رشد گياهچه اغلب گياهان زراعي در خاك بكار برده مي شوند. معمولا تمامي اين علف كش ها بغير از تيوبنكارب بلا فاصله بعد از مصرف به صورت مكانيكي با خاك مخلوط مي شوند. در شرايط كاربرد اين تركيبات در خاك هاي خشك يا در شرايط اقليمي بسيار خشك اختلاط علف كش با خاك از طريق انجام آبياري بعد از مصرف سم موفقيت آميز مي باشد. EPTCمعمولا بوسيله افزودن آن به آب آبياري و مصرف توسط آبپاش با آبياري غرقابي بكار برده مي شود. به منظور جلوگيري از آسيب ديدن گياهان زراعي معمولا تركيبات خاص به فرمولاسيون علف كش هاي تيوكارباماتي افزوده مي شود. اين تركيبات معمولا آنتي دوت هاي علف كش ها ناميده مي شوند. برخي از اين تركيبات جهت تيمار بذور گياهان زراعي نيز مفيد مي باشند.
رشد وساختمان ملكولي
•تيوكاربامات ها در خاك به كار برده مي شوندو عمدتا از رشد ساقچه در حال خروج علف هاي هرز به ويژه گرامينه ها جلوگيري مي كنند. داوسون اثر EPTCرابرروي نمو گياهچه ها ي سوروف مطالعه نمود. وي گزارش داد كه قسمت عمده افزايش طول گياهچه در حال خروج اين گياه در محل نخستين ميان گره صورت مي گيرد. EPTCباعث اعوجاج نخستين مياه گره بصورت زيگزاگي مي گردد. البته برگ هاي در حال نمو موجود در كلئوپتيل محل اصلي خسارت EPTCمي باشند. درمقادير كم علف كش خسارت تنها نخستين برگ را دربر مي گيرد اين برگ از داخل كلئوپتيل خارج شده ولي بصورت چرخيده باقي مانده وباز نمي شود. در مقادير زياد تعداد برگ هايي كه تحت تاثير صدمات علف كش قرار مي گيرند افزايش مي يابد. با افزايش صدمات وارده به اين برگ ها رشد عمومي برگ ها در خارج كلئو پتيل تقليل يافته و يا متوقف مي گردد. درمقادير باز هم بيشتر علف كش هيچ برگي از كلئوپتيل خارج نمي شود. به همين ترتيب پريموردياي برگ هاي در حال رشد درون كلئوپتيل قادر به خروج طبيعي از درون آن نبوده ولي كناره هاي جانبي كلئوپتيل را پاره مي كنند. مطالعات ميكروسكوپي انجام شده توسط داوسون درمورد اثر EPTC روي گياهچه هاي در حال رشد سوروف را در مزوفيل برگ هاي در حال رشد درون كلئوپتيل نشان مي دهد. كلروپلاست ها در نزديكي ديواره هاي سلولي بمراتب متراكم بوده ودر مقابل رنگ هاي مختلف ميل تركيبي بيشتري دارند. فضاهاي بين سلولي نيز كاهش يافته ورديف هاي خطي سلول ها در گياهان تيمار شده با EPTC حالت كج ومعوج پيدا مي كنند. در اطراف گره هاي كلئوپتيلي نوعي تورم به وجود مي آيدولي هيچ گونه تكثيري در سلول ها صورت نمي گيرد. به علاوه در ناحيه قاعده كلئوپتيل درست در بالاي محل اتصال آن به ساقه نوعي بر آمدگي هاي رو به خارج ايجاد مي شود.چون در اولين ميانگره يا كلئوپتيل هيچگونه حالت غير طبيعي سلولي وجود ندارد داوسون نتيجه گرفت كه خسارت در منطقه مزوفيلي برگ هاي درون كلئوپتيل متمركز مي باشد.داوسون همچنين گزارش كرد كه EPTCاز رشد اوليه ريشه يا جوانه زني بذور سوروف جلوگيري نمي كند. علف هاي برگ پهن تيمار شده با EPTCبرگ هاي فنجاني شكلي توليد مي كنند كه بافت هاي آنها در اطراف لبه برگ نكروزه مي شود. اين امر ناشي از انتقال آپوپلاستي اين علف كش ها مي باشد. جذب و انتقال تجمع سم درهيداتودها (روزنه هاي آبي)در نوك برگ ها ودر انتهاي آوندهاي موجود در حاشيه برگ موجب ايجاد نقاط نكروزه و تغيير شكل برگ مي گردد. در مقادير بالاتر سم گياه زراعي نيز ممكن است چنين علائم مسموميت رااز خود بروز دهد ولي معمولا اين شرايط را پشت سر مي گذارد..بدنبال تيمار كردن گيا هان توسط تيوكاربامات ها در مزرعه معمولا برگ هاي گياهچه در مقايسه با بوته هاي تيمار نشده تيره تر بنظر مي رسند
•ياماگوجي (1961) با ا شعه از S-EPTCدريافت كه EPTCدر گياهان بسيار پرتحرك مي باشد. مطالعات زمان بندي شده نشان داد كه در اغلب گونه ها جذب درتمام طول دوره آزمايش ادامه داشته است. بااستفاده ازتكنيك محلول هاي غذايي EPTC –Cرا برروي ريشه هاي يونجه به كار بردندودريافتند كه EPTCبه سهولت توسط ريشه جذب شده و Cدربرگ ها و ساير قسمت هاي هوايي حضور داشته و تجمع آن عمدتا در بافت هاي جوان مي باشد دراين مطالعه همچنين معلوم شد كهEPTC درگياهان تجزيه مي شود. چندين محقق محل جذب EPTCراازطريق اندام هاي زيرزميني گياهان مختلف مطالعه كرده اند. داوسون بااستفاده از EPTC – Cپي برد كه ريشه وكلئوپتيل هردو به سهولت EPTCراازخاك تيمار شده جذب كرده و مقدار قابل توجهي ازعلف كش به سمت بالا وپايين انتقال مي يابد. اين محقق اظهار داشت كه اختلاف سميت بين ريشه وساقه به دليل تفاوت درحساسيت اين دو ارگان بوده وناشي ازاختلاف درسرعت جذب انتقال و يا تجزيه متابوليكي علف كش نمي باشد. محققين نتيجه گرفتند كه اختلاف درمقاومت ممكن است با محل جذب درارتباط باشد. پرندويل وهمكاران (1968) اثرات EPTCراكه روي مناطق مختلف ساقه در زير سطح خاك قرار داده شده بود درجو گندم يولاف وسورگوم تعيين نمودند. گندم جو ويولاف در شرايطي كه سم روي گره كلئوپتيلتيمارشده بود به شدت آسيب ديدند ولي تيمار برروي ساير قسمت هاي ساقه تاثيري برروي آنها نداشت. سورگوم بدون توجه به محل تيمارروي ساقه شديدا آسيب ديد. جذب EPTC –Cازخاك توسط سورگوم دوبرابر گندم بوده است. اين محققين نتيجه گرفتند كه عكس العمل هاي رشدي گونه هاي مختلف نسبت به مصرفEPTC بر روي ساقه آنها به مرحله اي ازرشد گياه كه تيمار در آن انجام مي گيرد بستگي دارد.پاركر(1966) نيك وهمكاران (1967) راشل و پرندويل(1967)وپرندويل وهمكاران(1967) بااستفاده از تكنيك هاي مختلف جهت مطالعه محل جذب EPTCدرگونه هاي مختلف بيان داشتندكه جذب از طريق ساقه به مراتب مهمتر از جذب ريشه اي مي باشد. البته محققين نتيجه گرفتند كه اختلاف هاي مشاهده شده در مورد اهميت جذب ريشه اي وساقه اي EPTCدر گزارش هاي فوق الذكر ممكن است مربوط به تفاوت در روش آزمايش باشد ودر اين ارتباط 12 متغير مهم را ذكر نمود. ريدر وهمكاران (1970) جذب EPTCرابوسيله بذور سويا مورد مطالعه قرار دادند. بين جذب وغلظت سم رابطه مستقيمي وجود داشت و باافزايش درجه حرارت از 10 بهC 30 جذب نيز افزايش يافت. درحرارت C30بعداز48ساعت %65 ازEPTCموجود در ml50 محلول توسط 5گرم بذرجذب گرديد. سرعت جذب دربذور زنده ومرده يكسان بود.اين محققين نتيجه گرفتند كه جذب عمدتا فرايندي فيزيكي است كه به آبگيري بذر نيازداردو جذب علف كش بعد از توقف جذب آب نيز ادامه مي يابدعلف كش هاي تيوكارباماتي بسهولت توسط ريشه ها كلئوپتيل و ساقه هاي در حال خروج از خاك جذب شده و بصورت آپوپلاستي انتقال مي يابند . از آنجا كه اين علف كش ها معمولا در خاك بكار مي روند تحقيقات بسيار محدودي در مورد مصرف برگي آنها انجام شده است . اين تركيبات از طريق برگها نيز بسهولت جذب مي شوند و به نظر مي رسد كه در اين حالت نوعي حركت سيمپلاستي صورت مي گيرد . البته چون اين علف كش بسرعت توسط گياهان و يا در اثر روش مصرف تجزيه مي شودمعمولا اين امر كه آيا علف كش مصرف شده يا متابوليت آن بصورت سيمپلاستي حركت مي كند قابل تشخيص نمي باشد و با اطمينان نمي توان بيان داشت كه علف كش هاي تيوكارباماتي در سيمپلاست انتقل مي يابد
سرنوشت ملكولي
•گزارشهاي اوليه در مورد سرانجام ملكولي علف كش هاي تيوكارباماتي در گياهان عمدتا از نوع مطالعات بقاياي علف كش و سير متابوليسم آنها به تركيبات طبيعي گياهي و CO بوده است اكثر تحقيقات اخير بر تبديل اين علف كش ها به سولفوكسيد و تشكيل نوعي كانجوگه گلوتاتيون تاكيد دارند . اين مطالعات معمولا با بررسي مكانيسم عمل پادزهرهاي تيوكارباماتها نيز همراه مي باشند . ناله واجا و همكاران ( 1964 ) پي بردند كه C-EPTCمصرف شده بر روي ريشه تجزيه شده و به CO تبديل مي شود مواد حد واسط متابوليكي و يا CO2 بعدا در ساختمان برخي تركيبات طبيعي درون گياه شركت مي يابندسولفوكسيدهاي برخي ازعلف كش هاي تيوكارباماتي درمورد سه نوع علف هرز برگ پهن بمراتب سمي تر از علف كش اوليه آنها مي باشند. البته ذرت درمقابل علف كش نسبت به سولفوكسيد آن صدمه بيشتري مي بيند. اطلاعات مشابه درمورد اين نوع سميت نشان مي دهد باوجودي كه علف كش هاي تيوكارباماتي معمولادراغلب گونه هادر مقايسه با سولفوكسيدهاي خود سميت كمتري دارند ولي موارد استثنايي نيز وجود دارد
عكس العمل هاي بيوشيميايي
• با وجودي كه اثر علف كش هاي تيوكارباماتي و دي تيوكارباماتي بر روي برخي از فرآيندهاي متابوليكي گياهان مورد تحقيق قرار گرفته ولي مفهوم دقيق مكانيزم عمل آنها آشكار نشده است. تاثير علف كش هاي تيوكارباماتي . بويژه EPTCبرروي متابوليسم چربيها بيش از ساير فرآيندها مطالعه شده است . اين تركيبات تغييرات مورفولوژيكي و آناتوميكي را در كورتيكول برگها ايجاد مي كنند كه بنظر مي رسد ناشي از تغييراتي در متابوليسم چربيها مي باشد. مان و پو(1968) گزارش دادند كهCDEC از وارد شدن مالونيك اسيد 14 C - به درون چربيهاي هيپوكوتيل قطع شده گياه sesbanea exaltata جلوگيري مي كند ولي EPTC برآن تاثيري نداردمطالعات نشان داد كه EPTC نيز از سنتز چربيها ممانعت بعمل مي آورد .
تركيب اسيدهاي چرب و چربيها نيز بوسيله علف كش هاي تيوكارباماتي تغيير مي يابد . استيل و همكاران (1970) اثر EPTC ديالات و CDEC را بر روي بيوسنتز چربيهاي سطح كوتيكول در برگهاي نخود بررسي كردند . به جز متابوليسم چربيها فرآيند هاي متابوليكي ديگري نيز توسط علف كش هاي تيوكارباماتي تغيير مي يابند اشتون و همكاران (1977) با استفاده از سلولهاي ايزوله شده برگ لوبيا گزارش دادند كه EPTC در غلظت 4-10 مولار در طي يك دوره 2 ساعته تيمار از سنتز چربيها (52%) سنتز فتوسنتز (21%) سنتز پروتئين ( 13%) و تنفس (4%) RNA (28%) جلوگيري مي كند در غلظت 3-10 مولار علف كش از كليه موارد فوق در طي 15 دقيقه ممانعت گرديد وبعد از 2 ساعت ميزان كاهش درمورد سنتز چربي ها سنتزپروتئين ها وفتوسنتز بيش از 99% وسنتز RNA94% وتنفس 76%بوده است. باوجودي كه سنتز چربي ها حساس ترين فرآيندنسبت به اين علف كش مي باشد ولي از چهار فرآيند ديگر به ميزان قابل ملاحظه اي ممانعت مي شود. EPTCدر غلظت هاي نسبتا زياد هر دوفرآيند جذب فسفر ومصرف اكسيژن رابه ميزان قابل ملاحظه اي كاهش مي دهد دراين حالت استريفيكاسيون فسفر بمراتب حساس تر از مصرف اكسيژن مي باشد.
•مورلند وهمكاران (1969) همچنين گزارش دادند كه فعاليت اسيد جيبرليك كه در شرايط عادي باعث سنتز آلفاآميلاز در نيمه بذرهاي جو ميگردد درغلظت 10×2مولار CDECبه ميزان 68% ودرغلظت 10×6مولار EPTCبه ميزان 39%كاهش مي يابد. برخي از علائم سميت علف كش ها ي تيوكارباماتي مشابه كمبود اسيد جيبرليك (GA) مي باشد ازجمله كشيده شدن پهنك برگ تردي وشكنندگي ساقه وتوقف رشد وپيچيدگي غلاف برگ (ويلكينسون واشلي 1978). مشاهده شده است كه GAناهنجاري هاي مورفوژنژ ناشي از EPTCرادرذرت به حالت عادي برمي گرداند . (دونالد وهمكاران 1977دونالد 1978). پادزهر هاي علف كش ها مواد شيميايي هستند كه به صورت متصل به علف كش ها بكار مي روند تا مقاومت گياهان زراعي به آنها راافزايش مي دهند. تضعيف كننده علف كش ها ايمن كننده علف كش ها ومواد محافظت كننده گياهان زراعي واژه هايي هستند كه درمورد اين نوع مواد شيميايي بكار برده شده اند. معمولا هرنوع پادزهر درمورد تركيب علف كش وگونه اي كه بر آن موثر است بصورت تقريبا اختصاصي عمل مي كند. اغلب تحقيقات انجام شده درمورد پادزهر علف كش ها درمونوگرافي كه بوسيله پالوس وكاسيدا (1978) جمع آوري شده بررسي گشته است.
•پادزهرهاي علف كش ها درموردعلف كش هاي تيوكارباماتي درشرايط مزرعه گلخانه وآزمايشگاه دقيقا موردبررسي قرار گرفته است. اين تحقيقات عمدتا بر روي ذرت بوده است. تيمار كردن بذر با 1 8 –نفتاليك انيدريك وتيمار كردن بذر ياخاك با دي كلرواستاميد 25788-R(N.N-دي آليل -2.2-دي كلرواستاميد )خسارت علف كش هاي تيوكارباماتي برروي ذرت را بطورچشم گيري كاهش مي دهد. تحقيقات برروي مكانيزم عمل پادزهر هاي علف كش هاي تيوكارباماتي حداقل سه جنبه از نحوه عمل اثر آنها را مشخص ساخته است. لاي وكاسيدا (1978)اظهارداشتند كه پادزهرهايي از نوع دي كلرواستاميد ميزان گلوتاتيون و فعاليت آنزيم گلوتاتيون s – ترانسفراز را افزايش مي دهد كه اين امر خود موجب تسريع در تشكيل كانجوگه سولفوكسيد –گلوتاتيون كه غير سمي است مي گردد . كارنيگر و همكاران ( b 1978) دريافتند كه 25788 – R ذرت را از طريق تحريك فعاليت آنزيم گلوتاتيون سينتيتاز كه باعث افزايش توليد گلوتاتيون مي شود . از صدمات علف كش محافظت مي كند .
