نیتریل ها
نیتریل ها جزء گروه سموم بازدارنده فتوسنتز در فتوسیستم 2 هستند.كه در گروه بندي HARCگروهC3 را دارا هستند ودر گروه بتديWSSAدرگروه6 قرار مي گيرند. از علف کشهای مهم این گروه برموکسینیل با نام تجاری پاردنر و آیوکسینیل با نام تجاری توتریل می باشد. دیکلوبنیل علف کشی است که در خاک بکار میرود وبا جلوگیری از استقرار گیاهچه هر دو گروه علفهای هرز تک لپه و دو لپه را کنترل می کند. این علف کش از سبز شدن بسیاری از علفهای هرز چند ساله نیز جلوگیری می کند.دیکلوبنیل فرار بوده و بسرعت از سطح خاکهای گرم متصاعد می شود. این حالت در اثر بارندگی-آبیاری بارانی و یا اجرای عملیات مکانیکی بلافاصله بعد از بکار بردن علف کش در خاک کاهش خواهد یافت. بروموکسینیل نوعی علف کش بعد از سبز شدن است که عمدتا برای کنترل علفهای هرز پهن برگی که به علف کشهای نوع فنوکسی عکس العملی نشان نمی دهند بکار میرود. مثل:amsinckia tessellata وfagopyrum tataricum. بروموکسینیل جهت استفاده روی گندم-جو-یولاف-چاودار-کتان و... که بتازگی بذر کاری شده باشند به ثبت رسیده است
رشد و ساختمان گیاه
دیکلوبنیل بازدارنده قوی رشد-جوانه زنی بذر و سلولهای مریستمی در حال تقسیم می باشد.این علفکش عمدتا روی نقاط رشدی گیاه-نوک ریشه ها وجوانه ها عمل می کند.علایم مسمومیت بوسیله آن شامل تخریب و تورم بافتها و در نهایت نابودی گیاه است.رنگ پریدگی بافتها نیز غالبا مشاهده می شود. میلبرو(1964)اثرات دیکلوبنیل را بر برخی گیاهان زراعی بررسی کرده است. وی توقف رشد و بدنبال آن سیاه شدن ومرگ مریستم انتهایی را گزارش نمود.این محقق در مریستم انتهایی آوندهای آبکشی و بافتهای پوستی چغندر مواد قهوه ای تیره رنگی را شناسایی کرده و اظهار داشت که این مواد احتمالا ملانین می باشند. یکی دیگر از عوارض دیکلوبنیل تیره تر شدن رنگ ظاهری برگها نسبت به حالت طبیعی است که ناشی از افزایش میزان کلروفیل می باشد.این اثر هنگامی دیده می شود که علفکش کمتر از حد کشنده به مصرف برسد.همچنین این سم از انتقال فعال مواد جلوگیری می کند که باعث توقف رشد ریشه همراه با تورم وبیرنگ شدن آن شده وتقسیمات سلولی در قسمت نوک ریشه را بسرعت متوقف می سازد بطوری که در فاصله 4ساعت تعداد سلولها در مرحله اولیه تقسیم سلولی به %25 حالت طبیعی کاهش می یابد. بروموکسینیل و آیوکسینیل معمولاعلفکشهایی تماسی -برگی محسوب میشوند.خسارت این علفکشها24 ساعت بعد ازمصرف بصورت تاول ونقاط نکروزه ظاهر شده و سپس تخریب شدید بافتهای برگ صورت می گیرد. بعدا ممکن است که در اطراف مناطق نکروزه شده برگ کلروز نیز پدیدار شود
جذب و انتقال
تحقیقاتی که بوسیله دیویس و همکاران (1967) در مورد تاثیر نگهداری علفکش بوسیله برگها و مورفولوژی گیاه بر روی سمیت آیوکسینیل انجام شد نشان داد با وجودی که نگهداری اسپری شده بوسیله برگها عامل مهمی در تعیین درجه انتخابی بودن است ولی عامل اصلی در خاصیت انتخابی این علفکش نمی باشد . افزودن یک ماده سورفاکتانت نگهداری علفکش توسط برگها را در کلیه گونه های تحت بررسی افزایش داد و در نتیجه قدرت انتخاب بین خردل و نخود از بین رفت. کارپنتر و همکاران(1964)انتقال آیوکسینیل را در گیاه هفت بند (polygonum lapathifolium) مطالعه نمودند.در این آزمایش گیاه در مرحله 5برگی در داخل لوله های پلی اتیلنی محصور شده و برگ چهارم بوته ها در معرض علفکش قرار گرفت . این برگ با غلظتهای کمتر از حد کشندگی آیوکسینیل تیمار گردید و سپس پوشش پلی اتیلنی برداشته شد . سه هفته بعد لکه های کلروز برروی برگها گسترش یافت .این محققین اظهار داشتند که هر چند مقداری از علف کش به برگهای قدیمی تر گیاه انتقال یافت ولی میزان آن به مراتب کمتر از علفکش منتقل شده به برگهای جوان بوده است دیویس و همکاران (1968) با استفاده از دیسکهای برگ پی بردند که آیوکسینیل c14 در خردل بمراتب سریع تر از جو و نخود جذب می شود . آنها با اتورادیوگرافی بر روی بوته های سالم نشان دادند که انتقال آیوکسینیل c14محدود می باشد.5 ساعت بعد از تیمار حرکت علفکش بطرف قاعده دمبرگ برگهای تیمار شده قابل اندازه گیری بود بعلاوه اندکی حرکت آپوپلاستی بطرف نوک برگها نیز وجود داشت . با افزایش زمان قرار گرفتن در معرض علفکش رادیواکتیویته در ساقه منتشر شده و عمدتا در برگهای جوان واقع در قسمت فوقانی ساقه تجمع یافت. چنانچه برگهای جدیدی در بالای برگ تیمار شده تولید می شد رادیواکتیویته به درون آنها نیز راه می یافت. این امر نشان دهنده حرکت سیمپلاستی در لوله های غربالی می باشد. هنگامی که تیمار علفکش بر روی ریشه و از طریق محلول های غذایی اجرا گردید رادیواکتیویته در ریشه ها بسیار زیاد بود ولی مقدار جزیی حرکت آپوپلاستی به سمت شاخ وبرگ مشاهده گردید جذب از طریق شکافهای روی ساقه موجب حرکت شدید رو به بالا بویژه در اطراف رگبرگها گردید. شافر و چیلکوت(1970)گزارش دادند که طریق اصلی جذب برموکسینیل مسیر کوتیکولی می باشد. دیکلوبنیل نوعی علفکش قبل از خروج از خاک است که علفهای هرز را قبل و یا بلافاصله بعد از سبز شدن آنها از بین می برد ماسین دریافت که دیکلوبنیل تقریبا بصورت یکنواخت بوسیله کلیه قسمتهای هوایی بوته های لوبیا که در اتمسفر اشباع از این علفکش قرار داشتند جذب گردید . جذب تا 3 روز بصورت ثابت ادامه داشته و سپس کاهش یافت. هنگامی که آنرا روی ساقه های قطع شده بکار گرفت جذب انجام شد ولی حرکت علفکش در آوندهای چوبی بسیار کند بود.در جذب ریشه ای نیز حرکت محدود آپوپلاستی مشاهده گردید
نحوه عمل
هر گونه بحثی در مورد نحوه عمل علف کشهای گروه نیتریل باید با توجه بر این مطلب انجام شود که دیکلوبنیل نوعی علف کش عمومی بعد از سبز شدن است که می توان از آن بصورت انتخابی روی گیاهان زراعی استقرار یافته استفاده کرد زیرا این علف کش بکندی نشت کرده و فقط در قسمت سطحی خاک عمل می کند در حالی که بروموکسینیل و آیوکسینیل مواد انتخابی و تماسی هستند که بر روی شاخ و برگ گیاهان زراعی و علفهای هرز در حال رشد بکار برده میشوند. دیکلوبنیل نوعی بازدارنده قوی رشد است و عمدتا بر مریستم ها اثر می گذارد . بروموکسینیل و آیوکسینیل باعث بروز کلروز و نکروزه شدن برگها می شوند. جذب بروموکسینیل و آیوکسینیل بوسیله برگها بسته به گونه گیاهی بسیار متغیر است . بنظر می رسد که بالا بودن رطوبت خاک و رطوبت نسبی زیاد در هوا و بکار بردن سورفاکتانت ها جذب نمکهای این علفکشها را افزایش داده ولی بر جذب استرهای آنها تاثیری ندارد. انتقال این علفکشها در گیاهان محدود می باشد ولی بنظر می رسدکه به میزان جزیی صورت می گیرد . انتقال دیکلوبنیل در آپوپلاست انجام می گیرد ولی ظاهرا سرعت آن تابع نوع گونه گیاهی است. با وجودی که بنظرمی رسد دیکلوبنیل اثر ناچیزی بر انتقال الکترون و فسفوریلاسیون در کلروپلاست و میتوکندری داشته باشد ولی ترکیبات هیدروکسی حاصل از تجزیه آن بازدارنده های قوی این واکنشها هستند . ممانعت از سنتز آنزیم هایی که تولید آنها توسط هورمون انجام می گیرد نیز در مورد دیکلوبنیل گزارش شده است جلوگیری از سایر فرآیندهای بیوشیمیایی نظیر سنتزRNA-سنتز پروتئین-سنتز چربی –فتوسنتز و تنفس توسط دیکلوبنیل نسبتا ناچیز بوده و اطلاعات موجود در آنها غالبا ضد و نقیض است. بروموکسینیل و آیوکسینیل در تنفس میتو کندری ها و فتوسنتزاختلال ایجاد می کنند
کنترل علف های هرز در سبزیجات:
وجود علف های هرز از مهمترین مشکلاتی است که تولید سبزیجات را محدود می کند. تقریبا اکثر سبزیجات در هفته های اول پس از جوانه زنی رشد آهسته ای دارند و به همین علت قادر به رقابت با علف های هرز نیستند. برای بسیاری از سبزیجات دوره بحرانی رقابت
علف های هرز 3/1 اولیه دوره زندگی این گیاهان است. اما این دوره متغیر بوده و بستگی به مورفولوژی، سرعت رشد، فاصله کاشت گیاهان، همچنین گونه های علف های هرز موجود در مزرعه دارد. در مزارع
نشاء شده گوجه فرنگی چنانچه علف های هرز طی 30 تا 45 روز پس از کاشت به خوبی کنترل نشوند عملکرد این گیاه کاهش خواهد یافت. اما در مزارعی که کشت گوجه فرنگی به طور مستقیم و توسط بذر انجام می شود باید مزرعه طی 7 تا 9 هفته پس از بذرپاشی عاری از علف هرز باشد. در این مزارع به منظور جلوگیری از غلبه علف های هرزی مثل پیچک بر گیاه زراعی لازم است به مدت 5 هفته پس از کاشت از مزرعه به خوبی مراقبت کرده و با این علف هرز مبارزه کنیم. در مزارع نشاء شده فلفل طی 60 روز اولیه پس از کاشت باید مزرعه عاری از علف هرز باشد. در مزارع کلم حداقل دوره ای که باید با علف های هرز به خوبی مبارزه کرد 7 تا 9 هفته و در مواردی 4 تا 5 هفته اول پس از کاشت است و این مدت برای خیار 5 تا 6 هفته اول توصیه می شود.