•كانجوگه شدن گلوتاتيون با سولفوكسيد EPTC و در نتيجه غيرسمي شدن علف كش واكنش شيميايي سريعي است كه به آنزيم گلوتاتيون s – ترانسفراز نياز ندارد . ويلكينسون(b 1978) پيشنهاد كرد كه 1 .8 – نفتاليك اسيد انيدريد و 2578 – R ممانعت در سنتز اسيدهاي چرب و فعاليت آنزيم اولليل دساتوراز توسطEPTC را برطرف مي سازند استفنسون و همكاران (1979) براساس روابط بين ساختمان و فعاليت در پادزهر هاي آميدي علف كش هاي تيوكارباماتي در ذرت اظهار داشتند كه ممانعت رقابتي بين پادزهر هاي شاهد و علف كش هاي تيوكارباماتي يكي از مكانيزم هاي متحمل عمل اين مواد در ذرت مي باشد .اين جنبه از مكانيزم عمل پادزهر هاي علف كش هاي تيوكارباماتي الزاما بصورت متقابل اختصاصي نمي باشد .
•نحوه ي عمل
•بطور كلي اين علف كش ها رشد ساقه گياهچه هاي در حال جوانه زني را باشدتي بيشتر از ريشه كاهش مي دهند . بدرستي مشخص نيست كه آيا اين امر بدليل برخي تفاوت هاي توارثي بين اين دو اندام بوده و يا ناشي از سهولت جذب آن توسط ساقه در مقايسه با ريشه مي باشد . عمده ترين علائم سميت ايجاد شده توسط اين تركيبات رشد و خروج غير طبيعي برگها از كلئوپتيل گراسها مي باشد در غلظت هاي بالاتر معمولا برگها از كلئوپتيل خارج نمي شوند . در غلظت هاي پايين تر برگها خارج شده ولي ممكن است به حالت پيچيده باقي مانده و يا اينكه از قسمت قاعده كلئوپتيل خارج مي شوند چنين برگي طويل شده و حلقه اي را ايجاد مي كند كه نوك آن به قسمت انتهايي كلئوپتيل متصل مي باشد. علائم سميت در برگ پهن هاچندان مشخص نيست .بطور كلي از رشد جلوگيري شده .برگها بصورت فنجاني در آمده و بافت هاي حاشيه آنها نكروزه مي شود .
•بنظر مي رسد كه در شرايط مصرف اين علف كش ها بر روي خاك سهولت جذب آنها در ساقه هاي در حال خروج گياهچه بيش از ريشه باشد . با وجودي كه مشخص شده است كه اين تركيبات عمدتا از طريق سيستم آپوپلاستي انتقال مي يابند ولي شواهدي وجود دارد كه بصورت سيمپلاستي نيز حركتمي كند. سرنوشت ملكولي اين علف كشها در گياهان مشتمل برهيدروليز آنها در محل اتصال استري است كه با تشكيل CO2 نوعي مركاپتان و يك آمين همراه مي باشد. دو تركيب آخر بعدا متابوله شده و به مواد متابوليكي طبيعي گياهي و CO2 تبديل مي شوند . سولفوكسيداسيون علف كشهاي تيوكارباماتي و توليد سولفوكسيدهاي مربوطه يكي از مراحل اوليه متابوليسم اين علف كشها محسوب مي شوند . بنظر مي رسد كه سولفوكسيدها بمراتب سمي تر از تركيب اوليه خود باشند . كانجوگه شدن سولفوكسيد ها با گلوتاتيون يا سيستئين نيز يكي از طرق غير فعال شدن اين علف كشها مي باشد .
•بنظر مي رسد كه علف كش هاي تيوودي كارباماتي به طرق مختلف از جمله اختلال فتوسنتز . تنفس . چربيها . سنتز پروتئين ها و متابوليسم اسيدهاي هسته اي متابوليسم طبيعي گياهان را تغيير مي دهند . در حال حاضر مشخص نمودن اهميت نسبي اين فرآيند هاي مختلف در مقابل عمل علف كشهاي تيوكارباماتي امكانپذير نمي باشد. با اين حال ظاهرا جلوگيري از سنتز چربيها در مقايسه با ساير فرآيندها حساستر بوده و برخي از علائم سميت با آن مرتبط مي باشد و به همين دليل با وسعت بيشتري مورد مطالعه قرار گرفته است . ساير علائم مسموميت توسط اين علف كش ها شبيه كمبود اسيد جيبريك (GA ) بوده و با مصرف GA برطرف مي شود .
نام علمی: Sorghum halepnse
تیره: poaceae
نام انگلیسی: johnson grass
نام های فارسی:
قیاق، حلیط، سورگوم وحشی، ذرت گل خوشه ای، جواری، تاغار جواری، قمیش
گیاه شناسی:
گیاهی است چند ساله و تک لپه ای از خانواده گندمیان.
ساقه هوایی آن ماشوره ای با گره های برجسته و مانند بسیاری از گندمیان میان خالی است.
ارتفاع این گیاه به 50 تا 150سانتی متر و 3 متر هم می رسد. برگ قیاق باریک و بلند، متناوب، ساده و صاف و طول ان cm 25-20 و گاهی به cm 100 می رسد در حالی که عرض آن از 2 سانتی متر تجاوز نمی کند غلاف برگ شیاردار است و دارای رگبرگ های درشت و موازی است. گل آذین آن خوشه ای باز و مخروطی شکل است، سنبلچه های ریشک دار آن آویزان متراکم و به رنگ سبز یا قرمز متمایل به ارغوانی و کرک درا است و بلندی گل آذین از 15 سانتی متر تا 50 سانتی متر متغیر است. قیاق سنبلچه های مضاعف دارد. یکی از آنها بی پایه و تخم مرغی شکل است و نیم سانتی متر طول دارد. گل هایش هرمافرودیت و گلوم هایش مقعر و بدون نوک و ریشک بوده که با موهای نرمی پوشیده شده است. گلوم تحتانی به ریشک مفصلی و تابیده ای که طول آن از 10 تا 15 سانتی متر تجاوز نمی کند منتهی می شود. انتهای دو طرف گلوم تحتانی دندانه دار است. گل های این نوع سنبلچه سه پرچم و یک تخمدان با خامه دراز و پر مانند دارد. سنبلچه دیگر باریک، پایه دار و با مفصلی به ساقه گل دهنده متصل می شود. طول آن از 5 تا 7 سانتی متر تجاوز نمی کند و گلوم هایش مقعر و فاقد ریشک و گل های آن نر و گاهی خنثی است که فقط از یک گلومان تشکیل یافته است

ریشه و ساختمان زیر زمینی:
ریشه های دائمی آن سطحی و نمو آن بدین ترتیب است که در نزدیکی سطح خاک به جلو می خزد و سپس یک قسمت از آن به سطح خاک نزدیک شده و تولید ساقه می کند. در این موقع از زیر محل نمو ساقه ریشه هایی خارج می شود که به عمق زمین فرو می رود. این گیاه دارای ساقه زیر زمینی با ریزوم قوی و قطوری است. در یک کرت آزمایشی در اروپا به مساحت 10متر مربع و عمق 1 سانتی متر بیش از 6/2 کیلوگرم ریزوم قیاق به طول 91متر با 2000 جوانه زده قابل رویت وجود داشت.(هولم و همکاران 1977) یک بوته قیاق در شرایط مناسب رویشی در عرض یک ماه 50تا 80 متر ریزوم جدید تولید می کند ( مک ورتر 1973) گیاهانی که از رشد اندام های رویشی بوجود می آیند دارای مقدار فراوانی مواد ذخیره ای برای رشد می باشند لذا گیاهانی درشت بوده و زودتر از گیاهان بذری می توانند رقابت با گیاهان زراعی را آغاز کنند
بیولوژی:
قیاق بذری

قیاق تولید شده بوسیله ریزوم

این گیاهان بیشتر علف هرز مزارع آبی به شمار می آید و علاوه بر مزارع در کنار جاده ها و آبروها می روید.
قیاق بومی نواحی مدیترانه وخاورمیانه و ایران است واز گیاهان هرز فاریاب ،باغها وبخصوص یونجه زارهای ایران است. به مزارع نیشکر خسارت می زند وبه دلیل تکثیر سریع گیاهی بسیار مزاحم است. رستنگاه قیاق در بلوچستان- مکران -اشتران کوه-آذربایجان-کرج-ارومیه-اصفهان-مازندران-مینودشت-خرم آباد ولاهیجان گزارش شده است. قیاق دارای سیستم فتوسنتزی C4است . در صورت قرار گرفتن در شرایط تنش خشکی و سرما تولید ترکیبات اسید سیانیدریکی کرده ودر صورت چرای دامها باعث مسمومیت شدید آنها می شود.
بذر:


دانه های گیاه نسبتا درشت –شفاف –نوک تیز وتخم مرغی شکل است. رنگ دانه عنابی تندو مایل به سیاه است که قطر آن نزدیک به 2تا3 میلی متر و طولش به 4تا5 میلی متر می رسد.
برای شکستن خواب بذر در آزمایشگاه می توان از نیترات پتاسیم در درجه حرارت 32 و 30-20 در روی بستر کاغذی وبا توجه به نیاز نوری استفاده کرد.
_small.jpg)
با توجه به وضعیت خفتگی و جوانه زنی بذور 5 گونه از علفهای هرز تیره گندمیان (قیاق- دو گونه علف پشمکی ،جو وحشی ، سوروف) نتیجه شد قیاق دارای کمترین قوای نامیه (93%) برده و همچنین درجه حرارت بهینه برای جوانه زنی بذر قیاق بین 35 الی 40 مشاهده گردید و همچنین نتیجه شد که عامل خفتگی بذر قیاق در رویان می باشد.
خسارتهای قیاق:
قیاق از جمله علفهای هرزی است که در مراحل اولیه جوانه زنی به شدت با گیاهان زراعی رقابت کرده و به مقدار زیادی عملکرد را کاهش می دهد . آزمایشات نشان داده حتی چنانچه در هر متر مربع از ردیف های کاشت یک بوته قیاق وجود داشته باشد ،قادر است عملکرد سورگوم دانه ای را به میزان 45 کیلو گرم در هکتار کاهش دهد. در مزارع نیشکر کاهش عملکرد ناشی از رقابت با قیاق بیش از 25 درصد گزارش شده است ودر سویا این مقدار 23 تا 43 درصد است.
علاوه بر قدرت رقابت بالا قیاق آلیلو پاتیک است. بدین ترتیب این گیاه از 2 راه سبب کاهش رشد وعملکرد گیاهان مجاور می شود. ترکیبات آلیلوپاتیک موجود در این گیاه بیشتر در ریشه ها و برگها متمرکز است و شامل دهورین Dhurin (یک گلیکوزید سیانوژنتیک) و نیترات است .
این ترکیبات بخصوص در مرحله رشد سریع در مقادیر سمی در این اندامها وجود دارد و همچنین در صورت قرار گرفتن قیاق در شرایط تنش خشکی وسرما تولید ترکیبات اسید سیانیدریکی کرده و بعضی مواقع در صورت چرای دامها ممکن است 50 درصد یک گله از بین برود. هیدروسیانیک اسید (HCN) آزاد شده توسط گلیکوزید، سریعاً بوسیله خون جذب می شود و به دنبال آن از انتقال الکترون جلوگیری به عمل می آید و تنفس مختل می شود0
علاوه بر موارد بالا قیاق میزبان مناسبی برای آفات و بیماریهای مختلف و بخصوص آفات و بیماریهای گیاهان زراعی برگ باریک است و بدین ترتیب می تواند عاملی برای آلودگی مزارع اطراف باشد.
عوامل و روش های انتشار:

بذر و ریزوم عوامل پراکنش و تکثیر این گیاه هستند. بنابراین جلوگیری از پراکنش بذر و ریزوم از مهمترین راههای ممانعت از آلودگی مناطق زراعی است. باد،آب،حیوانات،بذرهای آلوده و ماشین آلات کشاورزی از مهمترین راههای پراکنش این علف هرز محسوب می شوند. بنابراین قطع و سوزاندن علفهای هرز حاشیه ی مزارع ،کانال های آبیاری و زهکشی در شروع مرحله گلدهی و همچنین جلوگیری از چرای دام ها در مناطق آلوده به این علف هرز، کمک بسیار بزرگی به جلوگیری از آلودگی مناطق جدید خواهد کرد.
روش های کنترل:
1-کنترل به روش زراعی:
- تناوب زراعی:
یک تناوب زراعی صحیح می تواند شامل کشت دوتا چهار سال یونجه ،دو سال پنبه و یک تا دو سال غلات ریز دانه باشد. به جای پنبه می توان از گیاهان زراعی ردیفی استفاده کرد.
-استفاده از ارقامی با قدرت رقابت بالا:
از گیاهانی استفاده می شود که قدرت رقابت بالایی داشته و گسترش ریزوم های قیاق را محدود سازد.
غرقاب کردن:
چنانچه مزرعه در اوایل بهار و قبل از جوانه زنی ریزوم های قیاق و به ارتفاع 7 تا 12 سانتی متر و به مدت 3 تا شش هفته توسط آب پوشیده شود نتیجه ی بسیار مناسبی به دست خواهد آمد .
- سوزاندن بوته های قیاق توسط شعله افکن
- استفاده از مالچ سیاه رنگ
2- کنترل بیولوژیک:
چرای دام ها در بیش از یک بار و در چندین فصل به مقدار زیادی رشد و گسترش قیاق را کنترل می کند. غازها از دیگر عوامل بیولوژیک هستند. این پرنده به طور انتخابی قیاق و دیگر علف های هرز باریک برگ را مورد استفاده قرار می دهد.
3- کنترل مکانیکی:
انجام یک برنامه شخم و جمع آوری ریزوم ها.
کنترل مکانیکی قیاق به منظور جلوگیری از تشکیل ریزوم های جدید و طی اولین ماه پس از ظهور اندام های هوایی صورت می گیرد. آزمایشات نشان داده است وقتی گراس ها به ارتفاع حدود 36 سانتی متر می رسند عملیات شخم و یا قطع آنها بیشترین تأثیر را خواهد داشت. در این ارتباط بهترین نتیجه هنگامی به دست می آید که این عملیات هر چهار تا پنج هفته یک بار تکرار شود. شخم باعث انتقال ریزوم ها به سطح خاک شده و به بدین ترتیب سریعتر خشک خواهد شد. چنانچه ریزوم ها به قطعات 5 سانتی متری خرد شده باشند سریعتر خشک خواهند شد و چنانچه تا 20% وزن اولیه خود خشک شوند به طور کامل توانایی رشد مجدد را از دست می دهند .
4- کنترل به روش شیمیایی:
علف کش های موجود توانایی زیادی برای کنترل قیاق ندارند اما می توان با استفاده از ترکیبات سیستمیک آن را متوقف ساخت. برای اینکه ریشه های زیرزمینی از فعالیت باز بماند.
-گلیفوسیت:
علف کش پیش کاشت . دو تا سه هفته قبل از کاشت روی شاخ و برگ قیاق پاشیده می شود. و به میزان 4/1- 8/1 کیلوگرم
-کلرات سدیم:
برای زمین های غیر زراعی – برای زمین های شنی 112 و برای خاک های رسی 672 کیلوگرم در هکتار و چون سمیت بالایی دارد باید با احتیاط مصرف شود.
-سدیم تری کلر استات( TCA ):
برای زمین های غیر زراعی به مقدار 8/44 تا 160کیلوگرم ماده موثر در هکتار
-دالپون و آسولام:
به صورت پیش رویشی و به طور انتخابی قیاق را کنترل خواهند کرد. زمانی به کار می روند که ارتفاع گیاه 2-25 سانتی متر باشند و هنوز به سنبله نرفته باشد.
MSMA:
در مزارع پنبه و به طور پس رویشی
-تری فلورالین:
علف کشی انتخابی برای محصولاتی از قبیل نیشکر ، سویا، لوبیا، بادام زمینی و پنبه.
-ترکیب اپتام به اضافه دی کلرمید
- پاراکوات:
از جمله علف کش های تماسی است که به منظور حذف اندام های هوایی در زمین های کشت نشده به میزان 56/0 تا 12/1 کیلوگرم در هکتار استفاده می شود. زمان مصرف، قبل از گلدهی و یا هنگامی که ارتفاع قیاق به 30-35 سانتی متر رسید.
منابع:
1- بیولوژی و کنترل علف های هرز – دکتر محمد حسن راشد محصل – انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد -1380
2- علف های هرز و روش های کنترل آنها – محمد علی رستگار – انتشارات نشر دانشگاهی.
3- گیاهان هرز ایران هادی کریمی مرکز نشر دانشگاهی.
4- خلاصه مقالات چهاردهمین کنگره گیاه پزشکی ایران (جلد دوم) دانشگاه صنعتی اصفهان 1379.