کنترل علف های هرز در سبزیجات بر کنترل زراعی، شامل تناوب، تهیه مناسب زمین، کشت مخلوط، شخم سطحی بین ردیف های کاشت و استفاده از مالچ کاغذی، پلاستیکی و یا بقایای گیاهی، استوار است. با توجه به اینکه این گیاهان در سطوح کوچک کشت می شوند، شرکت های تولید سم رغبتی برای تولید سموم انتخابی این مزارع نداشته و در صورت نیاز باید از علف کش هایی که برای سایر گیاهان تولید شده است استفاده کرد.
کنترل علف های هرز سبزیجات در خزانه:
بسیار از سبزیجات ابتدا در خزانه کشت شده و سپس نشاء آنها به مزرعه انتقال می یابد. وجود علف های هرز در خزانه، سبزه محصول و رشد گیاهچه را به نصف و یا بیشتر کاهش می دهد. بنابراین برای داشتن گیاهچه هایی قوی باید در این مدت با علف های هرز برخوردی جدی داشت. تهیه مناسب زمین و همچنین رعایت تناوب در خزانه از اقدامات اولیه محسوب می شوند. در این ارتباط کلوخه های بزرگ موجود در بستر بذر باید به ذرات ریز تبدیل شوند تا بذرهای ریز به خوبی جوانه زده و تولید گیاهچه هایی قوی کنند.وجین دستی یکی از راههای کنترل علف های هرز در خزانه محسوب می شود. در مدت یک ماه که نشاها در خزانه به سر می برند باید حداقل سه بار علف های هرز وجین شوند. این کار خسته کننده بوده و علاوه بر این روش زیاد مطمئن و مناسبی به شمار نمی آید. چرا که، طی انجام کار به گیاهچه ها نیز آسیب های زیادی وارد می شود. ضدعفونی خاک توسط متیل بروماید، آلیل الکل و یا دیگر عقیم کننده هاازدیگر راههای کنترل محسوب می شوند. استفاده از این ترکیبات باید دو تا سه هفته قبل از کاشت صورت گیرد. با استفاده از مالچ پلاستیکی نیز می توان اقدام به حذف علف های هرز نمود
بدین منظور از پلاستیک های شفاف و یا تیره استفاده شده و آنها را به مدت 30 تا 45 روز قبل از کاشت و در طی گرمترین و یا آفتابی ترین روزهای سال در روی زمین مرطوب پهن
می نمایند. اویارسلام از مهمترین علف های هرزی است که با استفاده از این روش به طور کامل از بین نمی رود. استفاده از مالچ تنها 25 تا 40 درصد از جمعیت این علف هرز را کاهش
می دهد و برای به دست آمدن نتیجه کامل لازم است وجین دستی نیز در برنامه کاری قرار گیرد.
با انجام عملیات آبیاری قبل از کشت،جوانه زنی علفهای هرز تحریک و جلو می افتد که به دنبال آن می توان با استفاده از شخم و یا علف کش های پس رویشی، مثل گلیفوسیت نسبت به حذف آنها اقدام کرد. در این صورت کشاورزان می توانند ده روز بعد اقدام به کشت نمایند. در این روش علف های هرز به مقدار زیادی کنترل می شوند و بدین ترتیب نیاز به انجام وجین دستی، کاهش خواهد یافت.
برای کنترل علف های هرز موجود در خزانه می توان از علف کش های بی ضرر نیز استفاده کرد و کاربرد این ترکیبات بستگی به وضعیت مالی کشاورزان دارد. کاربرد تیمارهای پیش رویشی دیفن آمید به میزان 2/3 کیلوگرم ماده موثره در هکتار در گوجه فرنگی و داکتال به میزان شش کیلوگرم ماده موثره در هکتار در کلم و پیاز به طور کامل نیاز به وجین دستی را مرتفع ساخته و کیفیت رشد گیاهچه ها را افزایش می دهد. علاوه بر علف کش های فوق می توان از متری بیوزین به میزان 25/0 تا 35/0 کیلوگرم در گوجه فرنگی، پرونامید به میزان 5/2 تا 5/3 کیلوگرم ماده موثره در هکتار در کاهو، پروپاکلر به میزان 2/5 تا 5/6 کیلوگرم در هکتار برای پیاز و گیاهان خانواده شب بو و دیفن آمید به میزان 4 تا 5 کیلوگرم ماده موثره در هکتار برای گوجه فرنگی، فلفل، بادمجان به صورت تیمار پیش رویشی استفاده کرد.
کنترل علف های هرز سبزیجات در کشت مستقیم و یا مزارع نشا شده:
1. تناوب: رعایت یک تناوب صحیح زراعی از بهترین راههای کاهش آلودگی علف های هرز محسوب می شود. گیاهانی که قدرت رقابت بالایی دارند با سایه اندازی روی علف های هرز موجب خفگی آنها می شوند. بنابراین قراردادن این گیاهان در تناوب زراعی به کنترل بسیاری از علف های هرز کمک خواهد کرد. سیب زمینی شیرین از جمله گیاهانی است که می توان از آن بدین منظور استفاده کرد. علاوه بر این، این گیاه تا حدی خاصیت آللوپاتیک داشته و می تواند رشد بسیاری از علف های هرز برگ باریک و جگن ها را تحت تاثیر قرار دهد. کشت متراکم ذرت و سورگوم و تعدادی از گیاهان تیره نخود مثل ماش نیز رشد سریع داشته و می توانند در مدت سی تا چهل روز پس از کاشت
سایه انداز خود را کامل نمایند و بنابراین می توانند در تناوب زراعی قرار گیرند.
2.تهیه زمین: تهیه مناسب بستر کاشت بستگی به شناخت کافی از گونه های علف هرز موجود در مزرعه دارد.چنانچه گراسهای چند ساله علف هرز غالب منطقه باشند بهتر است زمین به گونه ای شخم زده شود که ریشه ها، ریزومها و دیگر اندامهای رویشی زیرزمینی این گیاهان به سطح خاک آیند تا در معرض هوا قرار گیرند و در اثر نور خورشید و یا باد خشک شده و از بین روند.چنانچه در مزرعه تراکم علفهای هرز یک ساله بیشتر باشد بهتر است زمین شخم سطحی زده شود در این صورت بذرهای این گیاهان در نزدیک سطح زمین قرار گرفته و اغلب تحریک به جوانه زنی می شوند.شخم عمیق باعث دفن بذر علفهای هرز شده و به طور معمول جوانه زنی آنها را به تاخیر می اندازد.این امر باعث می شود که بذرها به خواب رفته و تا زمانی که به سطح آورده شوند جوانه نخواهند زد.
3. کشت تاخیری و کشت مخلوط: در سیستم کشت تاخیری،قبل از برداشت محصول اول اقدام به کاشت محصول دیگر می شود.در این شرایط برای جلوگیری از وارد آمدن خسارت به گیاه دوم باید در سرتاسر دوره رشد گیاه اول با علفهای هرز مبارزه کرد.کشت مستقیم بذر و یا نشا سبزیجات در بین ردیفهای برنج در بعضی مناطق رایج است.این کار بلافاصله پس از آخرین مرحله خروج آب از مزرعه و تقریبا دو هفته قیل از برداشت صورت می گیرد.در کشت مخلوط دو گیاه همزمان کشت می شود که،برای کاهش خسارات علفهای هرز معمولا یکی از گیاهان ارتفاعی بلندتر داشته و به خوبی روی
علفهای هرزسایه می اندازد. برای کشت مخلوط،گیاهان مختلفی را می توان مورد استفاده قرار داد. در این ارتباط می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- ماش به همراه ذرت
2- گیاهان خانواده شب بو به همراه کرفس، گوجه فرنگی و یا پیاز
3- هویج به همراه کاهو، پیاز، تره فرنگی و یا نخود
4- خیار به همراه بادمجان،تربچه،نخود و یا آفتابگردان
5- پیاز و یا سیر به همراه گوجه فرنگی،کاهو و یا هویج
6- گوجه فرنگی به همراه پیاز،کاهو،جعفری،هویج،تربچه
7- تره فرنگی به همراه پیاز،کرفس و یا هویج
4. استفاده از مالچ : کاغذهای مخصوص،پلاستیک سیاه،کاه و کلش و بقایای گیاهی از مهمترین مواردی هستند که
می توان با استفاده از آنها از رشد و گسترش علفهای هرز جلوکیری کرد. بدین منظور بقایای گیاهی را به قطعات کوچک خرد کرده و سپس آنها را قبل از جوانه زنی
علف های هرز، بین ردیف های کاشت پخش می نمایند. میزان کنترل علف هرزتوسط مالچ بستگی به گونه علف هرز دارد. به عنوان مثال علف هرز اویارسلام، در حین جوانه زنی حتی قادر به سوراخ کردن مالچ های پلاستیکی است و بنابراین برای کنترل کامل آن لازم است وجین دستی را نیز در دستور کار قرار داد.