5- بذر، شناخت، گواهی و کنترل آن. دکتر مهدی تاج بخش – انتشارات احرار تبریز-1375.
- پیچک صحرایی بانام علمي convolvulus arvensis یکی از ده گیاه هرزه مهم و مسئله ساز دنیا می باشد و از گیاهان هرز خسارت زای باغات، مزارع گندم و محصولات تابستانه به شمار می آید. به طور کلی گیاه هرز اجباری است و به صورت وحشی یافت نمی شود. این گیاه چند ساله خزنده و بومی اروپا و غرب آسیا است و گسترش آن در مناطق گرمسیری و معتدل می باشد. تراکم بالای آن عملکرد محصول را 50-60 درصد کاهش می دهد. علاوه بر آن با پیچیدن به دور غلات دانه ریز سبب ایجاد مشکل در امر برداشت آنها می شود. پیچک به سرما و یخبندان مقاوم است ولی دمای 8- تا 10- درجه سانتیگراد ساقه های هوایی آن را از بین خواهد برد. پیچک صحرایی گاهی با پیچک هفت بند اشتباه می شود. اگر چه پیچک هفت بند یکساله و کوچکتر است و گل های آن سبز مایل به سفید می باشد ثابت شده که پیچک صحرایی روی ذرت و نیشکر اثر دگرآسیبی دارد
ویژگی های گیاه شناسی
گیاهی است از تیره پیچک که گیاهان این تیره بالارونده و بوته ای بوده و دارای شیرابه ای شیری رنگ می باشند. گلها منظم، دارای پنج کاسبرگ، پنج گلبرگ پیوسته، پنج پرچم و دو برچه با دو تا چهار خانه که در هر خانه یک یا دو تخمک دیده می شود. گلهای این خانواده معمولاً شیپوری و قیفی و رنگ آنها سفید تا صورتی می باشد. برگ در پیچک صحرایی کوچک بوده و هیچگاه کاسه گل را در بر نمی گیرد. گیاهچه آن دارای برگ های لپه ای سبز تیره با رگبرگ های قابل رویت و تقریبا این برگها قلبی شکل تا گرد می باشند. این برگها 10 روز پس از جوانه زنی ظاهر می شوند. اولین برگ های حقیقی سه گوش، نوک تیز و در قاعده دارای لوب های عمیق می باشند. گیاهچه از طریق شیار موجود در برگ های پایینی براحتی تشخیص داده می شود. قابل ذکر است که ساقه های جوان حاصل از گیاهچه تثبیت شده، برگ های قاعده ای نخواهند داشت

گیاه کامل : گیاهی است دو لپه چند ساله و خزنده و سطح آن صاف و بدون هیچ گونه کرکی می باشد. رشد رویشی آن از ابتدای بهار تا شروع سرمای سبک پاییز می باشد. معمولاً در سال اول قادر به تولید گل نیست و فقط ریشه های اصلی و جانبی خود را تقویت می کند.
تکثیر بوسیله بذر و ساقه های خزنده زیر زمینی می باشد
برگ
برگهای آن متناوب، کشیده و بلند عموماً سر نیزه ای شکل و نوک تیزند و دارای دمبرگی کوتاه می باشند. رگبرگ های پنجه ای آن از قاعده برگ آغاز شده و در انتهای برگ به صورت متقابل روی بروی هم قرار می گیرند. برگ های پیچک در قاعده دارای لوب های پهن می باشند البته شکل برگ نیز به شرایط محیط رشد، از تخم مرغی و مستطیلی تا باریک و تیز می تواند متفاوت باشد. سر نیزه ای بودن برگ ها در شرایط تنش خشکی بیشتر قابل مشاهده است.
ساقه-يكساله– ارتفاع ساقه به 30 سانتی متر تا یکمتر می رسد- ساقه ها خزنده یا پیچنده اند- در حالت عادی روی زمین می خرند و هنگامی که مجاورت پایه یا گیاه دیگری قرار گیرند به دورآن می پیچند – ساقه ها دارای خطوط برجسته ای روی سطح می باشند- ساقه در زمین های آیش حالت خزنده و در زراعت حالت پیچیده دارد.
گل : قیفی شکل منفرد روی دمگل نازک به قطر 4 سانتیمتر- به رنگ سفید یا صورتی روشن با خطوط کمی تیره تر از گلبرگ ها می باشد.- گلهای پیچک منفرد و محوری است.- کاسه آزاد و از پنج کاسبرگ پیوسته تشکیل یافته که پس از رسیدن دانه در قاعده میوه باقی می ماند-جام گل منظم – از پنج گلبرگ تشکیل شده- به قاعده گل پنج پرچم متصل است- تخمدان آزاد و از دو خانه تشکیل شده و به دو خامه باریک و استوانه ای شکل منتهی می شود.- عمر گلها یک روز اما تولید آنها به طور مداوم از ابتدای تابستان تا انتهای فصل رشد انجام می شود- دوره گل دهی اوایل تابستان تا اوایل پاییز است

میوه
میوه پیچک کپسول خشک شکوفا است که دو حجره دارد و از 2 شکاف باز می شود و دارای دو دانه است. دانه ها هرمی شکل کوچک و سیاه رنگ هستند.
بذر
به فرم تخم مرغی یا کروی نا منظم با مقطع گرد، سه گوش، سطح پشتی برآمده و سطح دیگر صاف و اغلب کمی فروررفته – بذر به طول 3 تا 4 میلیمتر – پهنا 2 تا 3میلیمتر و قطر 2تا 5/2 میلیمتر به رنگ خاکستری تیره تا قهوه ای تیره – بذور 15-10 روز پس از گرده افشانی بوجود می آیند. بذر پیچک به مدت طولانی در خاک زنده باقی می ماند ولی پس از خورده شدن توسط پرندگان و عبور از دستگاه گوارش آنها قوه نامیه خود را از دست می دهد ولی اگر توسط پستانداران اهلی خورده شود تا حدودی قوه نامیه خود را حفظ می کند- جوانه زنی بذورپیچک در طول سال و در صورت فراهم بودن رطوبت و دیگر شرایط امکان پذیر خواهد بود. دمای مناسب برای جوانه زنی بذور پیچک 35-25 درجه سانتی گراد می باشد.


ریشه
ریشه پیچک دارای سیستم ریشه ای گسترده ای می باشدوداراي رشد عمودی به سمت اعماق خاک معمولاً تا عمق 40/2 متری نفوذ می کند ولی گاهی اوقات رشد تا اعماق 6-9 متری هم وجود دارد سیستم ریشه ای عمیق وسیع پیچک آن را رقیبی قوی برای محصولات زراعی در اقلیم های خشک تبدیل کرده است. ریشه ها تقرریباً زرد رنگ و ریزوم ها سفید می باشند. ریزوم های پیچک معمولاً از ریشه های جانبی منشا می گیرند و رشد شاخه ها از جوانه های روی ریشه های خزنده ناشی می شود. ریشه اصلی پیچک راست می باشد و ریشه های فرعی فراوانی تولید می کند. ریشه های پیچک علاوه بر نفوذ عمقی زیاد گسترش جانبی زیادی هم دارند. و یک گیاه پیچک به کمک همین سیستم ریشه ای قادر است در طی فصل زراعی ناحیه ای به شعاع 6 متر را اشغال کند. البته این گسترش به نوع خاک و میزان رطوبت بستگی دارد. یک گیاه پیچک تنها 6 ماه پس از جوانه زنی 197 ریشه عمودی هر کدام به طول تقریبی 125 سانتیمتر و 34 ریزوم به طول میانگین 120 سانتیمتر تولید می کند. این ریزوم ها می توانند 141 گیاهچه جدید ایجاد کنند. مواد ذخیره ریشه به اندازه ای است که گیاه حتی در صورت قطع شدن یا از دست دادن مکرر اندام های هوایی قادر به بازسازی مجدد خود می باشد و هر چه عمق ریشه بیشتر باشد مواد اندوخته ای بیشتری خواهد داشت. نکته دیگر اینکه قطعاتی به کوچكي 5/2 سانتی متر از ریشه آن قادر به ایجاد یک گیاه کامل می باشد.

سرعت رشد نسبی
پتانسیل حداکثر سرعت رشد نسبی (Rmax) برای پیچک 44/2 و میانگین سرعت رشد آن 36/1 گرم بر گرم در هفته می باشد. این نشان می دهد که سرعت رشد نسبی زیاد یکی از خصوصیات مهم علف های هرز خطرناکی مانند پیچک می باشد. چون مقدار ماده خشک تولید شده توسط هر گونه گیاهی باید متناسب با منابع مورد استفاده در طی فصل رشد باشد. سرعت رشد نسبی اغلب به عنوان یک شاخص بالقوه در توانایی رقابتی بین گیاهان زراعی و گیاهان هرز استفاده می شود. علاوه برا ین همبستگی شدیدی میان شاخص سطحی برگ و سرعت رشد نسبی بالقوه وجود دارد. به این صورت که هر چه گیاه شاخص سطح برگ بیشتری داشته باشد سریعتر رشد نموده و بیوماس بیشتری تولید می کند
اثر دارویی
- درمان یبوست : دم کرده ریشه گیاه به واسطه داشتن مواد رزینی به عنوان یک مسهل عمل کرده و یبوست را بر طرف می نماید.
اثر صفرابر: دم کرده ریشه گیاه، برگ یا دانه های گیاه پیچک صحرایی اثر صفرابر دارد.
التیام زخم ها: برگ های تازه این گیاه اگر بروی زخم ها قرار داده شود التیام دهنده زخم ها است.
کنترل
از آنجاییکه که پیچک علاوه بر بذر دارای ریشه ها و ریزوم های حاوی جوانه های متعدد با مواد اندوخته ای فراوانی است که قدرت تکثیر آن را افزایش می دهد. مشکل آن براحتی قابل حل نمی باشد. خسارت آن در شرایط خشکی و نیز در اراضی دیم بیشتر از شرایط فاریاب است دلیل این موضوع این است که پیچک هم ریشه ای قوی و گسترده ای دارد و هم اینکه در شرایط رطوبت نسبی كم حساسیت کمتری به علفکش ها دارد. مهمترین راه مهار و کاستن از مشکلات این گیاه هرز روش پیشگیری می باشد.
محل مناسب رشد
خاک های سبک و آهک دار می پسندد- در مزراع غلات و صیفی جات دیده می شود.
تقریبا در تمام خاک ها رشد می کند مخصوصا در خاک های گرم و خشک و خاک هایی که لایه های زیرین رطوبت پذیر باشد.
عنوان پایان نامه :بررسي تاثير علف كش آلاكلر بر كنترل علف هاي هرز ،عملكرد و اجزاي عملكردكلزارقم هايولا308 درشرايط آب وهوايي شوشتر
چكيده
كلزا يكي از مهمترين گياهان روغني جهان است ونقش عمده اي درتامين روغن هاي خوراكي انسان دارد. از مهمترين عوامل محدود كننده ي افزايش سطح زير كشت وتوليد كلزا، علف هاي هرز هستند. بدين منظور جهت كنترل اين عوامل محدود كننده، تحقيقي با 8تيمار در4 تكرار در قالب طرح آزمايشي بلوكهاي كامل تصادفي طي سال زراعي88-1387در اراضي منطقه عقيلي در شمال شوشتر اجرا گرديد. تيمارهاي آزمايش عبارت بودند از1و2 -كاربرد علف كش لاسو4و 5 ليتر بصورت پيش رويشي. 3و4 -كاربرد علف كش لاسو4 و5 ليتر بصورت پيش كاشت.تیمار5 -كاربرد علف كش ترفلان بصورت پيش كاشت وبه عنوان استاندارد منطقه. 6- كاربرد اختلاط علف كش هاي لاسو وترفلان به صورت(4+1)ليتر بصورت پيش كاشت. 7و8-شاهد باوبدون علف هرز. نتايج آزمايش نشان داد كه تیمارهای علف كش لاسو 5 و4 لیتربصورت پيش رويشي توانستند باكنترل 95/91و76/90 درصدی، علف هاي هرز پهن برگ وعلف كش ترفلان 2 ليتر پیش كاشت در كنترل باريك برگ ها با 65/95درصد كنترل تيمارهاي برتر باشند. تیمار علف كش لاسو پيش كاشت در 5 و4 ليتر وهمچنين تیماراختلاط ترفلان لاسو پيش كاشت بر گياه كلزا شوك وارد كرده وباعث كوتاهي وعدم نمو ورشد كلزا گرديدند كه تا زمان بعداز گلدهي كلزا ادامه يافت. در ابتداي زمان گلدهي نمونه گيري از ارتفاع ساقه صورت گرفت وتيمارهاي اختلاط لاسووترفلان ولاسو 5 ليتر و 4 ليترپيش كاشت به ترتيب با36/44 و75/43 و25/36 درصد گياه سوزي با نمره ي ارزيابي 7 و7 و6 به معناي خسارت بسيار سنگين وخسارت سنگين بر كلزا را دريافت كردند. در اين آزمايش تيمار لاسو 5 ليتر پيش رویش، بیشترین عملکرد در واحد سطح را دارا بود. (3449كيلوگرم درهکتار)تعداد دانه در خورجين،تعداد خورجين در بوته وتعداد شاخه ي گل دهنده در متر مربع آن نيز به ترتيب 51/24و8/247 و620 بوده كه پس از تيمار شاهد بدون علف هرز بهترين تیمار قرار می گرفت. تيمار لاسو4ليتر پيش رويشي با عملكرد 3397كيلوگرم وتعداد دانه در خورجين،تعداد خورجين در بوته وتعداد شاخه گل دهنده در متر مربع آن نيز به ترتيب94/23 ، 8/234 و5/591 بوده كه باکاهش مصرف يك ليتروبا پذیرفتن كاهش عملكرد5/1درصد وبه جهت مزيت هاي زيست محيطي تيمار لاسو 4 ليتر پيش رويشي پيشنهاد مي گردد.
واژه هاي كليدي : كلزا، علف كش ،لاسو ،ترفلان
دي نيتروآنيلين ها
دي نيترو آنيلين ها علف كش هايي هستند كه براي كنترل علف هاي هرز باريك برگ وپهن برگ در برخي از محصولات زراعي مورد استفاده قرار مي گيرند. اين علف كش ها به صورت پيش رويشي ودر خاك مصرف شده واز طريق جلوگيري از تقسيم وطويل شدن سلول مانع از رشد علف هاي هرز مي گردند. علف كش هاي دي نيترو آنيلين به خانواده اي از تركيبات شيميايي تعلق دارند كه مكانيزم اصلي عمل آنها دپلي مريزاسيون ميكروتوبولهاست. ميكروتوبولها از اجزاي ضروري براي تقسيم سلولي وطويل شدن سلولهاي ريشه هستند. اين علف كشها به مختل كننده هاي تقسيم ميتوز معروفند. بسياري از تركيبات اين خانواده از علف كش ها،در اوايل دهه1960كشف شدندوشامل تركيبات مختلفي با ساختمان مشابه هستند . در ايران تاكنون4علف كش از اين خانواده به ثبت رسيده است.
نامهاي عمومي وبازرگاني علف كش هاي دي نيترو آنيلين ثبت شده در ايران
|
خانواده شيميايي |
نام عمومي |
نام بازرگاني |
سال ثبت در ايران |
فرمولاسيون |
مقدار مصرف در هكتار |
|
دي نيترو آنيلين ها |
تري فلو رالين |
ترفلان |
1348 |
EC48درصد |
5/2-2ليتر |
|
اتال فلورالين |
سونالان |
1355 |
EC3/33درصد |
5/3-2ليتر | |
|
دي نيترامين |
دي نيترامين |
1355 |
EC25درصد |
3ليتر | |
|
پندي متالين |
استامپ |
1378 |
EC33درصد |
5/4-3ليتر |
بسياري از علف كش هاي دي نيتروآنيلين به تجزيه نوري حساس بوده ودر اين شرايط كارائي آنها كاهش مي يابد.در صورتي كه بلافاصله پس از مصرف با لايه 5سانتيمتري بالاي خاك مخلوط شوند، خطر تجزيه نوري كم مي شود از آنجا كه حلاليت اين علف كش ها در آب كم است ، بنابراين در منطقه اي كه اكثر علف هاي هرز جوانه مي زنندباقي خاهند ماند.علف كشهاي دي نيترو آنيلين در تك لپه ايها عمدتا از طريق اندامهاي هوايي در حال جوانه زدن ودر دولپه ايهانيز از طريق هيپوكوتيل يا قسمت قلابي شكل هيپوكوتيل جذب مي شوند.