کنترل شیمیایی: هرچند که برای کنترل علف های هرز سبزیجات علف کش های انتخابی مناسبی وجود ندارد، اما می توان در برخی از مزارع با استفاده از علف کش های موجود اقدام به کنترل آنها کرد. دراین ارتباط ازعلفکش ها بیشتر به صورت رفتار نواری استفاده شده و به طور سراسری پخش نمی شوند. بدین ترتیب علف های هرز موجود در ردیف های کاشت توسط علف کش به علفهای هرز موجود در بین ردیف های کاشت توسط کولتیواتور شخم سطحی زده می شوند.
مهمترین علف کش هایی که در سبزیجات مورد استفاده قرار می گیرند به شرح زیرند:
1. در مزارع کاهو از علف کش بنفین با نام تجارتی بالان و به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک استفاده می شود. از دیگر علف کش های مناسب این مزارع می توان به تیوبنکارب
(تا 10 روز بعد از کاشت)، پرونامید (پیش کاشت، پیش رویشی و پس رویشی) و تریفلورالین (پیش کاشت آمیخته با خاک) اشاره کرد.
2. بنفین به میزان 3/1 تا 7/1 کیلوگرم ماده موثره در هکتار، به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک برای کنترل علف های هرز موجود در مزارع کاهو و لگوم ها.
3. پروپاکلر به میزان 5/6 تا 8/7 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی در مزارع نشا شده و یا کشت مستقیم پیاز، سیر و گیاهان خانواده شب بو.
4. تریفلورالین به میزان 1 تا 5/1 کیلوگرم در هکتار، به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک در مزارع نشا شده گوجه فرنگی، فلفل، بادمجان و بامیه و همچنین مزارع کشت مستقیم گیاهان خانواده شب بو، لگوم ها، چتریان و سیر کاربرد دارد.
5. در کاشت اسفناج می توان از علف کش های سیکلوات با نام تجارتی رونیت و به صورت پیش کاشت، همزمان با کاشت و یا بلافاصله بعد از کاشت و آمیخته با خاک و یا از فن مدیفام با نام تجارتی اسپین-اید یا بتانال به صورت پس رویشی و بعد از اینکه اسفناج به مرحله 4 تا 6 برگ حقیقی رسیده و علف های هرز در مرحله دو برگی حقیقی باشند استفاده کرد.
6. دی،سی،پی آ با نام تجارتی داکتال به میزان 5/7 تا 9 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی در مزراع کشت شده و یا نشا شده گیاهان تیره شب بو، پیاز، سیر، کاهو، لگومها و گیاهان خانواده چتریان. از این علف کش به میزان 04/5 تا 7/11 کیلوگرم در هکتار به صورت پس رویشی و یا بعداز نشا کاری بادمجان ( چهار تا شش هفته بعد از نشا و یا در کشت مستقیم و هنگامی که گیاه به ارتفاع ده تا پانزده سانتیمتر رسیده است ) استفاده می شود.
7. دیفن آمید به میزان چهار تا پنج کیلوگرم ماده موثره در هکتار که به صورت پیش رویشی در مزارع کاشت شده و یا نشا شده گوجه فرنگی، فلفل و بادمجان مورد استفاده قرار می گیرد.
8. کلرامبن به میزان 4/2 تا 4/3 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی در مزارع کدو،کدو تنبل و مزارع نشا شده فلفل.
9. لینوران به میزان یک تا یک و نیم کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی، یا در اوایل پس از جوانه زنی در گیاهان تیره چتریان ،پیاز و سیر.
مهترین علف کش های مورد استفاده در مزارع گوجه فرنگی به شرح زیر هستند :
1. EPTC با نام تجارتی اپتام به میزان 2/3 تا 8/4 کیلوگرم ماده موثره در هکتار و به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک در مزارع نشایی به کار می رود.
2. بوتاکلر با نام تجارتی ماچتی به میزان دو کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی در مزارع نشایی استفاده می شود.
3. تریفلورالین با نام تجارتی ترفلان که به میزان 56/0 تا 12/1 کیلوگرم ماده موثره در هکتار و به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک در کشت مستقیم و یا مزارع نشایی و به منظور کنترل علفهای هرز باریک برگ و پهن برگ به کار می رود. در مزارع نشایی این علف کش باید قبل از نشا کاری با خاک آمیخته شده و بعد از کاشت نهالها توصیه نمی شود.
4. دی سی پی آ با نام تجارتی داکتال که به میزان 04/5 تا 7/11 کیلوگرم در هکتار به صورت پس رویشی و یا بعد از نشا مورد استفاده قرار می گیرد. کاربرد این علف کش چهار تا شش هفته بعد از نشا کاری و یا هنگامی است که ارتفاع بوته ها در کشت مستقیم به ده تا پانزده سانتیمتر رسیده باشد. این علف کش می تواند بسیاری از علفهای هرز پهن برگ و باریک برگ را از بین ببرد.
5. ستوکسیدیم با نام تجارتی پوست که به میزان 11/0 تا 33/0کیلوگرم ماده موثره در هکتار و به صورت پس رویشی جهت کنترل علفهای هرز باریک برگ یک ساله و چند ساله توصیه می شود.
6. متری بیوزین با نام تجارتی سنکور و یا لکسون که به میزان 2/0 تا 35/0 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش رویشی و یا در اوایل جوانه زنی در کشت مستقیم مورد استفاده قرار می گیرد.کاربرد پس رویشی این علف کش تا قبل از پیداش پنجمین برگ حقیقی گوجه فرنگی توصیه نمی شود.در این تیمار اندمهای هوایی گوجه فرنگی نبابد در معرض مستقیم سم قرار گیرند.
7. ناپرپامید با نام تجارتی دورینول که به میزان 12/1 تا 24/2 کیلوگرم ماده موثره در هکتار و به صورت پیش کاشت آمیخته با خاک و به منظور کنترل تعدادی از علفهای هرز پهن برگ و باریک برگ استفاده می شود.برای نمونه به کنترل علف های هرز مزارع پیاز،کلم و گوجه فرنگی اشاره می شود.
کنترل علف های هرز مزارع پیاز:
در اکثر مناطق پیاز در اوایل بهار کشت شده و در کشت بهاره جوانه زنی و رشد کندی دارد. علاوه بر این از آنجا که این گیاه دارای برگ های استوانه ای شکل است در طول دوره رشد نیز قادر به رقابت با علف های هرز نیست.بنابراین کنترل علف های هرز در طی جوانه زنی و در مدت 32 تا 56 روز اولیه از اهمیت خاصی برخوردار است. این مهم از طریق کاربرد صحیح علف کش ها
امکان پذیر است. بدین منظور باید ابتدا از علف کش های پیش رویشی استفاده کرده و چهار تا شش هفته بعد این عمل را تکرار نماییم.
انتخاب علف کش اولیه ای که به صورت پیش رویشی مصرف می شود به مقدار زیادی بستگی به نوع خاکی دارد که گیاه در آن رشد کرده و تکرار سمپاشی نیز بستگی به مشکلات ایجاد شده توسط علف های هرز و مرحله رشد گیاه دارد.میزان آسیب ناشی از کاربرد علف کش های پس رویشی نیز بستگی به تشکیل لایه موئی روی برگ دارد و چنانچه شرایط برای تشکیل این لایه وجود نداشته و یا در سطح برگ خراشهای ناشی از ضربات مکانیکی وجود داشته باشد، امکان ایجاد خسارت زیادتر خواهد بود.
برای کنترل علف های هرز مزارع پیاز می توان علف کش های زیر را توصیه کرد:
1. ایوکسنیل: با نام تجارتی توتریل، علف کشی است تماسی که به میزان 3 لیتر در هکتار علیه علف های هرز
پهن برگ توصیه می شود.
2. برموکسینیل که به میزان 28/0 تا 41/0 کیلوگرم ماده موثره در هکتار و به صورت پیش کاشت،پیش رویشی (حداقل سه تا چهار روز قبل از جوانه زنی ) و پس رویشی ( در مرحله ظهور دو تا پنج برگ حقیقی پیاز ) برای کنترل علف های هرز پهن برگ توصیه می شود.
3. پروپاکلر به مقدار 4/4 کیلوگرم ماده موثره در هکتار و پیش از جوانه زنی برای کنترل علف های هرز یک ساله. بهترین نتیجه هنگامی به دست خواهد آمد که
علف های هرز جوانه زده و یا دقیقا در هنگام جوانه زنی باشند.
4. تری آلات به میزان 4/1 تا 7/1 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پیش کاشت و آمیخته با خاک برای کنترل یولاف وحشی.
5. داینوسب به مقدار 8/2 کیلوگرم ماده موثره در هکتار به صورت پس رویشی و برای کنترل علف های هرز پهن برگ و در مرحله گیاهچه ای کاربرد دارد.سمپاشی باید در مرحله ای که گیاه زراعی سه برگه است صورت گیرد.
6. سیکلوکسیدیم: با نام تجارتی فوکوس ازدیگرعلف کشهای انتخابی و سیستمیک مزارع پیاز است که به میزان 1 تا 5/1 لیتر در هکتار و به صورت پس رویشی و بعد از مرحله چهار تا پنج برگی علف های هرز باریک برگ به کار می رود.