خصوصيات شيميايي وفيزيكي دي نيترو آنيلين ها
تري فلورالين و اتال فلو رالين داراي رنگ زرد روشم هستند . اين دو علف كش حلاليت ضعيفي در آب داشته، ولي در حلالهاي آْليي سريع حل مي شوند. اين دو علف كش داراي فراريت بسيار اندكي بوده ولي در خاكهاي مرطوب فراريت آنها افزايش مي يابد. ميزان تثبيت اين علف كش ها روي ذرات مواد آْلي بيشتر از رس مي باشد. علف كش هايي كه بطور محكم به ذرات خاك مي چسبند،براي كنترل علف هاي هرز قابل دسترس نيستند. بنابر اين در خاكهايي كه محتوي مواد آْلي آنها بالاست ، به مقدار بيشتري ازعلف كش نياز است . علف كش هاي دي نيترو آنيلين به خصوص در روزهاي گرم توسط نور خورشيد تجزيه مي شوند. البته اين علف كش ها به نحوي ساخته مي شوند كه تلفات ناشي از فراريت وتجزيه نوري آنها كم مي باشد.
جذب وانتقال
هنگامي گه گياهچه ار درون لايه هاي خاك تيما ر شده با علف كش هاي دي نيترو آنيلين به سمت بيرون خاك رشد مي كند ،در مسير ، علف كش جذب مي كند. اين علف كش ها به سهولت در غشاهاي جربي گياهچه حل مي شوند. از آنجا كه پس از جذب ،سرعت انتقال اين علف كش ها زيلد نيست ، بنابر اين بجز دي نيترو آنيلين هايي كه با منطقه مريستمي تماس حاصل مي كنند و وارد هسته سلولها مي گردند ، بقيه اثر كمي بر جاي مي گذارند
متابوليسم وخاصيت انتخابي
خاصيت انتخابي دي نيترو آنيلين ها بر مبناي متابوليسم نيست. اين علف كش ها خاصيت انتخابي منحصر به فردي دارند وبر مبناي عوامل زير عمل مي كنند
· ناتواني اين علف كش ها در انتقال
· عمق تركيب آنها با خاك
· بالا بودن خاصيت چربي دوستي
· تفاوت در محل قرار گرفتن مريستم گياه زراعي و علف هرز.
خاصيت انتخابي بين گونه هاي باريك برگ و پهن برگ
علف كش هاي دي نيترو آنلين براي گونه هاي باريك برگ نسبت به پهن برگسميت بيشتري دارند. در اين مورد خاصيت انتخابي آنها ممكن است بر مبناي چربي بذر باشد، زيرا اين علف كش ها كاملا چربي دوست هستند وميزان چربي بذر گياهان باريك برگ معمولا خيلي كمتر از گياهان پهن برگ است.ارتباط نزديكي بين حساسيت به تري فلورالين ودرصد ليپيد بذرعلف هاي هرزو گونه هاي مختلف زراعي گزارش شده است.اعتقاد بر اين است كه دي نيترو آنيلين ها ترجيحا به بخش هاي ليپيدي درون بذر رفته واز اين طريق از محل عمل دور مي شوند. علف كش هاي دي نيترو آنلين معمولا در لايه10سانتيمتري بالاي خاك تركيب ميشوند وبه آساني به سمت پايين شسته نمي شوند.بنابراين گياهان زراعي كه بذر درشت دارند ونيز علف هاي هرزي كه ذخيره ليپيد وپروتئين آنها بالاست قادر به رشد ونمو بوده واز منطقه آلوده به علف كش عبور مي كنند.
خاصيت انتخابي بين گونه هاي باريك برگ و غلات
ريشه هاي اوليه وگره كلئوپتيل(يا طوقه)محلهاي مهم عمل دي نيتروآنيلين ها در غلات وعلف هاي هرز باريك برگ هستند به رغم اينكه جايگاه ريشه هاي اوليه در هردو يكسان است، ولي جايگاه گره كلئوپتيل در بين گندم، جووبرخي علف هاي هرز باريك برگ مانند يولاف و ارزن وحشي ،فرق مي كند.در يولاف وارزن وحشي مزوكوتيل كه كلئوپتيل رابه طرف بالا مي راند، رشد مي كند در صورتي كه در گندم وجوچنين نيست. طويل شدن مزوكوتيل علف هاي هرز چمني باعث مي شود كه كلئوپتيل حساس به دي نيتروآنيلين در اين علف هاي هرز از بين لايه هاي خاك تيمار شده با علف كش عبور كرده وبه اين صورت علف كش وارد گره كلئوپتيل شده، از تقسيم سلولي جلو گيري نمايد ودر نهايت نيز منجربه مرگ گياه گردد.گندم وجو به آرامي ازبين لايه هاي تيمار شده با اين علف كش ها عبور مي كنند وتنها كلئوپتيل آ»ها در معرض علف كش قرار مي گيرد، كه كلئوپتيل هم نسبت به بازدارندگي علف كش هاي دي نيترو آنلين حساس نيست.
علائم خسارت
دي نيتروآنيلين ها رشد نوك ريشه را متوقف كرده وباعث بزرگ شدن سلول بدون رشد طولي شده ودر نهايت نوك ريشه منورم مي گردد.از علائم موفق عمل كردن علف كش هاي دي نيترو آنيلين، كاهش سبز شدن بذر علف هاي هرز است. گياهچه هايي كه سبز مي شوند نيز دار اي ريشه هابي بدون انشعاب و بانوك ضخيم است .

علف کش های شبه اکسینی
معرفی علف کش های شبه اکسینی اولین علف کشهای الی انتخابی انقلابی در کشاورزی نوین به
پاکرد.کنترل انتخابی علف های هرزپهن برگ درمزارع غلات این علف کش ها را به یکی از مهمترین گروه های علف کشی مورد استفاده تبدیل کرده است.واژه اکسین از لفظ یونانی auxein به معنای افزایش را اولين بار فريتس ونت در سال 1926 برای توصیف ترکیبی که سبب خمیدگی کلئو پتیل یولاف شده بود به کار برد. ترکیبات زیادی با گروههای کارکرد متفاوت تحت نام علف کش های اکسینی طبقه بندی شده اند در یک روش طبقه بندی علف کشهای اکسینی به 4 گروه اصلی تقسیم شده اند که گروه های شیمیایی متفاوتی دارند
این گروه ها شامل:
فنوکسی الکانوییک اسید ها
بنزوییک ها
پیریدین ها
کوینولین کربوکسیلیک اسید : گروه اخیر به تازگی شناخته شده است که فعالیت شبه اکسینی دارد
از این گروه می توان به کوین مراک وکوین کلراک اشاره کر د که سبب اپیناستی دردمبرگها و ساقه ها
وفنجانی شدن برگها وافزایش بیوسنتزاتیلن در گونه های پهن برگ های حساس میشوند
فنوكسي ها
علف کشهای گروه فنوکسی جز ترکیبات کلره اسید فنوکسی میباشند که به عنوان علف کشهای به
فرم بنیان اسیدی یا عموما به صورت نمک واستر ها به کار می روند مهمترین ترکیب این گروه
توفوردی یا(2و4 دی کلرو فنوکسی استیک اسید) است .ترکیبات مهم دیگر این گروه:
2,4,5-T
MCPA
2,4-DB
MECOPROP
MCPB
تفاوت فرمولاسیون
را می توان بااضافه کردن یک قطعه به یک علف کش تشبیه نمود قطعه اضافه شده باعث تغییرویژگی های علف کش می شود که میتواند کاربرد وجذب انها را تحت تا ثیرقرارمیدهد.فرمولاسیون های استری وآمینی هر کدام دارای مزایا ومعایبی می باشند که به خصوصیات شیمیایی انها برمی گردد
تفاوت فرمولاسیون های استری وآمینی
|
خاصیت
|
فرم استری |
فرم امینی |
|
حلالیت در روغن |
زیاد |
کم |
|
حلالیت در اب |
کم |
زیاد |
|
فراریت |
زیاد |
کم |
|
ابشویی |
کم |
زیاد |
|
شستشوی ناشی از باران |
کم |
زیاد |
|
گیاه سوزی |
زیاد |
کم |
|
انتقال از ریشه |
به سختی |
به اسانی |
|
انتقال در شاخ وبرگ |
سریع |
کند |
ü جذب وانتقال
به طور کلی در مورد جذب وانتقال علف کش های فنوکسی تحقیقات گسترده ای انجام شده است.جذب وانتقال این گروه ازعلف کش ها تحت تاثیر مولفه هایی مانند فرمولاسیون کوتیکول،گونه گیاهی، ومرحله رشد گیاه وشرایط محیطی و... می باشد . فنوکسی ها روی شاخ وبرگ به کار می روند متحرک در اوند ابکش وترکیباتی سیستمیک هستند که البته در خاک فعالند . این علف کش ها در اوندهای ابکش هم رو به بالاو هم رو به پایین حرکت می کنند و دربافت های در حال رشد سریع تجمع می یابند این توانایی انتقال سبب کارایی بیشتر این علف کشها روی علفهای هرز چند ساله میشود. علف کشهای فنوکسی توسط ریشه ها نیز جذب می شوند ظاهرادر ابتدا طی فرایندی فعال جذب می شوند زیرا جذب نسبت به شیب غلظت ودر جه حرارت پایین و شرایط هوازی وبه همان میزان موانع متابولیکی به طور بارزی کاهش می یابد
علف کش های فنوکسی پس از کار برد بر روی شاخ وبرگ بیستر از طریق ساقه هاوارد گیاه می شوند فرمولاسیون استر باعث افزایش جذب این ترکیبات از طریق کوتیکول می شوند. فرمولاسیون آمینی خیلی کند جذب می شوند وبه راحتی توسط باران شسته می شوند .این علف کشها عمدتا از طریق اوند ابکش انتقال می یابنداز انجاکه جهت وسرعت حرکت شیره پرورده درعلف های هرز چند ساله بسته به فصل تغییر میکندلذا حرکت در بهار روبه بالا ست ودر پاییز رو به پایین است.نوع علف کش نیز در سعت انتقال موثر است به طوری که:سرعت انتقال در برخی از علف کشها به صورت زیر می باشد.
2,4DB
نحوه عمل علف کش ها
علف کشهای شبه اکسینی احتمالابه همان محل های پیوند ایندول استیک اسید متصل میشوندواثرات مشابهی به بارمی اورندالبته مقدارعلف کش های شبه اکسینی فراهم برای گیاه خارج از کنترل وبدین ترتیب فعالیت شبه اسین ها غیر متعارف است .به طور کلی علف کشها ی شبه اکسینی سبب اختلال دررشد می شوند.ذخایر متابولیکی ازاد وبه محل رشدمعمولا نواحی مریستمی منتقل می شود.اختلال در رشد منجر به پیچ خوردگی و اپیناستی وضخیم وطویل شدن رگبرگ ها وساقه ها می شود.
ازاثرا ت گروه علف کش ها فنوکسی اسید :
1-فعالیت این گروه مشابه با فعالیت طبیعی هورمون رشد ایندول استیک اسید ظاهر می شود.
2-افزایش درسنتز میزان پروتیین و میزان DNA , RNA
3-حجیم شدن نابرابرسلول ها
4- افزایش در تولید اتیلن
5- اپیناستی وکلروزه ونکروزه شدن دربافت های سمپاشی شده

خاصیت انتخابی علف کشهای شبه اکسینی
معمولا علف کشهای شبه اکسینی برای کنترل انتخابی علف های هرز پهن برگ در گیاهان زراعی باریک برگ نظیرغلات دانه ریزوچمنزار مورد استفاده قرار می گیرند این علف کش ها معمولا بر روی شاخ وبرگ استفاده می شوندالبته در مقادیر زیاد به صورت پیش رویشی نیز استفاده می شوند ازنظرخاصیت انتخابی علف کش های شبه اکسینی به دو گروه تقسیم می شوندالبته در مقادیر زیاد به صورت پیش رویشی نیز استفاده می شوندازنظرخاصیت انتخابی علف کش های شبه اکسینی به دوگروه تقسیم میشوند.درگروه اول به دلیل اختلاف ناشی ازرهگیری، جذب ، انتقال ،متابولیسم وجدا سازی ضمن حرکت به سوی هدف ومقدارعلف کش رسیده در بین گونه ها متفاوت است .در گروه دوم حساسیت محل هدف تعیین کننده عمل انتخابی است.حساسیت عمومی گونه های دولپهای وتحمل گونه های تک لپه ای به این علف کش هاعمدتا به تفاوت این دو گروه از نظر مورفولوژی ، سرعت انتقال ومتابولیسم انهامربوط می شود. برای مثال میتوان به تخریب اوند های ابکش در دولپهای ها در نتیجه تکثیر نابهنجار بافت به دلیل قرارگیری در معرض علف کش شبه اکسینی اشاره کرد.تحمل تحمل گونه های تک لپه ای به دلیل پراکنده بودن اوند ابکش در دستجات احاطه شده با بافت اسکرانشیم و همچنین فقدان کامبیوم ودایره محیطیه حساس است .
متابولیسم توفور دی در گیاهان:
1-الحاق اسید امینه
2-الحاق قند
3-تغییردر زنجیره جانبی
4-هیدر کسیلاسیون
5- اکسیداسیون
کنترل علف های هرز در سبزیجات:
وجود علف های هرز از مهمترین مشکلاتی است که تولید سبزیجات را محدود می کند. تقریبا اکثر سبزیجات در هفته های اول پس از جوانه زنی رشد آهسته ای دارند و به همین علت قادر به رقابت با علف های هرز نیستند. برای بسیاری از سبزیجات دوره بحرانی رقابت
علف های هرز 3/1 اولیه دوره زندگی این گیاهان است. اما این دوره متغیر بوده و بستگی به مورفولوژی، سرعت رشد، فاصله کاشت گیاهان، همچنین گونه های علف های هرز موجود در مزرعه دارد. در مزارع
نشاء شده گوجه فرنگی چنانچه علف های هرز طی 30 تا 45 روز پس از کاشت به خوبی کنترل نشوند عملکرد این گیاه کاهش خواهد یافت. اما در مزارعی که کشت گوجه فرنگی به طور مستقیم و توسط بذر انجام می شود باید مزرعه طی 7 تا 9 هفته پس از بذرپاشی عاری از علف هرز باشد. در این مزارع به منظور جلوگیری از غلبه علف های هرزی مثل پیچک بر گیاه زراعی لازم است به مدت 5 هفته پس از کاشت از مزرعه به خوبی مراقبت کرده و با این علف هرز مبارزه کنیم. در مزارع نشاء شده فلفل طی 60 روز اولیه پس از کاشت باید مزرعه عاری از علف هرز باشد. در مزارع کلم حداقل دوره ای که باید با علف های هرز به خوبی مبارزه کرد 7 تا 9 هفته و در مواردی 4 تا 5 هفته اول پس از کاشت است و این مدت برای خیار 5 تا 6 هفته اول توصیه می شود.
کنترل علف های هرز در سبزیجات بر کنترل زراعی، شامل تناوب، تهیه مناسب زمین، کشت مخلوط، شخم سطحی بین ردیف های کاشت و استفاده از مالچ کاغذی، پلاستیکی و یا بقایای گیاهی، استوار است. با توجه به اینکه این گیاهان در سطوح کوچک کشت می شوند، شرکت های تولید سم رغبتی برای تولید سموم انتخابی این مزارع نداشته و در صورت نیاز باید از علف کش هایی که برای سایر گیاهان تولید شده است استفاده کرد.
کنترل علف های هرز سبزیجات در خزانه:
بسیار از سبزیجات ابتدا در خزانه کشت شده و سپس نشاء آنها به مزرعه انتقال می یابد. وجود علف های هرز در خزانه، سبزه محصول و رشد گیاهچه را به نصف و یا بیشتر کاهش می دهد. بنابراین برای داشتن گیاهچه هایی قوی باید در این مدت با علف های هرز برخوردی جدی داشت. تهیه مناسب زمین و همچنین رعایت تناوب در خزانه از اقدامات اولیه محسوب می شوند. در این ارتباط کلوخه های بزرگ موجود در بستر بذر باید به ذرات ریز تبدیل شوند تا بذرهای ریز به خوبی جوانه زده و تولید گیاهچه هایی قوی کنند.وجین دستی یکی از راههای کنترل علف های هرز در خزانه محسوب می شود. در مدت یک ماه که نشاها در خزانه به سر می برند باید حداقل سه بار علف های هرز وجین شوند. این کار خسته کننده بوده و علاوه بر این روش زیاد مطمئن و مناسبی به شمار نمی آید. چرا که، طی انجام کار به گیاهچه ها نیز آسیب های زیادی وارد می شود. ضدعفونی خاک توسط متیل بروماید، آلیل الکل و یا دیگر عقیم کننده هاازدیگر راههای کنترل محسوب می شوند. استفاده از این ترکیبات باید دو تا سه هفته قبل از کاشت صورت گیرد. با استفاده از مالچ پلاستیکی نیز می توان اقدام به حذف علف های هرز نمود
بدین منظور از پلاستیک های شفاف و یا تیره استفاده شده و آنها را به مدت 30 تا 45 روز قبل از کاشت و در طی گرمترین و یا آفتابی ترین روزهای سال در روی زمین مرطوب پهن
می نمایند. اویارسلام از مهمترین علف های هرزی است که با استفاده از این روش به طور کامل از بین نمی رود. استفاده از مالچ تنها 25 تا 40 درصد از جمعیت این علف هرز را کاهش
می دهد و برای به دست آمدن نتیجه کامل لازم است وجین دستی نیز در برنامه کاری قرار گیرد.
با انجام عملیات آبیاری قبل از کشت،جوانه زنی علفهای هرز تحریک و جلو می افتد که به دنبال آن می توان با استفاده از شخم و یا علف کش های پس رویشی، مثل گلیفوسیت نسبت به حذف آنها اقدام کرد. در این صورت کشاورزان می توانند ده روز بعد اقدام به کشت نمایند. در این روش علف های هرز به مقدار زیادی کنترل می شوند و بدین ترتیب نیاز به انجام وجین دستی، کاهش خواهد یافت.
برای کنترل علف های هرز موجود در خزانه می توان از علف کش های بی ضرر نیز استفاده کرد و کاربرد این ترکیبات بستگی به وضعیت مالی کشاورزان دارد. کاربرد تیمارهای پیش رویشی دیفن آمید به میزان 2/3 کیلوگرم ماده موثره در هکتار در گوجه فرنگی و داکتال به میزان شش کیلوگرم ماده موثره در هکتار در کلم و پیاز به طور کامل نیاز به وجین دستی را مرتفع ساخته و کیفیت رشد گیاهچه ها را افزایش می دهد. علاوه بر علف کش های فوق می توان از متری بیوزین به میزان 25/0 تا 35/0 کیلوگرم در گوجه فرنگی، پرونامید به میزان 5/2 تا 5/3 کیلوگرم ماده موثره در هکتار در کاهو، پروپاکلر به میزان 2/5 تا 5/6 کیلوگرم در هکتار برای پیاز و گیاهان خانواده شب بو و دیفن آمید به میزان 4 تا 5 کیلوگرم ماده موثره در هکتار برای گوجه فرنگی، فلفل، بادمجان به صورت تیمار پیش رویشی استفاده کرد.
کنترل علف های هرز سبزیجات در کشت مستقیم و یا مزارع نشا شده:
1. تناوب: رعایت یک تناوب صحیح زراعی از بهترین راههای کاهش آلودگی علف های هرز محسوب می شود. گیاهانی که قدرت رقابت بالایی دارند با سایه اندازی روی علف های هرز موجب خفگی آنها می شوند. بنابراین قراردادن این گیاهان در تناوب زراعی به کنترل بسیاری از علف های هرز کمک خواهد کرد. سیب زمینی شیرین از جمله گیاهانی است که می توان از آن بدین منظور استفاده کرد. علاوه بر این، این گیاه تا حدی خاصیت آللوپاتیک داشته و می تواند رشد بسیاری از علف های هرز برگ باریک و جگن ها را تحت تاثیر قرار دهد. کشت متراکم ذرت و سورگوم و تعدادی از گیاهان تیره نخود مثل ماش نیز رشد سریع داشته و می توانند در مدت سی تا چهل روز پس از کاشت
سایه انداز خود را کامل نمایند و بنابراین می توانند در تناوب زراعی قرار گیرند.
2.تهیه زمین: تهیه مناسب بستر کاشت بستگی به شناخت کافی از گونه های علف هرز موجود در مزرعه دارد.چنانچه گراسهای چند ساله علف هرز غالب منطقه باشند بهتر است زمین به گونه ای شخم زده شود که ریشه ها، ریزومها و دیگر اندامهای رویشی زیرزمینی این گیاهان به سطح خاک آیند تا در معرض هوا قرار گیرند و در اثر نور خورشید و یا باد خشک شده و از بین روند.چنانچه در مزرعه تراکم علفهای هرز یک ساله بیشتر باشد بهتر است زمین شخم سطحی زده شود در این صورت بذرهای این گیاهان در نزدیک سطح زمین قرار گرفته و اغلب تحریک به جوانه زنی می شوند.شخم عمیق باعث دفن بذر علفهای هرز شده و به طور معمول جوانه زنی آنها را به تاخیر می اندازد.این امر باعث می شود که بذرها به خواب رفته و تا زمانی که به سطح آورده شوند جوانه نخواهند زد.
3. کشت تاخیری و کشت مخلوط: در سیستم کشت تاخیری،قبل از برداشت محصول اول اقدام به کاشت محصول دیگر می شود.در این شرایط برای جلوگیری از وارد آمدن خسارت به گیاه دوم باید در سرتاسر دوره رشد گیاه اول با علفهای هرز مبارزه کرد.کشت مستقیم بذر و یا نشا سبزیجات در بین ردیفهای برنج در بعضی مناطق رایج است.این کار بلافاصله پس از آخرین مرحله خروج آب از مزرعه و تقریبا دو هفته قیل از برداشت صورت می گیرد.در کشت مخلوط دو گیاه همزمان کشت می شود که،برای کاهش خسارات علفهای هرز معمولا یکی از گیاهان ارتفاعی بلندتر داشته و به خوبی روی
علفهای هرزسایه می اندازد. برای کشت مخلوط،گیاهان مختلفی را می توان مورد استفاده قرار داد. در این ارتباط می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- ماش به همراه ذرت
2- گیاهان خانواده شب بو به همراه کرفس، گوجه فرنگی و یا پیاز
3- هویج به همراه کاهو، پیاز، تره فرنگی و یا نخود
4- خیار به همراه بادمجان،تربچه،نخود و یا آفتابگردان
5- پیاز و یا سیر به همراه گوجه فرنگی،کاهو و یا هویج
6- گوجه فرنگی به همراه پیاز،کاهو،جعفری،هویج،تربچه
7- تره فرنگی به همراه پیاز،کرفس و یا هویج
4. استفاده از مالچ : کاغذهای مخصوص،پلاستیک سیاه،کاه و کلش و بقایای گیاهی از مهمترین مواردی هستند که
می توان با استفاده از آنها از رشد و گسترش علفهای هرز جلوکیری کرد. بدین منظور بقایای گیاهی را به قطعات کوچک خرد کرده و سپس آنها را قبل از جوانه زنی
علف های هرز، بین ردیف های کاشت پخش می نمایند. میزان کنترل علف هرزتوسط مالچ بستگی به گونه علف هرز دارد. به عنوان مثال علف هرز اویارسلام، در حین جوانه زنی حتی قادر به سوراخ کردن مالچ های پلاستیکی است و بنابراین برای کنترل کامل آن لازم است وجین دستی را نیز در دستور کار قرار داد.
کنترل شیمیایی: هرچند که برای کنترل علف های هرز سبزیجات علف کش های انتخابی مناسبی وجود ندارد، اما می توان در برخی از مزارع با استفاده از علف کش های موجود اقدام به کنترل آنها کرد. دراین ارتباط ازعلفکش ها بیشتر به صورت رفتار نواری استفاده شده و به طور سراسری پخش نمی شوند. بدین ترتیب علف های هرز موجود در ردیف های کاشت توسط علف کش به علفهای هرز موجود در بین ردیف های کاشت توسط کولتیواتور شخم سطحی زده می شوند.
مهمترین علف کش هایی که در سبزیجات مورد استفاده قرار می گیرند به شرح زیرند:
1. در مزارع کاهو از علف کش بنفین با نام تجارتی بالان و به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک استفاده می شود. از دیگر علف کش های مناسب این مزارع می توان به تیوبنکارب
(تا 10 روز بعد از کاشت)، پرونامید (پیش کاشت، پیش رویشی و پس رویشی) و تریفلورالین (پیش کاشت آمیخته با خاک) اشاره کرد.
2. بنفین به میزان 3/1 تا 7/1 کیلوگرم ماده موثره در هکتار، به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک برای کنترل علف های هرز موجود در مزارع کاهو و لگوم ها.
3. پروپاکلر به میزان 5/6 تا 8/7 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی در مزارع نشا شده و یا کشت مستقیم پیاز، سیر و گیاهان خانواده شب بو.
4. تریفلورالین به میزان 1 تا 5/1 کیلوگرم در هکتار، به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک در مزارع نشا شده گوجه فرنگی، فلفل، بادمجان و بامیه و همچنین مزارع کشت مستقیم گیاهان خانواده شب بو، لگوم ها، چتریان و سیر کاربرد دارد.
5. در کاشت اسفناج می توان از علف کش های سیکلوات با نام تجارتی رونیت و به صورت پیش کاشت، همزمان با کاشت و یا بلافاصله بعد از کاشت و آمیخته با خاک و یا از فن مدیفام با نام تجارتی اسپین-اید یا بتانال به صورت پس رویشی و بعد از اینکه اسفناج به مرحله 4 تا 6 برگ حقیقی رسیده و علف های هرز در مرحله دو برگی حقیقی باشند استفاده کرد.
6. دی،سی،پی آ با نام تجارتی داکتال به میزان 5/7 تا 9 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی در مزراع کشت شده و یا نشا شده گیاهان تیره شب بو، پیاز، سیر، کاهو، لگومها و گیاهان خانواده چتریان. از این علف کش به میزان 04/5 تا 7/11 کیلوگرم در هکتار به صورت پس رویشی و یا بعداز نشا کاری بادمجان ( چهار تا شش هفته بعد از نشا و یا در کشت مستقیم و هنگامی که گیاه به ارتفاع ده تا پانزده سانتیمتر رسیده است ) استفاده می شود.
7. دیفن آمید به میزان چهار تا پنج کیلوگرم ماده موثره در هکتار که به صورت پیش رویشی در مزارع کاشت شده و یا نشا شده گوجه فرنگی، فلفل و بادمجان مورد استفاده قرار می گیرد.
8. کلرامبن به میزان 4/2 تا 4/3 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی در مزارع کدو،کدو تنبل و مزارع نشا شده فلفل.
9. لینوران به میزان یک تا یک و نیم کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی، یا در اوایل پس از جوانه زنی در گیاهان تیره چتریان ،پیاز و سیر.
مهترین علف کش های مورد استفاده در مزارع گوجه فرنگی به شرح زیر هستند :
1. EPTC با نام تجارتی اپتام به میزان 2/3 تا 8/4 کیلوگرم ماده موثره در هکتار و به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک در مزارع نشایی به کار می رود.
2. بوتاکلر با نام تجارتی ماچتی به میزان دو کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی در مزارع نشایی استفاده می شود.
3. تریفلورالین با نام تجارتی ترفلان که به میزان 56/0 تا 12/1 کیلوگرم ماده موثره در هکتار و به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک در کشت مستقیم و یا مزارع نشایی و به منظور کنترل علفهای هرز باریک برگ و پهن برگ به کار می رود. در مزارع نشایی این علف کش باید قبل از نشا کاری با خاک آمیخته شده و بعد از کاشت نهالها توصیه نمی شود.
4. دی سی پی آ با نام تجارتی داکتال که به میزان 04/5 تا 7/11 کیلوگرم در هکتار به صورت پس رویشی و یا بعد از نشا مورد استفاده قرار می گیرد. کاربرد این علف کش چهار تا شش هفته بعد از نشا کاری و یا هنگامی است که ارتفاع بوته ها در کشت مستقیم به ده تا پانزده سانتیمتر رسیده باشد. این علف کش می تواند بسیاری از علفهای هرز پهن برگ و باریک برگ را از بین ببرد.
5. ستوکسیدیم با نام تجارتی پوست که به میزان 11/0 تا 33/0کیلوگرم ماده موثره در هکتار و به صورت پس رویشی جهت کنترل علفهای هرز باریک برگ یک ساله و چند ساله توصیه می شود.
6. متری بیوزین با نام تجارتی سنکور و یا لکسون که به میزان 2/0 تا 35/0 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی و یا در اوایل جوانه زنی در کشت مستقیم مورد استفاده قرار می گیرد.کاربرد پس رویشی این علف کش تا قبل از پیداش پنجمین برگ حقیقی گوجه فرنگی توصیه نمی شود.در این تیمار اندمهای هوایی گوجه فرنگی نبابد در معرض مستقیم سم قرار گیرند.
7. ناپرپامید با نام تجارتی دورینول که به میزان 12/1 تا 24/2 کیلوگرم ماده موثره در هکتار و به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک و به منظور کنترل تعدادی از علفهای هرز پهن برگ و باریک برگ استفاده می شود.برای نمونه به کنترل علف های هرز مزارع پیاز،کلم و گوجه فرنگی اشاره می شود.
کنترل علف های هرز مزارع پیاز:
در اکثر مناطق پیاز در اوایل بهار کشت شده و در کشت بهاره جوانه زنی و رشد کندی دارد. علاوه بر این از آنجا که این گیاه دارای برگ های استوانه ای شکل است در طول دوره رشد نیز قادر به رقابت با علف های هرز نیست.بنابراین کنترل علف های هرز در طی جوانه زنی و در مدت 32 تا 56 روز اولیه از اهمیت خاصی برخوردار است. این مهم از طریق کاربرد صحیح علف کش ها
امکان پذیر است. بدین منظور باید ابتدا از علف کش های پیش رویشی استفاده کرده و چهار تا شش هفته بعد این عمل را تکرار نماییم.
انتخاب علف کش اولیه ای که به صورت پیش رویشی مصرف می شود به مقدار زیادی بستگی به نوع خاکی دارد که گیاه در آن رشد کرده و تکرار سمپاشی نیز بستگی به مشکلات ایجاد شده توسط علف های هرز و مرحله رشد گیاه دارد.میزان آسیب ناشی از کاربرد علف کش های پس رویشی نیز بستگی به تشکیل لایه موئی روی برگ دارد و چنانچه شرایط برای تشکیل این لایه وجود نداشته و یا در سطح برگ خراشهای ناشی از ضربات مکانیکی وجود داشته باشد، امکان ایجاد خسارت زیادتر خواهد بود.
برای کنترل علف های هرز مزارع پیاز می توان علف کش های زیر را توصیه کرد:
1. ایوکسنیل: با نام تجارتی توتریل، علف کشی است تماسی که به میزان 3 لیتر در هکتار علیه علف های هرز
پهن برگ توصیه می شود.
2. برموکسینیل که به میزان 28/0 تا 41/0 کیلوگرم ماده موثره در هکتار و به صورت پیش کاشت،پیش رویشی (حداقل سه تا چهار روز قبل از جوانه زنی ) و پس رویشی ( در مرحله ظهور دو تا پنج برگ حقیقی پیاز ) برای کنترل علف های هرز پهن برگ توصیه می شود.
3. پروپاکلر به مقدار 4/4 کیلوگرم ماده موثره در هکتار و پیش از جوانه زنی برای کنترل علف های هرز یک ساله. بهترین نتیجه هنگامی به دست خواهد آمد که
علف های هرز جوانه زده و یا دقیقا در هنگام جوانه زنی باشند.
4. تری آلات به میزان 4/1 تا 7/1 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش کاشت و آمیخته با خاک برای کنترل یولاف وحشی.
5. داینوسب به مقدار 8/2 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پس رویشی و برای کنترل علف های هرز پهن برگ و در مرحله گیاهچه ای کاربرد دارد.سمپاشی باید در مرحله ای که گیاه زراعی سه برگه است صورت گیرد.
6. سیکلوکسیدیم: با نام تجارتی فوکوس ازدیگرعلف کشهای انتخابی و سیستمیک مزارع پیاز است که به میزان 1 تا 5/1 لیتر در هکتار و به صورت پس رویشی و بعد از مرحله چهار تا پنج برگی علف های هرز باریک برگ به کار می رود.
7. کلرپروفام به مقدار 7/1 کیلوگرم ماده موثره در هکتاربه صورت پس رویشی و برای کنترل علف های هرز یک ساله قابل توصیه است. این علف کش هنگامی مورد استفاده قرار می گیرد که گیاه زراعی دارای دو تا سه برگ حقیقی باشد.
کلرپروفام برای خاکهای شنی و سبک توصیه نمی شود.بجز علف های هرز stellaria media و Urtica urens کلرپروفام قادر به کنترل علف های هرز مستقر شده نخواهد بود.
کلم ها ( کلم و گل کلم ):
برای کنترل علف های هرز این سبزیجات ، علف کش های پیش رویشی مفید هستند . استفاده از علف کش CDEC به تنهایی یا مخلوط با CIPC موثر است و آسیبی هم به این محصولات وارد نمی کنند.