7. کلرپروفام به مقدار 7/1 کیلوگرم ماده موثره در هکتاربه صورت پس رویشی و برای کنترل علف های هرز یک ساله قابل توصیه است. این علف کش هنگامی مورد استفاده قرار می گیرد که گیاه زراعی دارای دو تا سه برگ حقیقی باشد.
کلرپروفام برای خاکهای شنی و سبک توصیه نمی شود.بجز علف های هرز stellaria media و Urtica urens کلرپروفام قادر به کنترل علف های هرز مستقر شده نخواهد بود.
کلم ها ( کلم و گل کلم ):
برای کنترل علف های هرز این سبزیجات ، علف کش های پیش رویشی مفید هستند . استفاده از علف کش CDEC به تنهایی یا مخلوط با CIPC موثر است و آسیبی هم به این محصولات وارد نمی کنند.
گوجه فرنگی:
استفاده پیش از کاشت از علف کش EPTC به میزان 2 کیلوگرم در هکتار برای مبارزه با علف های هرز گوجه فرنگی مفید است . گزارش شده است که چنانچه از علف کش های تریفلورالین یا نیترالین به صورت قبل از کاشت (مخلوط با خاک ) استفاده شود، نوید بخش بسیار خوبی در کنترل علف های هرز پهن برگ و باریک برگ
می باشد.
صیفی جات:
استفاده از NPA در کنترل علف های هرز کرتهای این گیاهان بسیار موثر است. گزارش می شود که تیمار پیش رویشی آن به میزان 4 تا 9 کیلوگرم در هکتار بر حسب ماده موثره کاملا موثر بوده است. برای تیمار پس از سبز شدن آن به 4 تا 6 کیلوگرم در هکتار علف کش نیاز
می باشد.
حبوبات :
سویا
سویا از نظر اقتصادی از مهمترین بقولات دنیا محسوب می شود. سویا از مهمترین گیاهان پروتئینی دنیا و همچنین مهمترین منبع تامین کننده روغن نباتی در ایالات متحده است. نتایج حاصل از چهارده مطالعه مختلف نشان داد که می توان یک دوره بحرانی پنج هفته ای برای سویا مشخص نمود. چنین به نظر می رسد که سویا نیازمند یک دوره سه هفته ای عاری از علف هرز پس از سبز شدن است و می تواند برای هشت تا نه هفته رقابت علف های هرز را بدون کاهش عملکرد تحمل نماید. هریسون و همکاران دریافتند که مداخله ناشی از دم روباهی تحت شرایط مطلوب رشد (بارندگی کافی )در سال اول و دوم، به ترتیب پانزده و سی روز پس از سبز شدن باعث کاهش تجمع ماده خشک در سویا می شود. در آزمایش دیگری مشاهده شد که چنانچه گاو پنبه (Abutilon theophrasti Medick ) بیست و یک تا بیست و سه روز پس از سویا سبز شود، تاثیری بر رشد و عملکرد گیاه زراعی ندارد. اهمیت کاهش عملکرد ناشی از گاو پنبه بستگی به تراکم این علف هرز دارد، به طوری که تراکم های بالاتر علف هرز باعث تلفات بیشتر در مراحل اولیه رشد گیاه زراعی می شود. دکر و مگیت اظهار داشتند که موفقیت گاو پنبه در رقابت با گیاهان زراعی ( سویا ) به دلیل قدرت انطباق آن با سیستم های تک کشتی و مخلوط از طریق کاهش جمعیت خود (مرگ و میر ) است. نتیجه این سازش پذیری این است که هنگام رقابت سویا با گاو پنبه، جمعیت سویا متشکل از گیاهان کوچک و کم بازده است، در حالی که جمعیت گاو پنبه دارای تعدادی گیاهان بزرگ و با بازدهی بالاست.
برای کنترل قیاق ( ( Sorghum halopense یک دوره بحرانی بین هفته چهارم و پنجم بعد از کاشت مشخص شده است که مشابه با تنیجه به دست آمده توسط برن ساید برای مخلوطی از علف های هرز یک ساله است. وی دریافت که کنترل علف های هرز، دو تا چهار هفته بعد از کاشت، از تاثیر منفی آنها بر سویا جلوگیری می نماید. بنابر اظهار، مهمترین زمان کنترل علف های هرز ماه اول بعد از کاشت است، اما اطلاعات موجود حاکی از عدم نیاز به کنترل علف های هرز در دو هفته اول بعد از کاشت است.
کوبل و همکاران نشان دادند که رقابت علف هرز گونه (Ambrosia artemisifolia ) شش هفته و یا کمتر از شش هفته بعد از سبز شدن باعث کاهش عملکرد سویا نمی شود. کنترل علف های هرز در صورت وجود آب کافی در ابتدای فصل رشد برای مدت چهار هفته و در فصل خشک که سبز شدن اولیه علف های هرز با تاخیر انجام می شود برای مدت دو هفته کافی بود. بنابراین دوره بحرانی علف های هرز معمولا بین چهار و شش هفته بود.
بلومبرگ و همکاران نیز تاثیر وجود آب کافی را بر رقابت علف هرز توق (Xanthium strumarium ) در سویا نشان دادند. آنها اظهار داشتند که حداکثر عملکرد سویا زمانی به دست آمد که علف های هرز آن بری مدت چهار هفته کنترل شد. همین شرایط برای کنترل علف هرز کاسیا (Cassia obtosifolia ) ، یولاف وحشی (Avena fatua ) و یک گونه علف هرز یک ساله در تایوان نیز پیشنهاد شده است.
برای کنترل نوعی علف هفت بند (Polygonum pensylvanicum )،آفتابگردان(Helianthus annus ) و گاوپنبه نیز یک دوره بحرانی مشخص بین چهار و شش هفته پس از سبز شدن سویا توسط سایر پژوهشگران گزارش شده است.
این اطلاعات به همراه سایر مطالعاتی که به آنها اشاره شد بیانگر این است که سویا دارای یک دوره بحرانی بین چهار و شش هفته پس از سبز شدن است. این مدت به دلیل شروع دیرتر و پایان زودتر کنترل، کوتاهتر از مدت زمانی است که توسط زیمبدال گزارش شده است.
منابع: References:
- راشد محصل، م. ح.، ح. نجفی، و م. ه. اکبرزاده. 1380. بیولوژی و کنترل علفهای هرز. انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد. 263 الی 269.
- راشد محصل، م. ح.، ک. وفابخش. 1378. مدیریت علمی علفهای هرز. انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد. 108.
- کوچکی، ع.، ح. ظریف کتابی و ع. ر. نخ فروش. 1380. رهیافتهای اکولوژیکی مدیریت علفهای هرز. (ترجمه). انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد. 173 الی 175.
- میر شکاری، ب. 1382. علف های هرز و مدیریت آنها. انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز. 180 الی 460.
نام فارسی: خرفه
نام انگلیسی:common purslane
نام علمی :Portulaca oleracea L.
نام خانواده: Portulacaceae
ویژگیهای گیاه شناسی
خرفه (portulaca oleracea) گیاهی یکساله وگرمادوست و چهار کربنه از خانواده خرفه(portulacacea)است. بوته های خرفه علفی،خوابیده و گوشتی بوده وهربوته رشد یافته آن فضایی به قطر حدودا 60 سانتیمتررا اشغال می کند.
ساقه:
دراین گیاه،ساقه ها بدون کرک،گوشتی واغلب قرمزرنگ هستند و طول شاخه های فرعی(اولیه وثانویه)ممکن است به اندازه ساقه اصلی یا حتی بیشترازآن باشد وهمین سبب شده که رشد بوته دایره وارباشد .ساقه های این گیاه چندین بار منشعب می شوند به طوری که ممکن است دفعات انشعاب به هشت بار برسد.
برگ: 
برگها به صورت متناوب یا شبه متقابل آرایش یافته و اغلب در رئوس شاخه ها به صورت مجتمع دیده می شوند.علاوه بر این، برگها بدون کرک،ضخیم،گوشتی،قاشقی شکل با حواشی صاف و بدون دمبرگ می باشند.درازای برگها 28-4میلی متروپهنای آنها
13-2میلیمتراست.گوشوارکها تحلیل رفته به پرز تبدیل شده اند.
گل :
گلها بدون دمگل ومنفرد بوده وبصورت خوشه های انتهایی آرایش یافته اند، وفقط صبح روزهای آفتابی باز می شوند. هرگل دو کاسبرگ گوشتی ارغوانی مایل به سبز به طول 4میلی متر به علاوه 6-4گلبرگ زرد رنگ،که کمی از کاسبرگ ها کوتاهترند،و همچنین 12-6پرچم و 6-4 خامه دارد؛و میوه از نوع کپسول است.
میوه :
بعد از بلوغ،میوه از قسمت میانی به صورت عرضی کوچکی پوشانیده است ودر قاعده آن زخمۀ سفید رنگی دیده مشکوفا شده و تعداد زیادی بذر براق سیاه رنگ مایل به قهوه ای را آزاد می نماید. قطر بذر 8/0-5/0 میلیمتر و وزن صد دانه 4/11-5/1میلی گرم است.سطح خارجی بذر را برجستگی های ی شود؛لپه های گیاهچه 5-4 میلیمتر طول و 2-5/1میلیمتر عرض دارند.میانگین درازای محورزیرلپه 16 میلیمتر است.
پراکنش جغرافیایی:
خرفه در سرتاسر نواحی معتدل و گرمسیر دنیا انتشار یافته است.