گوجه فرنگی:
استفاده پیش از کاشت از علف کش EPTC به میزان 2 کیلوگرم در هکتار برای مبارزه با علف های هرز گوجه فرنگی مفید است . گزارش شده است که چنانچه از علف کش های تریفلورالین یا نیترالین به صورت قبل از کاشت (مخلوط با خاک ) استفاده شود، نوید بخش بسیار خوبی در کنترل علف های هرز پهن برگ و باریک برگ
می باشد.
صیفی جات:
استفاده از NPA در کنترل علف های هرز کرتهای این گیاهان بسیار موثر است. گزارش می شود که تیمار پیش رویشی آن به میزان 4 تا 9 کیلوگرم در هکتار بر حسب ماده موثره کاملا موثر بوده است. برای تیمار پس از سبز شدن آن به 4 تا 6 کیلوگرم در هکتار علف کش نیاز
می باشد.
حبوبات :
سویا
سویا از نظر اقتصادی از مهمترین بقولات دنیا محسوب می شود. سویا از مهمترین گیاهان پروتئینی دنیا و همچنین مهمترین منبع تامین کننده روغن نباتی در ایالات متحده است. نتایج حاصل از چهارده مطالعه مختلف نشان داد که می توان یک دوره بحرانی پنج هفته ای برای سویا مشخص نمود. چنین به نظر می رسد که سویا نیازمند یک دوره سه هفته ای عاری از علف هرز پس از سبز شدن است و می تواند برای هشت تا نه هفته رقابت علف های هرز را بدون کاهش عملکرد تحمل نماید. هریسون و همکاران دریافتند که مداخله ناشی از دم روباهی تحت شرایط مطلوب رشد (بارندگی کافی )در سال اول و دوم، به ترتیب پانزده و سی روز پس از سبز شدن باعث کاهش تجمع ماده خشک در سویا می شود. در آزمایش دیگری مشاهده شد که چنانچه گاو پنبه (Abutilon theophrasti Medick ) بیست و یک تا بیست و سه روز پس از سویا سبز شود، تاثیری بر رشد و عملکرد گیاه زراعی ندارد. اهمیت کاهش عملکرد ناشی از گاو پنبه بستگی به تراکم این علف هرز دارد، به طوری که تراکم های بالاتر علف هرز باعث تلفات بیشتر در مراحل اولیه رشد گیاه زراعی می شود. دکر و مگیت اظهار داشتند که موفقیت گاو پنبه در رقابت با گیاهان زراعی ( سویا ) به دلیل قدرت انطباق آن با سیستم های تک کشتی و مخلوط از طریق کاهش جمعیت خود (مرگ و میر ) است. نتیجه این سازش پذیری این است که هنگام رقابت سویا با گاو پنبه، جمعیت سویا متشکل از گیاهان کوچک و کم بازده است، در حالی که جمعیت گاو پنبه دارای تعدادی گیاهان بزرگ و با بازدهی بالاست.
برای کنترل قیاق ( ( Sorghum halopense یک دوره بحرانی بین هفته چهارم و پنجم بعد از کاشت مشخص شده است که مشابه با تنیجه به دست آمده توسط برن ساید برای مخلوطی از علف های هرز یک ساله است. وی دریافت که کنترل علف های هرز، دو تا چهار هفته بعد از کاشت، از تاثیر منفی آنها بر سویا جلوگیری می نماید. بنابر اظهار، مهمترین زمان کنترل علف های هرز ماه اول بعد از کاشت است، اما اطلاعات موجود حاکی از عدم نیاز به کنترل علف های هرز در دو هفته اول بعد از کاشت است.
کوبل و همکاران نشان دادند که رقابت علف هرز گونه (Ambrosia artemisifolia ) شش هفته و یا کمتر از شش هفته بعد از سبز شدن باعث کاهش عملکرد سویا نمی شود. کنترل علف های هرز در صورت وجود آب کافی در ابتدای فصل رشد برای مدت چهار هفته و در فصل خشک که سبز شدن اولیه علف های هرز با تاخیر انجام می شود برای مدت دو هفته کافی بود. بنابراین دوره بحرانی علف های هرز معمولا بین چهار و شش هفته بود.
بلومبرگ و همکاران نیز تاثیر وجود آب کافی را بر رقابت علف هرز توق (Xanthium strumarium ) در سویا نشان دادند. آنها اظهار داشتند که حداکثر عملکرد سویا زمانی به دست آمد که علف های هرز آن بری مدت چهار هفته کنترل شد. همین شرایط برای کنترل علف هرز کاسیا (Cassia obtosifolia ) ، یولاف وحشی (Avena fatua ) و یک گونه علف هرز یک ساله در تایوان نیز پیشنهاد شده است.
برای کنترل نوعی علف هفت بند (Polygonum pensylvanicum )،آفتابگردان(Helianthus annus ) و گاوپنبه نیز یک دوره بحرانی مشخص بین چهار و شش هفته پس از سبز شدن سویا توسط سایر پژوهشگران گزارش شده است.
این اطلاعات به همراه سایر مطالعاتی که به آنها اشاره شد بیانگر این است که سویا دارای یک دوره بحرانی بین چهار و شش هفته پس از سبز شدن است. این مدت به دلیل شروع دیرتر و پایان زودتر کنترل، کوتاهتر از مدت زمانی است که توسط زیمبدال گزارش شده است.
منابع: References:
- راشد محصل، م. ح.، ح. نجفی، و م. ه. اکبرزاده. 1380. بیولوژی و کنترل علفهای هرز. انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد. 263 الی 269.
- راشد محصل، م. ح.، ک. وفابخش. 1378. مدیریت علمی علفهای هرز. انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد. 108.
- کوچکی، ع.، ح. ظریف کتابی و ع. ر. نخ فروش. 1380. رهیافتهای اکولوژیکی مدیریت علفهای هرز. (ترجمه). انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد. 173 الی 175.
- میر شکاری، ب. 1382. علف های هرز و مدیریت آنها. انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز. 180 الی 460.
|
A Brief History of the European Weed Research Society WYBO VAN DER ZWEEP Secretary, EWRC
1960-75, Scientific Secretary, EWRS 1975 - 1980
The Precursor, the European Weed Research Council (EWRC) Origins Activities Education and Training was encouraged through an Education Committee. The transition from EWRC to EWRS
The European Weed Research Society Formalities The Constitution remained unchanged for 10 years. The Governing Body was the Council composed of nominated national delegates, elected members, officers of the Society and co-opted members. As over 40 members were involved, this arrangement proved to be unwieldy, so when the Constitution was revised in 1984-86 the Council was disbanded and the Executive Committee (EXCOM) was given total responsibility for the Society's affairs. National representatives were retained but were elected and were given different responsibilities. The Scientific Programme Working Groups and Symposia. The early activities of Working Groups included workshops, ring-testing, collaborative experiments, surveys and method evaluation. The Herbicide - Soil and Education Working Groups produced books with commercial publishers which generated income for the Society. The Aquatic Weeds Group followed the 4 EWRC symposia with others in Amsterdam in 1978 and Novi Sad in 1982. Similarly the Mediterranean Weeds Working Group followed the 1966 and 1971 EWRC Symposia with one in Oeiras in 1984. There were also more general Symposia on Different Methods of Weed Control and Their Integration at Uppsala in 1977 and The Influence of Different Factors on the Development and Control of Weeds in Mainz in 1979. Symposia organised together with other bodies included the quadrennial Weed Biology, Ecology and Systematics with COLUMA and Influence of Environmental Factors on Herbicide Performance and Crop and Weed Biology with the Association of Applied Biologists and the Society of Chemical Industry at Oxford in 1983. SCICOM Evolves. In 1985 not only was the Constitution amended but the operation of SCICOM was revised. Weed research was divided into logically connected parts termed Main Subject Areas (MSAs) which included the existing and new Working Groups. EXCOM appointed a chairman for each MSA who became a member of SCICOM. Symposia were to be based on one or more MSAs. The following decade saw a substantial increase in activities so only a few can be mentioned here. Modelling approaches became widespread and stimulated a cross MSA Workshop on models in Weed Science held in Wageningen in 1987. The Weed Control in Maize MSA introduced the 'Weed Tour'as an activity, in Austria in 1987, Bavaria in 1988 and Hungary in 1996. The Education and Training Group held its first training course in Zaragoza in 1990 organised in conjunction with CIHEAM. In 1994 the European Union funded a proposal on biological weed control which included many members of the Biological Control MSA, the first time a EWRS activity has attracted EU funding. In addition to meetings organised within MSAs, there were Symposia in Stuttgat-Hohenheim in 1986 (Economic Weed Control), Wageningen in 1988 (Factors Affecting Herbicidal Activity and Selectivity), Helsinki, 1990 (Integrated Weed Management in Cereals), Braunschweig, 1993 (Quantitative approaches in Weed and Herbicide Research), Budapest, 1995 (Challenges in Weed Science in a Changing Europe), Poznan 1997, Basel 1999 and the Society organised jointly with IWSS, the 2nd International Weed Control Congress in Copenhagen in 1996. Response to political change This concern was one of the factors that forced further evolution of the Society's scientific activities. The policy of concentrating on specialist symposia was changed as the need to support eastern European activities requires more general conferences. By the end of 1996 the size of SCICOM was reduced by consolidating MSAs, now renamed Working Groups, to 7. Minor changes made to the Constitution in 1999 included the adoption of the Euro as the formal currency. Communication, liaison and
dissemination of information Epilogue
|
|
|
|
|
EWRCمخفف كميته پژوهشي علف هرز اروپاست اين كميته ارزيابي را به نام خود بنا نهاد كه علاوه برداشتن دقت بالا، بسيار كاربردي وسريع است ارزيابي استانداردEWRCارزيابي مفيدي است براي سنجش ميزان مهار علف هاي هرز بوسيله علف كش ها . ازويژگيهاي منحصربفرد آن ساده بودن وكاربردي بودن آن است . بعد از كاربرد علف كش وبسته به مدت اثر (اغلب يكماه بعداز كاربرد علف كش) به مزرعه مراجعه ميشود وبوسيله يك كوادرات (كادر)كه به صورت تصادفي درچند نقطه مزرعه پرتاب شده وتعداد علف هاي هرز داخل كوادرات لحاظ ميگردد.(علف هاي هرز ازبين رفته(خشك شده)وتعداد علف هاي هرز باقي مانده شمارش مي گردد ).تعداد كل راصددرصد فرض كرده وعلف هاي هرزخشك شده را نيز به صورت درصد محاسبه ميكنندچنانچه علف كش خاك كابرد -پيش رويشي يا پس رويشي باشد نياز به شاهد داريم وسپس با استفاده از اشل زير ميزان تاثير علف كش ارزيابي مي گردد در اين روش نيازي به محاسبات آماري پيچيده ويا بيوماس علف هرز نيست.در این ارزیابیِِ مهار به ۹کلاس طبقه بندی میشود.که بصورت مثال تفاوتی برای میزان ا تا ۵۰درصد مهار قائل نمیشود در کلاس های مهار بالاتر تفاوت كلاس ها جزئی تر میگردد.
.
|
نمره ارزيابي |
درصد مهار علفهاي هرز |
توضيح
|
|
1 |
100 |
نابودي كامل |
|
2 |
99–5 /96 |
مهاربسيار خوب |
|
3 |
5/96–93 |
مهارخوب |
|
4 |
93–5/87 |
مهارمطلوب |
|
5 |
5/87–80 |
مهاركمي مطلوب |
|
6 |
80–70 |
مهارنامطلوب |
|
7 |
50–70 |
مهارضعيف |
|
8 |
50–1 |
مهاربسيار ضعيف |
|
9 |
0 |
كاملا بدون تاثير |
علف کشهای گــروه دی فنیــــل اتر
در بسیاری از گیاهان زراعی جهت کنتـــــرل علف هرز یکساله بصورت کاربرد قبـل از سبزشدن ویا ابتدای سبز شدن به مصرف میرسند .اولین ترکیب از این رده نیتروفن بود که بوسیله شرکت روم وهاس تکامل یافت .این علف کش سالها جهت کنترل علف هرز در تعدادی از سبزی جات وزراعتهايي مانند سويا ،بادام زميني ،پنبه وبرنج و بویژه در شالیزارهای ژاپن به مصرف رسیده است.تركيبات سازنده ي موفق اين گروه مهم شامل
1. اسي فلوروفن با نام بازرگاني بليزر علف كش پس رويشي علف هاي هرز پهن برگ سويا
2. اكسي فلوروفن با نام بازرگاني گل علف كش علف هاي هرز باغات ميوه
3. بيفنوكس با نام بازرگاني مودان علف كش پيش رويشي در زراعتهاي سورگوم وسوياو برنج وجنگل ها
4. نيتروفن با نام بازرگاني توك علف كش پيش رويشي در خانواده كلم ،هويج ،كرفس،پياز، جعفري وچغندر قند
5. ديكلوفوب متيل با نامهاي بازرگاني ايلوكسان ، هولان ،هوگراس است علف كش پس رويشي كنترل كشيده برگها در گندم
رشد وساختمان گیاه
بطور کلی دی فنیـــــل اتر ها علف کشهای تماسی محسوب میشوند .البته بعضی از این ترکیبـات نیز عکس العمل رشــــدی ایجــاد
میکنند .این علف کشها بوسیله برگ وریشه جذب شده ولی بعد از جذب شـدن حمل انها تا فواصل زیاد بسیار کم صورت می گیرد
گزارش شده است که دیکلوفوپ – متیل در برگها خاصیت تماسی داشته ومیزان کلروفیـــل راکاهش میدهد (کوخر ولوتز 1975 ).این افراد همچنیــن گزارش داده اندکه دیکلوفوپ متیل در گیاهـــــــان حساس از رشد ریشه وفعالیت های مریستمی ساقه به شدت جلوگیری میکند .جلوگیری از رشد ریشه بوسیله دیکلوفوپ-متیل درمورد ذرت نیز گزارش شده است . همچنین مشاهده گردیده که کاربرد دیکلو فوپ – متیــــل روی ریشه توسعه ریشهای نابجـــا را در ساقهای یولاف افزایش میدهد در حالی که چنانچه روی قسمت های هوایی بکار رود از ایـن عکس العمل جلوگیــــری می کنداحتمـــالا اثر علف کش دیکلوفوپ متیل بصورت تاثیر مستقیــــم دو شکل بیولوژ یکــــــی ان می باشد که نحوه عمل ومحل عمل انها متفاوت است. دیکلوفوپ و دیکلوفوپ متیــــل هر دو در گیاهچه های یولاف وحشی avena fatua از رشد ریشه جلوگیـــــری می کنند ولی در مورد گنــــدم چنین نیست . محققیـــــن اظهار داشتند که دیکلــوفوپ متیــــــل به عنوان یک ضد اکسیـــــن قوی عمل می کند در حالی که متابولیست ان(دیکلوفوپ ) از طریق مکانیسم دیگری از رشد ونمو ریشه ممانعت میکند. مشاهده شده است که اکسی فلوروفن باعث تخریب غشاء سلولی شده و بعد از بکار رفتن روی شاخ و برگ جهت فعالیت خود به نور نیاز دارد جذب دیکلوفوپ –متیـــــــل بوسیله مناطـق ساقه وریشه درگیاهچـــه های درحال خروج ازطریـق قرار دادن موضعـــی این علفکش درخاک مـورد بررسی قرارگرفته است (کرولی وهمکاران )درشرایطــی که علفکش درناحیه ریشه قرارداده شده نسبت به زمانی که درناحیه ساقه بکاررفتـــه بود ,بمراتب برای تمام قسمتهای گیاه سمی تر بود
عکس العمل های بیوشیمیایی
تحقیقیات روی مکانیسم عمل علفکشهای نوع دی فنیل اتر محدود میباشد .(مورلند وهمکاران)اثرات نیتروفــــن ,فلورودیفــــن و-نیتروفنیـــــل 2,4,6-تریکلـــروفنیــــل اتر، را روی واکنشهـــای درون کلــــــروپلاست و میتوکنــــدری بررسی کرده اند . درکلروپلاستهــــــا هر سه ترکیب عمدتـــــا دارای بازدارنده های انتقال غیر چرخـــــه ای الکترون و فتو فسفریلا سیون جفت شده ,عمل میکنند .
با این وجـــــود سایر تحقیقـــات نشان می دهد اثر علفکشهای دی فنیــل اتری بر فتوسنتز و تنفس از نظر ماهیت ثانویه می باشند . پریرا و همــکاران (1971) دریافتنــد کــه نیتروفـــن از فتـــــوفسفر یلاسیــــون غیرچرخــــه ای وانتقــال الکترون در کلــــــروپلاستهای اسفناج جلوگیری کرده و جذب اکسیژن را درقطعات برگ کلم افزایش می دهد.