زيستگاه:
نیازهای اقلیمی:
خرفه بومی آمریکای جنوبی یا افریقای شمالی می باشد.فصل رویش این گیاه به 60 درجه شمالی نمی روید.بذور خرفه برای جوانگرمترین ماههای سال(4-3ماه)محدود می شود.خرفه درمناطق بالاترازعرض جغرافیایی ه زنی به درجه حرارتهای بالا نیاز دارند،دماهای بالاتراز 30 درجه سانتیگراد برای جوانه زنی خرفه مطلوب هستند.بوته های خرفه درمقابل سرما حساس هستند ودرشرایط هوای سرد ازبین می روند.با این حال بذور خرفه در زمستان در 30- درجه سانتی گراد به خوبی زنده می مانند.خرفه مقاومت زیادی به خشکی نشان می دهد،به طوری که با مقدار کمی آب،10 میلیمتردر هر 6 روز ،می تواند به تجمع ماده خشک ادامه دهد
خاک:
رشد مناسب در خاکهای سبک فقیر
رشد بیشتر خرفه در خاکهای غنی از عناصر غذایی و همچنین پاسخ مثبت به وضعیت فسفر خاک
بین رشد خرفه وغلظت ازت خاک رابطه خطی مثبت وجود دارد.
تراکم جمعیت خرفه در بسترهای هموارو یکنواخت بیش از بسترهای ناهموار خواهد بود
.رشد و نمو:
مورفولوژی:
بر خلاف بسیاری از گیاهان خشکی پسند دیگر،خرفه روزنه هایش را در مدت روز باز نگه می دارد.
برابر بودن تراکم روزنه ها(36 روزنه در میلیمتر مربع) دربشره های فوقانی و زیرین برگ خرفه(ونگریس و همکاران،1972 )
ویژگیهای خرفه برای سازش به خشکی : دارا بودن کوتیکول های ضخیم،روزنه های نسبتا کوچک، بافتهای ویژه ذخیره آب در ساقه و برگها،نسبت کوچک سطح به وزن و ریشه های بسیار منشعب همراه با تعداد زیادی ریشه ثانویه افشانکه در نزدیکی سطح خاک گسترش دارند.
ریشه خرفه در محیطی به قطر 153 سانتی متر گسترش دارد.
مزوفیل برگ خرفه از بافت آبکی تشکیل شده که به تقریب فاقد کلروفیل بوده و به ذخیره آب می پردازد.
بوته های خرفه وقتی با تنش آب مواجه می شونداقدام به ریزش برکهای خود می کنند.
فیزیولوژی:
خرفه گیاهی c4 بوده و همانند سایر گیاهان c4 دارای اختصاصاتی از قبیل :تنفس نوری کم،اشباع فتوسنتزی در شدت های زیاد نور،حساسیت به درجه حرارتهای کم و مصرف پربازده رطوبت را داراست.
خرفه در دوره پیری فعالیت تنفس c4کمی داشته و در این دوره تنفس c3 آن افزایش می یابد.
فنولوژی:
ظهور گیاهچه های خرفه از اواخر اردیبهشت و اوایل خرداد ماه شروع شده زمانی که دمای هوا از30 درجه سانتیگراد بالاتر رفته باشد .در ضمن رویش گیاهچه های خرفه درماههای تیر،مرداد واوایل شهریورادامه مییابد.
بوته های خرفه 6-4 هفته پس از سبز شدن وارد مرحله گلدهی شده و 16-14 روز پس از شروع گلدهی بذرها بالغ می شوند.
خرفه یک گیاه روز کوتاه به شمار می رود .
بوته هایی از گیاه خرفه کد در ماه اردیبهشت و خرداد رشد خود را آغاز کرده باشند بیشترین وزن تر را دارند.
تکثیر(ازدیاد)خرفه:
زیست شناسی گل:
خرفه گیاهی خود گشن است.
گلها فقط درروزهای صاف وگرم بین ساعات 13-9 شکوفا می شوند.
بدلیل نداشتن شهد حشرات کمتری از گلهای خرفه بازدید کرده و بنابراین دگرگرده افشانی بسیاراندکی دارد ولی حدود 5 درصد دگرگرده افشانی دارد.
تولید و پراکنش بذر:
تولید وانتشار بذر در تمامی طول فصل صورت می پذیرد.
نخست کپسولهای واقع بر شاخه های اصلی بالغ می شوند آنگاه رسیدگی کپسول ها بر روی شاخه های فرعی اتفاق می افتد.
ابتدا بذر های نزدیک به مرکز بوته به بلوغ می رسند.
هر میوه (کپسول) به طور میانگین محتوی 72 بذر است و دامنه تغییر آن 157-36 عدد بذر است.
در امریکای شمالی حداکثر تعداد بذر در هر بوته 242540 عدد بذر اعلام شده است.
قدرت حیات و جوانه زنی بذر خرفه:
بذور خرفه به مدت 40 سال مدفون در خاک وتا 19 سال در شرایط خشک زنده می مانند.(دارلینگتون،1961 )
بذور خرفه درجه حرارتهای 50-15 درجه سانتیگراد راتحمل نموده و زنده می مانند.
تنوع زیادی در جوانه زنی و رکود بذوری که در یک روز از کپسولهای مختلف یک بوته جدا شده بودند مشاهده شده است.
رکود بذر تحت تاثیر سن و مقداررطوبت آنها در زمان برداشت قرار دارد.
در جوانه زنی بذور خرفه دما یک سازه ی کلیدی است ولی احتمال می رود که در جوانه زنی بذور خرفه نقش نور از دما مهمتر باشد(سینق،1993 )
ازدیاد رویشی:
خرفه قادر به تولید ریشه های نابجا می باشد این ریشه ها از محل تماس گره های ساقه با خاک بوجود نمی آیند،بلکه فقط از سطوح بریده و محل شکستگی ساقه ها منشأ می گیرند..تغییرات جمعیت خرفه:
میانگین طول عمر خرفه 3 ماه است.
خرفه ازاوایل تااواسط اردیبهشت رویش یافته وبه سرعت در زمین های هموار توسعه می یابد ولی در صورت تراکم زیاد و رقابت درون گونهای از بین می روند.
بوته هایی از خرفه که در سایه قرار می گیرند قبل از مرگ اقدام به ریزش برگهای خود می کنند درحقیقت این پدیده را می توان نوعی تنظیم خود به خودی تراکم جمعیت به شمار آورد.
خرفه در مقایسه با گیاهان دیگرقدرت رقابت چندانی ندارد.
نتیجه گیری:
با توجه به مطالب فوق خرفه از جمله علفهای هرزتابستانه سریع الرشدی است که با مکانیزم تولید بذر زیاد در مدت زمان کوتاهی توسعه و گسترش می یابد .
تحقیقات در مورد علف هرز خرفه نا کافی بوده ،به طوری که اطلاعات کافی در زمینه مکانیزمهای رقابت این علف هرزبا گیاهان زراعی (از جمله میزان افت عملکرد گیاهان زراعی که در تزاحم با علف هرز خزنده خرفه قرار دارند؛ همچنین در رابطه با پتانسیل آللوپاتیک این علف هرز موجود نمی باشد.
منابع:
1- رستگاری ، محمد علی ، 1378 ،علفهای هرز وروش کنترل آنها
2-مديريت علمي علفهاي هرز-دكترراشدمحصل-مهندس وفابخش
3- راشد محصل ، علفهای هرز وکنترل آنها
|
A Brief History of the European Weed Research Society WYBO VAN DER ZWEEP Secretary, EWRC
1960-75, Scientific Secretary, EWRS 1975 - 1980
The Precursor, the European Weed Research Council (EWRC) Origins Activities Education and Training was encouraged through an Education Committee. The transition from EWRC to EWRS
The European Weed Research Society Formalities The Constitution remained unchanged for 10 years. The Governing Body was the Council composed of nominated national delegates, elected members, officers of the Society and co-opted members. As over 40 members were involved, this arrangement proved to be unwieldy, so when the Constitution was revised in 1984-86 the Council was disbanded and the Executive Committee (EXCOM) was given total responsibility for the Society's affairs. National representatives were retained but were elected and were given different responsibilities. The Scientific Programme Working Groups and Symposia. The early activities of Working Groups included workshops, ring-testing, collaborative experiments, surveys and method evaluation. The Herbicide - Soil and Education Working Groups produced books with commercial publishers which generated income for the Society. The Aquatic Weeds Group followed the 4 EWRC symposia with others in Amsterdam in 1978 and Novi Sad in 1982. Similarly the Mediterranean Weeds Working Group followed the 1966 and 1971 EWRC Symposia with one in Oeiras in 1984. There were also more general Symposia on Different Methods of Weed Control and Their Integration at Uppsala in 1977 and The Influence of Different Factors on the Development and Control of Weeds in Mainz in 1979. Symposia organised together with other bodies included the quadrennial Weed Biology, Ecology and Systematics with COLUMA and Influence of Environmental Factors on Herbicide Performance and Crop and Weed Biology with the Association of Applied Biologists and the Society of Chemical Industry at Oxford in 1983. SCICOM Evolves. In 1985 not only was the Constitution amended but the operation of SCICOM was revised. Weed research was divided into logically connected parts termed Main Subject Areas (MSAs) which included the existing and new Working Groups. EXCOM appointed a chairman for each MSA who became a member of SCICOM. Symposia were to be based on one or more MSAs. The following decade saw a substantial increase in activities so only a few can be mentioned here. Modelling approaches became widespread and stimulated a cross MSA Workshop on models in Weed Science held in Wageningen in 1987. The Weed Control in Maize MSA introduced the 'Weed Tour'as an activity, in Austria in 1987, Bavaria in 1988 and Hungary in 1996. The Education and Training Group held its first training course in Zaragoza in 1990 organised in conjunction with CIHEAM. In 1994 the European Union funded a proposal on biological weed control which included many members of the Biological Control MSA, the first time a EWRS activity has attracted EU funding. In addition to meetings organised within MSAs, there were Symposia in Stuttgat-Hohenheim in 1986 (Economic Weed Control), Wageningen in 1988 (Factors Affecting Herbicidal Activity and Selectivity), Helsinki, 1990 (Integrated Weed Management in Cereals), Braunschweig, 1993 (Quantitative approaches in Weed and Herbicide Research), Budapest, 1995 (Challenges in Weed Science in a Changing Europe), Poznan 1997, Basel 1999 and the Society organised jointly with IWSS, the 2nd International Weed Control Congress in Copenhagen in 1996. Response to political change This concern was one of the factors that forced further evolution of the Society's scientific activities. The policy of concentrating on specialist symposia was changed as the need to support eastern European activities requires more general conferences. By the end of 1996 the size of SCICOM was reduced by consolidating MSAs, now renamed Working Groups, to 7. Minor changes made to the Constitution in 1999 included the adoption of the Euro as the formal currency. Communication, liaison and
dissemination of information Epilogue
|
|
|
|
|
EWRCمخفف كميته پژوهشي علف هرز اروپاست اين كميته ارزيابي را به نام خود بنا نهاد كه علاوه برداشتن دقت بالا، بسيار كاربردي وسريع است ارزيابي استانداردEWRCارزيابي مفيدي است براي سنجش ميزان مهار علف هاي هرز بوسيله علف كش ها . ازويژگيهاي منحصربفرد آن ساده بودن وكاربردي بودن آن است . بعد از كاربرد علف كش وبسته به مدت اثر (اغلب يكماه بعداز كاربرد علف كش) به مزرعه مراجعه ميشود وبوسيله يك كوادرات (كادر)كه به صورت تصادفي درچند نقطه مزرعه پرتاب شده وتعداد علف هاي هرز داخل كوادرات لحاظ ميگردد.(علف هاي هرز ازبين رفته(خشك شده)وتعداد علف هاي هرز باقي مانده شمارش مي گردد ).تعداد كل راصددرصد فرض كرده وعلف هاي هرزخشك شده را نيز به صورت درصد محاسبه ميكنندچنانچه علف كش خاك كابرد -پيش رويشي يا پس رويشي باشد نياز به شاهد داريم وسپس با استفاده از اشل زير ميزان تاثير علف كش ارزيابي مي گردد در اين روش نيازي به محاسبات آماري پيچيده ويا بيوماس علف هرز نيست.در این ارزیابیِِ مهار به ۹کلاس طبقه بندی میشود.که بصورت مثال تفاوتی برای میزان ا تا ۵۰درصد مهار قائل نمیشود در کلاس های مهار بالاتر تفاوت كلاس ها جزئی تر میگردد.
.
|
نمره ارزيابي |
درصد مهار علفهاي هرز |
توضيح
|
|
1 |
100 |
نابودي كامل |
|
2 |
99–5 /96 |
مهاربسيار خوب |
|
3 |
5/96–93 |
مهارخوب |
|
4 |
93–5/87 |
مهارمطلوب |
|
5 |
5/87–80 |
مهاركمي مطلوب |
|
6 |
80–70 |
مهارنامطلوب |
|
7 |
50–70 |
مهارضعيف |
|
8 |
50–1 |
مهاربسيار ضعيف |
|
9 |
0 |
كاملا بدون تاثير |
بررسي تأثير آفتكشها بر ميزان كارآيي تثبيت بيولوژيك نيتروژن در حبوبات
اهميت نيتروژن در شكلگيري، بقاء و تكامل حيات به اندازهاي است كه قطعاً بدون وجود اين عنصر، چهرة حيات با آن چيزي كه امروزه شاهد آن هستيم كاملاً متفاوت ميبود. تقریباً 78% اتمسفر زمین را N2 تشکیل میدهد. گياهان، جانوران و ميكروارگانيزمها همگي توسط گاز نيتروژن احاطه شدهاند و در واقع همگي در عالم N2 زندگي ميكنند. با اين وجود اين منبع عظيم نيتروژن جز براي برخي از باكتريها، براي مابقي موجودات زنده غيرقابل استفاده است (آنون، 1984).
ورود نيتروژن مولكولي به سطح بيوسفر اصطلاحاً تثبيت نيتروژن ناميده ميشود. تثبیت و تبديل اين فرم نيتروژن به فرمهاي قابل استفادة گياه، عمدتاً از طريق صنعتي و يا به صورت بيولوژيك (توسط گروهي از باكتريها) امكان پذير است (آنون، 1984 و اسپرنت، 1990). تثبیت بیولوژیک نیتروژن توسط باکتریها عمدتاً از طریق برقراری همزیستی با گیاهان خانوادة حبوبات میباشد. اهمیت حبوبات در حاصلخیزی خاک از 6 هزار سال قبل که مصریان آنها را در تناوب کشت خود قرار میدادند؛ روشن بوده است (اردکانی، 1374). تثبیت نیتروژن به روش همزیستی دارای انواع مختلفی میباشد که از آن جمله میتوان به همزیستی باکتریهای ریزوبیوم با گیاهان خانوادة حبوبات اشاره كرد. در همزيستي حبوبات با باكتريهاي جنس ريزوبيوم علاوه بر اين كه بخش اصلي نيتروژن تثبيت شده به مصرف گياه ميرسد، خاك نيز از لحاظ نيتروژن تقويت ميشود (بورديليو و پريوست، 1994).
تأثير آفتكشها:
فرآيند تثبيت بيولوژيك نيتروژن ميتواند به شدت تحت تأثير عوامل مختلف اقليمي و خاكي قرار گيرد. بنابراين داشتن اطلاعات كافي در اين خصوص ميتواند كمك بسيار زيادي در بهبود و افزايش كارآيي اين پديده بنمايد. از مهمترين اين عوامل ميتوان pH، رطوبت و دماي خاك، نور و فتوسنتز گياه، مصرف كودهاي نيتروژنه، عناصر معدني، گونه و نژاد باكتري، رقم گياه، عوامل مختلف بيولوژيك و مصرف آفتكشها را نام برد (پوردوايي، 1362). در ميان اين عوامل، استفاده از انواع آفتكشها در نظام توليد گياهان زراعي بخصوص حبوبات آنچنان رايج شده است كه تصور توليد محصول بدون مصرف آنها امكانپذير نميباشد (صالح راستين، 1375). نتايج آزمايشهاي انجام شده در اين زمينه نشان ميدهد كه تعدادي از علفكشها، حشرهكشها و كنهكشها در تثبيت بيولوژيك نيتروژن تأثير نامطلوب دارند و مصرف آنها فعاليت تثبيت بيولوژيك نيتروژن را كاهش ميدهد (بوهلر و همكاران، 1992). در مورد اثر آفتكشها بر تثبيت بيولوژيك نيتروژن گزارشهاي متعددي وجود دارد كه ذيلاً به تفكيك گياه به بعضي از آنها اشاره ميشود:
لوبيا:
تريفلورالين يكي از رايجترين علفكشهاي مورد استفاده در زراعت لوبيا محسوب ميگردد. اين علفكش موجب كاهش گرهبندي ريشه، عملكرد دانه و درصد پروتئين دانه در لوبيا و كاهش وزن خشك گرهها ميشود (گراهام، 1978). لوس (1975) اظهار داشت كه علفكش پيش از كاشت آلاكلر باعث كاهش توليد آمينواسيدها و ويتامينها توسط باكتريهاي موجود در ريشههاي لوبيا ميگردد. اين علفكش وقتي توسط ريشه گياه از خاك جذب ميشود باعث اختلال در چرخه توليد باكتريها ميگردد، به طوري كه تشكيل گره در ريشه لوبيا را كاهش ميدهد و همچنين در فعاليت باكتريها اختلال ايجاد ميكند و در نتيجه موجب كاهش تثبيت بيولوژيك نيتروژن، كاهش پروتئين دانه و كاهش عملكرد دانه گياه ميگردد. هاردي و همكاران (1968) گزارش دادند كه علفكش انتخابي داينوسب سبب كاهش احياء اتيلن و استيلن در لوبيا ميگردد. آنها بيان كردند كه داينوسب بر روي تثبيت بيولوژيك نيتروژن و تعداد گرههاي موجود در ريشه و رشد ريشههاي جانبي تأثير منفي گذاشته و سبب رشد رويشي و عملكرد دانه لوبيا ميگردد. كورلي و بورتون (1975) گزارش دادند كه قارچكشهاي PCNB، تيرام، كاپتان و فورادان تأثير منفي بر روي گرهبندي ريشه لوبيا دارند. آنها اظهار داشتند كه به غير از كاپتان بقيه قارچكشها بر روي عملكرد دانه و درصد پروتئين دانه تأثير منفي ندارند. بزديك و همكاران (1978) اعلام كردند كه مصرف قارچكش PCNB بر روي لوبيا موجب كاهش رشد رويشي آن ميگردد، و هر چقدر pH خاك بالاتر باشد، اين كاهش مشهودتر است. علاوه بر اين استودارد (1976) بيان داشت كه اين قارچكش بيشترين تأثير منفي را بر روي تعداد گرههاي ريشه و كمترين تأثير منفي را بر روي سطح برگ لوبيا دارد.