این ترکیبات را بر اساس نیاز نـــــوری شان جهت بروز فعالیتهای علفکشــی به دو گروه تقسیم شده اند.به طور کلی ترکیبـــــاتی که بر روی حلقه بنزن دارای ترکیبات استخـــــلافی اورتو میباشنـد .(نیتروفن ,فلورودیفن )به نور نیاز دارند ,در حالیکه مشتقات استخلافی متا هم در نور و هم در تاریکی فعــال می باشند .
نحوه عمل :
علف کشهای دی فنیل اتری چنانچه بر روی برگهای گیاه بکار روند موجب زردی برگها و بافت مردگی می شوند که این امر مربوط به گسیختگی غشاء سلولــــــی می باشد .تعداد خاصی از این ترکیبات سبب جلـــو گیری از جوانه زدن بذر ,رشد وفعالیت های مریستمی نیز میشوند .این علف کشـــــــــها بسهولت از طریق برگ و ریشـــه ها جذب می شوند ولی انتقال آنها محدود میباشد .
مطالعات بر روی کلرو پلاست نشان داده است که این علف کشها از انتقال غیر چرخــه ای الکترون و اتصال فتو فسفر یلا سیـــــون جلو گیری میکنند این ترکیبات در میتوکنـــــــــــــدری نیز به عنوان بازدارنده انتقال الکتــــــرون عمل میکنند . بنظـر
می رسد که عمل دیکلــــــو فوپ تا حدودی شامل تغییر دادن عکس العمل های گیاه نسبت به اکسین درونی (طبیعی ) می باشد.
ویژگیهای خانواده دی فنیل اترها :
1) این بازدارنده ها (بازدارنده های پروتکس ) قادر به وارد شدن در ریشه ها,ساقه ها یا برگــــــــهای گیاهــان نورسته هستند .
2)انتقال این علف کشها درگیاهان اندک است یا اصولا انتقال نمی یابد .در صورت وجود انتقـال در آوند چوب حادث میشود .
3)فعالیت این علف کشها مستلزم وجود نور است.
4)اندام گیاهی قرار گرفته در معرض این علف کشــها و نور دچار خشک شد گی ونکروزه می شوند وبه سرعت از بیـــن می روند (ظرف یک تا دو روز).
5)برگهای نورستــه گیاهان زراعی متحمل نظیر سویا نیز ممکن است بر اثر این علف کشهـــا دچار کلروز و نکروز (برنزه شدن برگها )شوند ,البته این موضــــوع سبب نقصــان عملکرد نمی شود .
6)تمامی ترکیبات این گروه با جلو گیــــــری از فعالیت آنزیم پروتوپورفیرینوژن اکسیدازسبب تخریب غشـاهای سلولی میشوند
7)این علفکشها به شدت جذب مواد آلی خاک می شوند و در برابر آبشــــــویی کاملا مقاوم هستند . به همین دلیل زمانـــی که به صورت پیش رویشی به کار روند ,تاثیـــــــــر آنها در نزدیکی سطح خاک طـــــی رویش دانه ها به وقوع خواهد پیوست .
8)اختـــلاط با خاک سبب کاهش شدید فعالیت این علف کشها می شود .
9)تاکنون گزارشی درباره توسعه مقاومت ناشی از کاربرد مکرر علف کشهـــای این گروه ثبت نشده است .
10)اثرات باقــــی مانده این علف کشها در خاک کاملا متفاوت است .
مکانیسم های مقاومت :
سه مکانیسم اصلی مقاومت گیاهـــان به علف کشهای بازدارنده پروتکس عبارتند از: 1)مقاومت در سطح جایگــــــاه عمل ملکولی 2)تجزیه متابولیکــــــــــــی سریع علف کشها 3)جلوگیـــــــــری از حرکت علف کش ها از
محل کاربرد به محل عمل .
منابع :
1- فلويدام. اشتون و آلدون.اس . كرافتز . فيزيولوژي علف كش ها .مترجميــــــــن راشد محصل ، م .ح و محلاتي ، م.ن 1375 .انتشارات دانشگاه مشهد شماره 82 مشهد 279 صفحه
2 - موسوي،س.ك .و ا . زند . و ح . صارمي .1384 علف كش ها . دانشگاه زنجان صفحه 84
3- دكتر حسين قديري ،اصول وروشهاي علم علفهاي هرز،انتشارات دانتشگاه شيراز، 1372
4- فتحي وارجمند، علفكشها وفيزيولوژي گياهي،انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد ،1378
گیاهان صنعتی گیاهانی هستند که محصولات آنها بطور عمده پس از فرآیندهای صنعتی مورد استفاده قرار می گیرند این گیاهان را در گروههای گیاهان، روغنی ، لیفی، قندی، نشاسته ای و تخدیری قرار داده اند که کنترل علف های هرز در گیاهان روغنی آفتابگردان، گلرنگ، سویا، کنجد، بادام زمینی، کلزا، و گیاهان لیفی پنبه و کتان و از گیاهان نشاسته ای سیب زمینی و از گیاهان تخدیری توتون و تنباکو مورد بررسی قرار می گیرند.
کنترل علف های هرز آفتابگردان
آفتابگردان با نام علمی Helianthus annus از تیره ComPositeae می باشد کاشت انواع آجیلی بومی شده این محصول در اطراف صیفی کاریها از گذشته دور تاکنون بسیار معمول بوده است و با تشکیل شرکت سهامی توسعه کشت دانه های روغنی و وارد کردن ارقام خارجی پر روغن در سال 1347 نسبت به کشت آفتابگردان در سطوح بزرگ جهت روغن گیری از دانه آن اقدام گردید
کنترل علف های هرز آفتابگردان بخشی از آن در طی دوران آیش فصلی و عملیات تهیه بستر بعمل می آید.
علف های هرزی که در دوران سبز شدن محصول پدیدار می گردند می توان با استفاده از دندانه سبک انگشتی یا چنگک گردان استفاده نموده و علفهای هرز تازه سبز شده را کنترل نمود که این عمل خسارت کمی به گیاهچه های جوان می زند که به همین منظور ابتدا تراکم بوته آفتابگردان را زیاد و بعداً اقدام به تنک می نمایند.
پس از ارتفاع گرفتن محصول می توان بین ردیف های کاشت را بوسیله کولیتواتور وجین مکانیزه نمود و این در زمانی است که بوته های 4 تا 6 برگی بوده و حداقل 15 سانتی متر ارتفاع داشته باشند.
چون آفتابگردان به علف کش های هورمونی حساس است این علف کش ها نباید در نزدیکی مزرعه آفتابگردان استفاده گردد.
علف کش های پیش از کاشت شامل آلاکلر – اتال فلورالین(سونالان) – EPTC - و ترفلان می باشند.
علف کش آلاکلر به 5-3 لیتر در هکتار برای کنترل بذر علفهای هرز باریک برگ یکساله و برخی از علفهای هرز پهن برگ یکساله و نیز او یارسلام واتال فلوراین به میزان 4-2 لیتر در هکتار برای کنترل بذر علفهای هرز پهن برگ و بیشتر باریک برگهای یکساله و علف کش ترفلان به میزان 2-5/1 لیتر در هکتار برای کنترل بذر علف های هرز باریک برگ و بسیاری از برگ پهن ها و EPTC به میزان 4 تا 5 لیتر در هکتار برای کنترل بذر اکثر علف های هرز باریک برگ و تعداد از برگ پهن ها مؤثر می باشد
از جمله علف کشهای بعد از کاشت می توان علف کش بنتازون برای کنترل علف های هرز برگ پهن به میزان 5/3-3 لیتر در هکتار و علف کش ستوکسیدیم (نابواس) برای کنترل علف های هرز باریک برگ یکساله و هالوکسی فوپ (گالانت) به میزان 2 لیتر در هکتار برای کنترل علف های هرز باریک برگ یکساله و ایمازامتابنز – متیل (آسرت) برای کنترل خردل وحشی در آفتابگردان توصیه شده است.
کنترل علف های هرزگلرنگ
گلرنگ با نام علمی carthamus tinctorious از تیره compositeae یا Asteraceae می باشد که این گیاه اساساً محصولی خاص نواحی گرم است.
کنترل مکانیکی علف های هرز گلرنگ:
1- وجین کاری با دست و استفاده از هرس های گردان با خسارت کم درسرتاسر مزرعه.
2- وجین گیاهچه ها از گوشه راست ردیف ها و یا بصورت اریب نسبت به ردیف ها.
3- زمانی که ارتفاع بوته ها به 15 سانتی متر رسید باید وجین در داخل ردیف ها و بوسیله وجین کننده های چرخان انجام شود.
4- پس از خروج گیاهچه ها یک یا دو وجین کاری مؤثر کافی است.
5- استفاده از وجین کننده های کوچک چرخدار push-type weeder بهترین وسیله جهت کنترل علف های هرز در گلرنگ می باشد.
بدلیل اینکه برگزیده ترین ترکیبات شیمیایی بسیار گرانند به این دلیل ثابت شده است که قرار دادن مواد به صورت نواری برای علف های هرز داخل ردیف ها همراه با دفع علف های هرز بین ردیف ها به طریق میکانیکی با صرفه ترین روش است.
در کنترل شیمیایی در مرحله قبل از خروج گیاهچه استفاده از سموم آلاکلر – دیورون – نیتروفن و تری فلورالین موفقیت آمیز بوده اند.
هیچ یک از علف کش های تجارتی موجود را که برای دفع علف های هرز مناسبند نمی توان با اطمینان برای گلرنگ پس از خروج گیاهچه ها مورد استفاده قرار داد.
علف کش ستوکسیدیم (نابواس) به عنوان علف کش پس رویشی برای کنترل علف های هرز باریک برگ و علف کش Eptam (EPTC) به دو صورت قابل از کاشت یا قبل از جوانه زدن در زراعت گلرنگ بکار میرود.
علف کش های Diuron و TCA بصورت قبل از جوانه زدن (Pree- emergence) در زراعت گلرنگ برای کنترل سوروف وخرفه بکار میروند (در استرالیا)
از سم باربان در کالیفرنیا برای کنترل Avena fatua در زراعت گلرنگ استفاده می گردد.
کنترل علف های هرز سویا
بدلیل اینکه وجین کشت سویا قبل یا بلافاصله پس از خروج گیاهچه ها دشوار است هر گونه تلاش برای کم کردن جمعیت علف های هرز باید قبل از کشت صورت گیرد.
زمانی که ارتفاع بوته ها 10-5 سانتی متر است وجین کاری بوسیله ماشین خسارت کمتری به بار می آورد پس از 8-6 هفته سویا بطور مؤثر با همۀ علف های هرز بجز مقاوم ترین آنها که شاید لازم باشد با دست از خاک بیرون آورده شوند مقابله می کند.
هرس های گردان یا وجین کننده های انگشتی در حالیکه آسیب چندانی به گیاهان وارد نمی کنند نتایجی عالی در محصول ردیف ها بجای می گذارند و دو یا سه وجین کافی است.
در کنترل شیمیایی ترکیبات استفاده شده قبل از خروج گیاهچه ها سموم آلاکلر – بوترالین – کلرامین – فلوکلرالین – گلیفسفات – لینورون – متری بوزین (سنکور) – نیترالید – پرومتراین- تری فلورالین – سونالان- کوبکس – آفالن – مالوران – EPTC (اپتام) می باشد.
از جمله علف کش های استفاده شده بعد از خروج گیاهچه سموم بنتازون – متری بوزین – مفلوییداید – اکسی فلورفن می باشند و از جمله علف کش های جدید پس از خروج گیاهچه آسیفلورفن – دی کلوفاپ می باشند.
بنتازون (بازاگران) بصورت پس رویشی برای کنترل علفهای هرز پهن برگ و همچنین اویارسلام در زراعت سویا استفاده می گردد.
علف کش داکتال بصورت پیش رویشی بمیزان 10 کیلوگرم در هکتار نیز در زراعت سویا بکار میرود.
کنترل علف های هرز کنجد:
علف های هرزی مانند Digitaria SPP و Imperata SPP و Sorghom SPP (علف های هرز مقاوم و قوی) باید قبل از کاشت دفع شوند دفع آنها در زمانی که کنجد در حال رشد است غیر ممکن است چون رشد آنها بسیار سریع است.
در زراعت کنجد دفع علف های هرز کاشت های ردیفی با ابزارهای معمولی وجین بین ردیفی با تنظیم عمق کم که بهترین وسیله کولیتواتور پاشنه ای و یا چنگک گردان بوده و کمترین خسارت را به ریشه ها وارد می کنند.
پس از اینکه ارتفاع بوته ها به cm10 رسید وجین ضروری می باشد که دو یا سه وجین کاری سطحی معمولی کافی می باشد.
کاشت بذر در ردیف های باریک نیز می تواند به کاهش رشد علف های دیررس که ممکن است باعث دردسر شود کمک کند.
در کنترل شیمیایی علف کش های قبل از خروج گیاهچه مانند آلاکلر – دیفتامید – پرومترون – ترایفلورالین بکار برده میشود.
برای دفع علف های هرز بعد از خروج گیاهچه ترکیب مطمئنی شناخته نشده است.
کنترل علف های هرز بادام زمینی:
در کنترل میکانیکی استفاده از چنگک گردان و یا دندانه سبک انگشتی برای کنترل علف های هرز و سله شکنی دررو و بین ردیف های کاشت قبل از سبز شدن بادام زمینی تا حدود دو هفته پس از سبز شدن و از حدود 3 هفته پس از سبز شدن تا اوایل گلدهی می توان بین ردیف ها را کولتیواتورزد و عمل کولتیواتورزنی باید قبل از اوج گلدهی متوقف شود.
در کنترل شیمیایی علف های هرز در مزارع بادام زمینی می توان از دو علف کش ترفلان و آلاکلر (لاسو) و یا علف کش بنتازون (بازاگران) برای علف های هرز سبز شده استفاده کرد.
کنترل علف های هرز کلزا:
در کنترل علف های هرز کلزا به روش زراعی:
1- ماخارکردن : آماده سازی زمین در کاهش علف های هرز مؤثر بوده و بهتر است قبل از کشت آبیاری نموده و علف های هرز را با دیسک یا در صورت امکان با سموم علف کش گلایفوزیت (راندآب) یا پاراکوات (گراماکسون) از بین برد.
2- کشت بذور سالم: چون دانه های کلزا با بذور علف های هرز تیره شب بو مثل خردل وحشی و شلمی مخلوط شده و جدا کردن آنها بسیار مشکل و حتی غیر ممکن است باید به هنگام تهیه بذر دقت شود تا ناخالصی نداشته باشد و بذر از مزارع سالم و عاری از علف هرز تهیه شود.
3- رعایت دقیق فاصله و تاریخ مناسب کاشت و میزان بذر در حداکثر تراکم توصیه شده کاشته شوند.
4- در زارعت های ردیفی و مکانیزه استفاده از ادوات میکانیکی مانند کولتیواتور فارویی و کولتیواتورهای گردان در کنترل علف های هرز بسیار مؤثر خواهد بود.
5- استفاده از تناوب های زراعی مناسب بخصوص با غلات بهترین روش زراعی کنترل علف های هرز است.
در کنترل شیمیایی بصورت قبل از کاشت سم ترفلان علف کش رایجی است که برای کنترل علف های هرز مزارع کلزا توصیه شده است این علف کش برای کنترل علف های هرز در حال جوانه زنی در خاک مورد استفاده قرار می گیرد ترفلان بر روی اندام های هوایی تأثیری نداشته و یا بسیار کم بوده و بداخل گیاه انتقال نمی یابد ترفلان برروی اکثر گرامینه ها مؤثر بوده و علف های هرز باریک برگ یکساله از جمله سوروف – ارزن وحشی و قیاق بذری و دم روباهی را بخوبی کنترل و برروی تعدادی از علف های هرز پهن برگ نیز مؤثر است. همچنین علف کش لاسو برای کنترل علف های هرز باریک برگ یکساله و برخی از علف های هرز پهن برگ یکساله و نیز اویارسلام بکار میرود.
در کنترل شیمیایی بصورت پس از کاشت برای کنترل علف های هرز باریک برگ می توان از علف کش های گالانت و یا فوکوس به میزان 2 لیتر در هکتار و یا علف کش نابواس به میزان 3 لیتر در هکتار و برای کنترل علف های هرز پهن برگ از علف کش لونترل به میزان یک لیتر در هکتار استفاده نمود.
کنترل علف های هرز پنبه
علف های هرز رایج پنبه عبارتند از: علف خرچنگ – سوروف - Elevsine SPP - اویارسلام - خرفه - توق- قیاق و تاج خروس
کنترل مکانیکی علف های هرز پنبه :
1- کنترل میکانیکی علف های هرز طی دوران سبز شدن می تواند با استفاده از چنگک گردان و یا دندانه سبک انگشتی به عمل آید.