باقلا:
ويلسون و كودري (1946) در طي آزمايشهايي كه انجام دادند ثابت كردند كه حشرهكش ديآلدرين بر روي باكتريهاي تثبيت كننده نيتروژن در باقلا تأثير منفي دارد. آنها دريافتند كه استفاده از حشرهكش ديآلدرين بر روي باقلا از تعداد باكتريهاي تثبيت كننده نيتروژن ميكاهد و همچنين تعداد گرههاي موجود در ريشه باقلا را كاهش ميدهد. علاوه بر اين آنها (ويلسون و كودري، 1948) گزارش دادند كه حشرهكش ليندين عليرغم تأثير مثبت بر روي رشد رويشي باعث كاهش گرهبندي و عملكرد دانه باقلا ميگردد. مكنزي و مكراي (1972) بيان داشتند كه حشرهكشهاي نواكرون و دورسبان تأثير متفاوتي بر روي باقلا دارد. آنها اعلام كردند كه حشرهكش دورسبان در دز معمول هيچ گونه تأثير سوئي بر روي گرهبندي ريشه، رشد رويشي و عملكرد دانه باقلا ندارد ولي حشرهكش نواكرون در دز توصيه شده بر روي گرهبندي ريشه و تثبيت بيولوژيك نيتروژن تأثير منفي دارد ولي بر روي عملكرد دانه هيچگونه تأثير منفي ندارد. دورسبان در دز دو برابر مصرف بر روي گرهبندي ريشه و محتواي كل نيتروژن گياه تأثير منفي داشت و باعث كاهش تعداد گرهها در ريشه و نيتروژن كل گياه گرديد ولي بر روي رشد رويشي و عملكرد دانه تأثيري نداشت. حشرهكش نواكرون در دز دو برابر مصرف علاوه بر كاهش تعداد گرههاي ريشه و محتواي كل نيتروژن باقلا باعث كاهش رشد رويشي به مقدار قابل توجهي گرديد، اما درصد كاهش عملكرد دانه آن به اندازه درصد كاهش رشد رويشي نبود. آنها به اين نتيجه رسيدند كه تأثير حشرهكشهاي سيستميك بيشتر از حشرهكشهاي تماسي ميباشد.
لوبيا چشم بلبلي:
غلظتهاي متفاوت BHC در بالاتراز 4 ليتر در هكتار، گرهبندي در ريشه لوبياي چشمبلبلي را به طور چشمگيري كاهش ميدهد و هر چه دز مصرفي افزايش يابد بر روي رشد رويشي، سطح برگ و عملكرد دانه تأثير منفي بيشتري ميگذارد (پدرسون 1949). اما حشرهكشهاي BHC و كلردان، عملكرد دانه و رشد رويشي را در لگومها افزايش ميدهند (آبوئل فادي و فاهمي 1958). آنها در آزمايشاتي كه بر روي لوبياي چشمبلبلي انجام دادند، متوجه شدند كه استفاده از اين حشرهكشها در دز معمولي نه تنها هيچ گونه تأثير منفي بر روي گرهبندي ريشه، سطح برگ و محتواي نيتروژن موجود در لوبياي چشمبلبلي ندارد بلكه از طريق افزايش گرهبندي ريشه و سطح برگ باعث افزايش رشد رويشي و عملكرد دانه آن نيز ميگردد.
ماشك:
دودنيك (1956) اعلام كرد كه حشرهكش ددت در دز معمولي موجب تحريك گرهبندي ريشه در ماشك ميشود. وي اين آزمايش را در خاكي كه به 60 درصد ظرفيت زراعي رسيده بود انجام داد و دريافت كه استعمال اين حشرهكش در دز بالاتر از معمول تأثير منفي بر روي گرهبندي ريشه، عملكرد دانه و رشد رويشي دارد. وي دريافت كه استفاده از حشرهكش ددت در دز پايينتر از معمول هيچگونه تأثير مثبتي بر روي عملكرد دانه و رشد رويشي ماشك نداشته بلكه محتواي نيتروژن موجود در ماشك را به مقدار قابل توجهي افزايش ميدهد.
نخود:
بارديا (1967) طي آزمايشاتي كه بر روي نخود انجام داد دريافت كه دزهاي بالاي ددت بر روي رشد رويشي، گرهبندي ريشه و محتواي نيتروژن نخود تأثير زيانآوري دارد. وي نشان داد كه بين كاهش تعداد گره و افزايش دز ددت رابطه مستقيم وجود دارد. به همين ترتيب ويلسون و كودري (1946) تأثير متفاوت حشرهكش ددت را بر روي باكتري ريزوبيوم، مورد آزمايش قرار دادند. آنها اعلام كردند كه بيشترين تأثير منفي ددت بر روي رشد رويشي مربوط به سطح برگ بوده و تأثير معنيداري بر روي ارتفاع بوته ندارد. آنها همچنين مشاهده كردند كه حشرهكش ددت در دز پايين (سبك) تأثير مفيدي بر روي تثبيت بيولوژيك نيتروژن و رشد باكتري ريزوبيوم دارد.
ماش:
پاريك و گائور (1970) آزمايشاتي را با دزهاي متفاوت حشرهكش ددت بر روي ماش انجام دادند. دزهاي مورد آزمايش 5، 1، 10، 40، 100 و 1000 پيپيام بود كه دز معمول 2 پيپيام است. آنها دريافتند كه حشرهكش ددت در دزهاي 5، 10، 40 و 100 پيپيام تأثيرات زيانآوري بر روي عملكرد دانه ماش دارد و با افزايش دز، عملكرد به طور فزاينده كاهش مييابد. آنها همچنين متوجه شدند كه دز مورد مصرف 1000 پيپيام تأثير منفي بسيار بيشتري نسبت به ساير دزها دارد و به 30 درصد كاهش عملكرد دانه منتهي ميشود. درحالي كه كاهش عملكرد دانه در 100 پيپيام در حدود 5 درصد است.
عدس:
اسپروت و همكاران (1992) تأثير كاربرد متريبوزين را بر همزيستي ريزوبيوم در عدس بررسي كردند عدس با باكتري Rhizobium leguminosarum تلقيح شد و علفكش متريبوزين در 8 و 13 روز بعد از كاشت بر روي محصول بكار برده شد. كاربرد متريبوزين در 8 روز بعد از كاشت اثر منفي و معنيداري روي وزن گياه، تعداد گره، رشد اندامهاي هوايي و فعاليت احياء استيلن داشته است. 5 تا 10 روز پس از كاربرد علفكش گياه شروع به رشد مجدد و جبران اين اثرات كرد به طوريكه در 13 روز بعد از كاشت اثرات منفي زيانبار اندك بود. كمتر از 2% از علف كش بكار برده شده بر روي اندامهاي هوايي به قسمتهاي زميني انتقال داده شده بود. بنابراين كاربرد متريبوزين اثر غير مستقيمي بر تشكيل گره و تثبيت نيتروژن دارد.
نتيجه گيري و پيشنهادات:
به طور كلي گزارشهاي موجود در زمينه اثرات آفتكشهاي مختلف به ويژه علفكشها، حشرهكشها و قارچكشها نشان ميدهند كه گونههاي مختلف و صفات گياهي مختلف حساسيت متفاوتي به آفتكشها نشان ميدهند و عموماً تأثير منفي علفكشها بيشتراز حشرهكشها، حشرهكشها نيز بيشتر از قارچكشها و تأثير منفي علفكشهاي پيش از كاشت بيشتر از علفكشهاي پسرويشي ميباشد. به علاوه با افزايش دز مصرف، تأثير منفي آفتكشها افزايش مييابد. بنابراين با توجه به اهميت تثبيت بيولوژيك نيتروژن در كاهش نياز به مصرف كودهاي نيتروژنه، استفاده از نهادهاي غير از آفتكشها ضروري بنظر ميرسد. در سالهاي اخير استفاده از روشهاي كنترل بيولوژيك بعنوان جايگزيني مناسب براي مبارزه با آفات و بيماريهاي گياهي بسيار مورد توجه قرار گرفته است.
منبع:مجموعه مقالات اولين همايش حبوبات ،مشهد مقدس ،صفحه ي368
نويسندگان مقاله، عباسي رحمت، عرب سيد مهدي، عليزاده حسن محمد و مؤذن قمصري بهروز
علف کشهای گــروه دی فنیــــل اتر
در بسیاری از گیاهان زراعی جهت کنتـــــرل علف هرز یکساله بصورت کاربرد قبـل از سبزشدن ویا ابتدای سبز شدن به مصرف میرسند .اولین ترکیب از این رده نیتروفن بود که بوسیله شرکت روم وهاس تکامل یافت .این علف کش سالها جهت کنترل علف هرز در تعدادی از سبزی جات وزراعتهايي مانند سويا ،بادام زميني ،پنبه وبرنج و بویژه در شالیزارهای ژاپن به مصرف رسیده است.تركيبات سازنده ي موفق اين گروه مهم شامل
1. اسي فلوروفن با نام بازرگاني بليزر علف كش پس رويشي علف هاي هرز پهن برگ سويا
2. اكسي فلوروفن با نام بازرگاني گل علف كش علف هاي هرز باغات ميوه
3. بيفنوكس با نام بازرگاني مودان علف كش پيش رويشي در زراعتهاي سورگوم وسوياو برنج وجنگل ها
4. نيتروفن با نام بازرگاني توك علف كش پيش رويشي در خانواده كلم ،هويج ،كرفس،پياز، جعفري وچغندر قند
5. ديكلوفوب متيل با نامهاي بازرگاني ايلوكسان ، هولان ،هوگراس است علف كش پس رويشي كنترل كشيده برگها در گندم
رشد وساختمان گیاه
بطور کلی دی فنیـــــل اتر ها علف کشهای تماسی محسوب میشوند .البته بعضی از این ترکیبـات نیز عکس العمل رشــــدی ایجــاد
میکنند .این علف کشها بوسیله برگ وریشه جذب شده ولی بعد از جذب شـدن حمل انها تا فواصل زیاد بسیار کم صورت می گیرد
گزارش شده است که دیکلوفوپ – متیل در برگها خاصیت تماسی داشته ومیزان کلروفیـــل راکاهش میدهد (کوخر ولوتز 1975 ).این افراد همچنیــن گزارش داده اندکه دیکلوفوپ متیل در گیاهـــــــان حساس از رشد ریشه وفعالیت های مریستمی ساقه به شدت جلوگیری میکند .جلوگیری از رشد ریشه بوسیله دیکلوفوپ-متیل درمورد ذرت نیز گزارش شده است . همچنین مشاهده گردیده که کاربرد دیکلو فوپ – متیــــل روی ریشه توسعه ریشهای نابجـــا را در ساقهای یولاف افزایش میدهد در حالی که چنانچه روی قسمت های هوایی بکار رود از ایـن عکس العمل جلوگیــــری می کنداحتمـــالا اثر علف کش دیکلوفوپ متیل بصورت تاثیر مستقیــــم دو شکل بیولوژ یکــــــی ان می باشد که نحوه عمل ومحل عمل انها متفاوت است. دیکلوفوپ و دیکلوفوپ متیــــل هر دو در گیاهچه های یولاف وحشی avena fatua از رشد ریشه جلوگیـــــری می کنند ولی در مورد گنــــدم چنین نیست . محققیـــــن اظهار داشتند که دیکلــوفوپ متیــــــل به عنوان یک ضد اکسیـــــن قوی عمل می کند در حالی که متابولیست ان(دیکلوفوپ ) از طریق مکانیسم دیگری از رشد ونمو ریشه ممانعت میکند. مشاهده شده است که اکسی فلوروفن باعث تخریب غشاء سلولی شده و بعد از بکار رفتن روی شاخ و برگ جهت فعالیت خود به نور نیاز دارد جذب دیکلوفوپ –متیـــــــل بوسیله مناطـق ساقه وریشه درگیاهچـــه های درحال خروج ازطریـق قرار دادن موضعـــی این علفکش درخاک مـورد بررسی قرارگرفته است (کرولی وهمکاران )درشرایطــی که علفکش درناحیه ریشه قرارداده شده نسبت به زمانی که درناحیه ساقه بکاررفتـــه بود ,بمراتب برای تمام قسمتهای گیاه سمی تر بود
عکس العمل های بیوشیمیایی
تحقیقیات روی مکانیسم عمل علفکشهای نوع دی فنیل اتر محدود میباشد .(مورلند وهمکاران)اثرات نیتروفــــن ,فلورودیفــــن و-نیتروفنیـــــل 2,4,6-تریکلـــروفنیــــل اتر، را روی واکنشهـــای درون کلــــــروپلاست و میتوکنــــدری بررسی کرده اند . درکلروپلاستهــــــا هر سه ترکیب عمدتـــــا دارای بازدارنده های انتقال غیر چرخـــــه ای الکترون و فتو فسفریلا سیون جفت شده ,عمل میکنند .