2- انجام عملیات کولتیواتور بسیار سطحی تا از آسیب به ریشه های پنبه جلوگیری گردد.
3- در مزارع کوچک پنبه که بصورت جوی و پشته کاشته شده اند می توان از گله کوچک غاز برای کنترل علف های هرز جوان بخصوص جگن ها مانند اویارسلام و نیز مرغ پنجه ای – قیاق و بعضی باریک برگها استفاده می گردد.
کنترل شیمیایی علف های هرز پنبه:
1-استفاده از علف کش ترفلان بصورت پیش از کاشت برای کنترل بذر بسیاری از علف های هرز باریک برگ و بذر پهن برگها.
2- استفاده از علف کش اپتام به میزان 3 لیتر در هکتار پس از مرحله یک برگی شدن پنبه در بین ردیف های کاشت پاشید و بلافاصله آبیاری کرد.
3- برای کنترل علف های هرز باریک برگ سبز شده می توان از علف کش نابواس(ستوکسیدیم) به میزان5/2-2 لیتر در هکتار و علف کش فوزیلید(فلوآزیفوپ – پی بوتیل) به میزان5/2-2 لیتر در هکتار استفاده نمود.
4- برای کنترل علف های هرز پهن برگ یکساله بخصوص گیاهچه های جوان خانواده هفت بند، مرکبه، بعضی از گاوزبانیان، خردل ها و پیچک بند استقرار یافته در مزارع که ارتفاع آنها به 20 سانتی متر رسیده باشد از علف کش بروموکسی نیل(پاردنر) به میزان 2- 5/1 لیتر در هکتار استفاده می گردد.
5- همچنین برای کنترل علف های هرز پهن برگ و باریک برگ یکساله و چند ساله در مزارع استقرار یافته که بوته ها لااقل به مرحله 4 برگی و یا به ارتفاع حداقل 20 سانتی متر رسیده باشند از علف کش راندآپ بصورت حفاظت شده بمیزان 3 تا 10 لیتر در هکتار استفاده می گردد.
کنترل علف های هرز کتان:
کتان گیاهی است لیفی با نام علمی Linum usitatissimum و یکساله از تیره کتان Linaceae می باشد.
لازم است در زمان رشد یک یا دو مرتبه مزرعه دقیقاً وجین شود باید دقت گردد که در موقع وجین بوته های کتان تکان نخورد چون بعلت داشتن ریشه های ضعیف امکان از بین رفتن آنها وجود دارد انجام دو نوبت وجین دستی تقریباً به اندازه یک تیمار علف کش شیمیایی مؤثر می باشد.
1- از مهمترین این علف کش ها D – 4 و 2 یا M.C.P.A و تنوران است و مقدار آن 300 تا 500 گرم در هزار لیتر آب برای یک هکتار است علف کش های TCA به میزان 6 کیلوگرم در هکتار یا دالاپون به میزان یک کیلوگرم در هکتار نیز برای کنترل علف های هرز کتان بکار میروند.
2- بهترین زمان مبارزه با علف های هرز با استفاده از علف کش ها موقع ظهور گل های کتان است مقدار علف کش مصرفی در مورد کتان لیفی کمتر از کتان روغنی و حداکثر 300 گرم لیتر آب است که برای علف های هرز یک هکتار کافی است.
3- از مهمترین علف های هرز مزارع کتان می توان اویارسلام ، سلمه، Launea SPP ، پیچک ، Anagalis arvensis که پیچک از مهمترین آنهاست.
کنترل علفهای هرز سیب زمینی:
1- کولیتواتورزدن برای پوک و نرم کردن خاک بین خطوط کشت و خاک دادن روی ردیف کشت و مبارزه با علف های هرز.
2- در اراضی سنگین و تراکم زیاد علف های هرز تعداد عملیات مکانیزه بیشتر میشود.
3- بوته سیب زمینی در دوره رشد مقدماتی تا پوشش کامل بین خطوط نمی تواند با رشد علف های هرز رقابت نماید.
•علف کش های مورد استفاده در سیب زمینی عبارتند از: لینورون - سیمیازین – متری بوزین (سنکور) – پاراکوات DNBP- اپتام ( EPTC) – پندی متالین (استامپ) – ترفلان – نابواس.
•پاراکوات به میزان 3 لیتر در هکتار بعد از سبز شدن علف هرز و قبل از سبز شدن سیب زمینی (از پاراکوات می توان تا 20% سیب زمینی که سبز شده باشد نیز استفاده کرد.
•سنکور به میزان 1- 75/0 کیلو در هکتار از قبل از جوانه زدن تا 4-2 برگی علف های هرز.
-DNBP بصورت پیش رویشی.
-علف کش دالاپون به میزان 10 کیلو گرم در هکتار جهت کنترل علف های هرز چمنی.
-DNBP به میزان 3 کیلوگرم در هکتار و دالاپون به میزان 5/2 کیلوگرم در هکتار درست در زمانی که بوته های سیب زمینی سرازخاک در می آورند علف های هرز را بطور مؤثری کنترل می کند.
-مصرف علف کش Tok 25% امولسیون ولاسو به میزان 3 تا 6 لیتر در هکتار استفاده می گردد.
-مصرف EPTC به میزان 4 تا 6 لیتر در هکتار برای کنترل بذر اکثر باریک برگها و بسیاری از پهن برگها و نیز اویارسلام بصورت قبل از کاشت می باشد.
-برای کنترل بذر باریک برگها و پهن برگهای دارای بذر کوچک می توان از پندی متالین با نام تجاری استامپ به میزان 5/2 تا 3 لیتر در هکتار استفاده کرد.
-ترفلان که بصورت پس از کاشت و تا حدود یک هفته قبل از پیدایش آثار سبز شدن برای کنترل بذر علفهای هرز مورد استفاده قرار می گیرد.
- برای کنترل علف های هرز باریک برگ یکساله و کاهش رشد باریک برگهای چند ساله از علف کش ستوکسیدیم (نابواس) به میزان 2 تا 3 لیتر در هکتار استفاده می گردد.
منابع مورد استفاده:
1- گیاهان صنعتی : تألیف دکتر محمدرضا خواجه پور
2- مدیریت علمی علفهای هرز: ترجمه و تدوین – دکتر محمدحسن راشد محصل، مهندس کاظم وفابخش.
3- زراعت گیاهان صنعتی: تألیف – دکتر ناصر خدابنده
4- دانه های روغنی: ای.ا.وایس ترجمه – فرشته ناصری
5- زراعت سویا: نشریه شرکت توسعه کشت دانه های روغنی
6- گلرنگ : نشریه شرکت توسعه کشت دانه های روغنی
7- زراعت کلزا: نشریه ترویجی مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر.
باسپاس از آقاي مهندس سید محمد هاشمی نژاد
کنترل بیولوژیک : Mycoherbicide
مقدمه :
مدیریت ودخالت در وضعیت موجودات زنده اساس مبارزه بیولوژیک با علفهای هرز می باشد
در
حدود یک قرن پیش استفاده از علفکش ها خطراتی از قبیل پایداری آنها در
طبیعت و کاهش کیفیت آب وخاک ایجاد کرده بود با گسترش علفکش های بیولوژیک
تاثیر زیادی در حفاظت محیط زیست داشته است.
همچنین در جائی که مبارزه شیمیایی کافی نباشد ویا مواد شیمیایی گران بوده باشد ویا دولت مصرف آنها را به لحاظ آلودگی آبها وهواوانقراض موجودات در معرض خطرممنوع کرده باشد کنترل بیولوژیک صورت می گیرد .
روش های کنترل بیولوژیک بسته به نوع عامل بیولوژیک :
1- روش کلاسیک
2- روش غیر کلاسیک یا سیل آسا
ا- علفکش های میکروبی
شناخت علفکش های میکروبی همزمان با شناخت و پیشرفت فیتوتوکسین ها بوده است .
اولین علفکش میکروبی در جهان بنام لوبانو در سال 1960در چین ساخته شد و برای کنترل سس مورد مطالعه قرار گرفت .
انواع علفکش های میکروبی :
الف : علفکش های اولیه میکروبی
ب :علفکش های میکروبی مشتق شده با خاصیت اجزای موثر از پاتوژن یا فیتوتوکسین خودش .
انواع پاتوژن هایی که در علفکش میکروبی کاربرد دارند .
1- باکتریها(خصوصا باکتری های گرم منفی مانند سودوموناس –زانتوموناس واروینیا )
2- قارچها
3- اکتینومایست ها
خصوصیات پاتوژن هایی که فیتوتوکسین علف کش میکروبی از آنها بدست می آید .
1- رشد سریع داشته ودر همه زمانها باعث از بین رفتن علف های هرز شوند
2- با روش بیولوژیکی قابل تکثیر باشند
3- درصنعت تولید شوند
4- قابل بسته بندی وحمل ونقل واستفاده کردن بطور مناسب باشند
فیزیولوژی علفکش های میکروبی :
اکثر علفکش های میکروبی فیتوتوکسین ها هستند که برخی از آنها پلی پپتید – ماکروسیکلیک وترپن می باشند
فیتوتوکسین ها دومکانیسم متفاوت تحت شرایط متفاوت دارند :
1- منقطع کردن ساختار کلروپلاست با شکستن پیوند کد نوکلئوپلاسمیک پروتئین
2 - تولید انرژی ترانس فراز ممانعت کننده از عامل جفت شدن DNA برای کنترل فیتوفسفوریلایشن .
در کنترل بیولوژیک غیر کلاسیک یا سیل
آسا – پاتوژن های قارچی تکثیر شده وبه مقدارزیاد روی علف هرز پاشیده می
گردد ماده ای که حاوی پاتوژن قارچی باشد اصطلاحا علفکش قارچی یا Mycoherbicide
گویند
. این مواد ممکن است بتوانند به همان اندازه یا حتی بهترازعلفکش های
شیمیایی کنترل علف هرز را باعث شوندوموجب کاهش آفت کش های شیمیایی در محیط
زیست شوند علفکش های قارچی بسیار اختصاصی عمل میکنند بخصوص برای کنترل علف
های هرز در گیاهان یکساله مناسب میباشند .
.روشهای بهینه سازی استفاده از علفکش های قارچی هنوز نیاز به تحقیقات بیشتری در زمینه فاکتورهای متضمن فرایندبیماری قارچی و علف هرزوهمچنین تولیدوکاربردوسازگاری با دیگرسموم شیمیایی دارد .
کاربرد علفکش قارچی :
انسان
قادر نیست تاثیری به اقلیم وموقعیت زمانی ومکانی سیستم میزبان وپاتوژن
داشته باشدبلکه فقط قادر است مقدار زیادی از قارچ پاتوژن را بصورت انبوه
تولید و بعنوان علفکش قارچی همانند علفکش های شیمیایی روی گیاه سمپاشی
نماید. ولی از انجا که پاتوژن های بومی به اکو اقلیم ومیزبان خود سازگار
شده اند بکاربردن مقدار انبوهی از مایه قارچ ها باعث توسعه اپیدمیک آنهادر
محل جدیدمیشود .
کانوپی گیاهان که سطح یک مزرعه را می پوشانند میکرواقلیم بسیار مناسبی را برای توسعه بیماری بوجود می آورندعلفکش قارچی که در این مرحله استفاده میشود میتواند تمام علف های هرزرا کشته یا بشدت سرکوب کند .
موقع استفاده از علفکش قارچی پوشش یکنواخت علف هرز در مزرعه بسیار مهم است ولی گاه توسعه کانوپی گیاه زراعی چنین پوشش علف هرزی را دشوار میکند .
تاکنون بارزترین موفقیتها در این زمینه در ایالت متحده انجام پذیرفته است .برای مثال
Devineکه یک فرمولاسیون قارچ Phytophthora palmivora
می باشدبرای کنترل علف هرز استبرقMorrenia odorata در ایالت فلوریدابه ثبت رسیده است .
همچنین Collego که ماده موثر آن قارچ Colleotrichum gloesporoide
می باشد برای کنترل Aeschynomen
Virginia در برنج وسویاو
Cercospora rodmanii برای کنترل سنبل آبی Eichhornia crassipes استفاده شده است .
علفکش collego رادر نظر میگیریم.این ماده وقتی موثراست که علف هرز بالاتر از سطح کانوپی گیاه زراعی رشد کند . این قارچ علف هرز را توسط خفه کردن آن در ناحیه ساقه پس از 4 تا6 هفته ازبین می برد .
با وجود این عمل نسبتا کند آن این علفکش قارچی اثری مشابه یا بهتر ازعلفکش های شیمیایی با متوسط درصد مرگ ومیربین 92-98 درصد داشت .
این قارچ بخصوص با میزبان خودبطور معمول رشد میکند ودلیل آسیب کم آن در شرائط معمولی کارائی کم پراکنش وقابلیت ضعیف زمستانگذرانی آن می باشد . ولی وقتی روش پخش سیل آسای آن در مزرعه اعمال گردد مشکلات ذکر شده این قارچ از طریق محلول پاشی مقدار انبوه مایه این قارچ روی علف هرز از بین میرود .
جایگاه تجارتی :
هزینه
توسعه وثبت یک علفکش قارچی به مراتب کمتر از یک علفکش شیمیایی است میزان
این هزینه برای علفکش های قارچی 1.5 تا 2 میلیون دلار وبرای علفکش شیمیایی
10 تا 30 میلیون دلار میباشد .به لحاظ اینکه بخشی از تحقیقات اولیه علفکش
های قارچی را در دانشگاه انجام میدهند علاوه بر این آزمایشات زیست محیطی
لازم برای علفکش های قارچی به مراتب کمتر و آسانتر از آزمایشات مربوط به
علفکش های شیمیایی است .
تا این زمان دو علفکش college وDevineاز نقطه نظر تجارتی کاملا موفق نبوده اند در خاک باقی میمانند و پس از یک دفعه محلول پاشی باعث کنترل علف هرز برای چندین سال می شود بنابراین فروش آنها کم می شود وفقط به میزان 20 درصددر بازار نفوذ کرده اند .
یکی دیگر از مواد کاربرد کنترل سیل آسا استفاده از زنگ Puccinia candiculata روی علف هرز آویار سلام است . رها سازی این زنگ در اوایل بهار قبل از آلودگی طبیعی آن باعث مرگ میزبان و جلوگیری از تولید غده و گلدهی شد .
روش تکثیر :
روش تکثیر
برای موادی از جمله پاتوژنهای اجباری همچون زنگ ها بدلیل عدم توانایی رشد
در شرائط آزمایشگاه انها را به صورت علفکش روی علف هرز هدف مورد استفاده
قرار می دهند .جمعیت پاتوژن روی میزبان تکثیر شده از رشد علف هرز جلوگیری
می نماید روش تکثیر را میشود روشی بین روش کلاسیک وکنترل سیل آسا دانست .
معیار های انتخاب پاتوژن :
تحقیقات اولیه زیادی لازم است تا پتانسیل استفاده از قارچ به عنوان یک علفکش قارچی بررسی شود .
1- ارزشیابی قارچ برای میزان بیماری زائی
2- اختصاصی بودن میزبان (شامل اثرات احتمالی روی انسان وحیوان )
3- ثبات وپایداری
4- قابلیت تکثیر تحت شرائط آزمایشگاهی
5- مایه قارچ بایستی بتواند حیات و قابلیت تاثیر خود راروی علف هرز مورد نظرتحت شرائط مختلف محیطی حفظ نماید .
مشکلات کاربردی علفکش های قارچی :
مشکلاتی برای استفاده ازعلفکش های قارچی وجود دارد که در مورد علفکش های شیمیایی وجود ندارد .
1- علفکش های قارچی در درجه حرارتهای بالا ماسه می شوند
2- تاثیر آنها در صورت استفاده از آفت کش های دیگر و همچنین ازت مایع کاهش میابد
3- برای نتیجه مطلوب بایستی رطوبت هوا بالا باشد این علفکش ها بایستی در شب و پس از آبیاری استفاده شوند
بنابراین کشاورزان بایستی علاوه بر
رعایت این مسائل اطمینان حاصل کنند که تانک سمپاش آنها تمییز وعاری از
بقایای آفت کشها باشد استفاده از مرطوب کننده ها (Humicants)
همراه با علفکش های قارچی و همچنین محلول پاشی در اوائل رشد علف هرز موجب
تاثیر بهتر آنها خواهد شد . زیرا در این حالت میزان آلودگی طبیعی کم میشود
و امکان تکثیر آن روی گیاه بیشتر می شود .
با تشکر ازدوست عزیزم آقای مهندس نعمت الله میرزایی
ادامه مطلب