با این وجـــــود سایر تحقیقـــات نشان می دهد اثر علفکشهای دی فنیــل اتری بر فتوسنتز و تنفس از نظر ماهیت ثانویه می باشند . پریرا و همــکاران (1971) دریافتنــد کــه نیتروفـــن از فتـــــوفسفر یلاسیــــون غیرچرخــــه ای وانتقــال الکترون در کلــــــروپلاستهای اسفناج جلوگیری کرده و جذب اکسیژن را درقطعات برگ کلم افزایش می دهد.
این ترکیبات را بر اساس نیاز نـــــوری شان جهت بروز فعالیتهای علفکشــی به دو گروه تقسیم شده اند.به طور کلی ترکیبـــــاتی که بر روی حلقه بنزن دارای ترکیبات استخـــــلافی اورتو میباشنـد .(نیتروفن ,فلورودیفن )به نور نیاز دارند ,در حالیکه مشتقات استخلافی متا هم در نور و هم در تاریکی فعــال می باشند .
نحوه عمل :
علف کشهای دی فنیل اتری چنانچه بر روی برگهای گیاه بکار روند موجب زردی برگها و بافت مردگی می شوند که این امر مربوط به گسیختگی غشاء سلولــــــی می باشد .تعداد خاصی از این ترکیبات سبب جلـــو گیری از جوانه زدن بذر ,رشد وفعالیت های مریستمی نیز میشوند .این علف کشـــــــــها بسهولت از طریق برگ و ریشـــه ها جذب می شوند ولی انتقال آنها محدود میباشد .
مطالعات بر روی کلرو پلاست نشان داده است که این علف کشها از انتقال غیر چرخــه ای الکترون و اتصال فتو فسفر یلا سیـــــون جلو گیری میکنند این ترکیبات در میتوکنـــــــــــــدری نیز به عنوان بازدارنده انتقال الکتــــــرون عمل میکنند . بنظـر
می رسد که عمل دیکلــــــو فوپ تا حدودی شامل تغییر دادن عکس العمل های گیاه نسبت به اکسین درونی (طبیعی ) می باشد.
ویژگیهای خانواده دی فنیل اترها :
1) این بازدارنده ها (بازدارنده های پروتکس ) قادر به وارد شدن در ریشه ها,ساقه ها یا برگــــــــهای گیاهــان نورسته هستند .
2)انتقال این علف کشها درگیاهان اندک است یا اصولا انتقال نمی یابد .در صورت وجود انتقـال در آوند چوب حادث میشود .
3)فعالیت این علف کشها مستلزم وجود نور است.
4)اندام گیاهی قرار گرفته در معرض این علف کشــها و نور دچار خشک شد گی ونکروزه می شوند وبه سرعت از بیـــن می روند (ظرف یک تا دو روز).
5)برگهای نورستــه گیاهان زراعی متحمل نظیر سویا نیز ممکن است بر اثر این علف کشهـــا دچار کلروز و نکروز (برنزه شدن برگها )شوند ,البته این موضــــوع سبب نقصــان عملکرد نمی شود .
6)تمامی ترکیبات این گروه با جلو گیــــــری از فعالیت آنزیم پروتوپورفیرینوژن اکسیدازسبب تخریب غشـاهای سلولی میشوند
7)این علفکشها به شدت جذب مواد آلی خاک می شوند و در برابر آبشــــــویی کاملا مقاوم هستند . به همین دلیل زمانـــی که به صورت پیش رویشی به کار روند ,تاثیـــــــــر آنها در نزدیکی سطح خاک طـــــی رویش دانه ها به وقوع خواهد پیوست .
8)اختـــلاط با خاک سبب کاهش شدید فعالیت این علف کشها می شود .
9)تاکنون گزارشی درباره توسعه مقاومت ناشی از کاربرد مکرر علف کشهـــای این گروه ثبت نشده است .
10)اثرات باقــــی مانده این علف کشها در خاک کاملا متفاوت است .
مکانیسم های مقاومت :
سه مکانیسم اصلی مقاومت گیاهـــان به علف کشهای بازدارنده پروتکس عبارتند از: 1)مقاومت در سطح جایگــــــاه عمل ملکولی 2)تجزیه متابولیکــــــــــــی سریع علف کشها 3)جلوگیـــــــــری از حرکت علف کش ها از
محل کاربرد به محل عمل .
منابع :
1- فلويدام. اشتون و آلدون.اس . كرافتز . فيزيولوژي علف كش ها .مترجميــــــــن راشد محصل ، م .ح و محلاتي ، م.ن 1375 .انتشارات دانشگاه مشهد شماره 82 مشهد 279 صفحه
2 - موسوي،س.ك .و ا . زند . و ح . صارمي .1384 علف كش ها . دانشگاه زنجان صفحه 84
3- دكتر حسين قديري ،اصول وروشهاي علم علفهاي هرز،انتشارات دانتشگاه شيراز، 1372
4- فتحي وارجمند، علفكشها وفيزيولوژي گياهي،انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد ،1378
تخریب کننده های غشای سلولی
این. نوع علف کشها براساس تقسیم بندی (طبقه بندی) روشهای HRAC و WSSA با جایگاه عملی که از بازدارندگی فتوسیستم یک (PSI) تا ممانعت از فعالیت پروتوپور فیرینوژن اکسید از (PROTOX) و جلوگیری از گلوتامین سنتاز گسترده اند مورد مصرف قرار گرفته که در این میان براساس طبقه بندی فوق بازدارنده های فتوسیستم یک در گروه 22 با مشخصه حرف انگلیسی D در خانواده ای شیمیایی با نام بای پیرید بلیوم ها با نام عمومی پاراکوات و نام تجاری گراماکسون از نظر کارکرد فیزیولوژیک مورد بحث و بررسی قرار می گیرند
پاراکوات با دو نام تجاری از دو کارخانه سازنده :
ارتو پاراکوات سی ال ـ کمپانی شیمیایی شرون
گراماکسون ـ کمپانی آمریکائی ICI
تخریب کننده های غشای سلولی
ترکیبات متعلق به این گروه خواص شیمیایی متنوعی دارند . اکثر آنها به صورت علف کش های تماسی پس رویشی به کار می روند ؛ البته اکسی دیازون ، سولفن ترازون و اکسی فلورفن دارای مصارف مهمی به صورت علف کش های پیش رویشی خاک برد هستند . هر چند جایگاه عمل این علف کش ها از بازدارندگی فتوسیستم I تا ممانعت از فعالیت پروتوپروفیرینوژن اکسیداز(PROTOX) و جلوگیری از گلوتامین سنتاز گسترده است، اما مرگ گیاهی ناشی از کاربرد این علف کش ها سریع است . فعالیت مناسب این علف کش ها مستلزم پوشش کامل سمپاشی روی شاخساره هاست وتحت شرایط محیطی گرم و نور شدید مرگ گیاهان سریع تر اتفاق می افتد. رادیکال های آزاد (اکسیدان های زیستی) تشکیل شده در گیاهان در نتیجه عمل این علف کش ها سبب تخریب غشاهامی شود.
ویژگی های بازدارنده های فتوسیستم1
- علف کش هایی غیر انتخابی
- تأثیر روی فتوسنتز در محل PSI
- عامل خشک شدگی سریع
- عمده عمل به صورت تماسی
- اتصال برگشت ناپذیر به خاک های رسی
- تأثیر علف کشی منحصراً روی شاخ و برگ
بازدارنده های PSI علف کش هایی با کارکرد سریع ، غیر انتخابی وتماسی هستند. پاراکوات معمولاً روی علف های هرز باریک برگ ، در حالی که دی کوات روی گیاهان پهن برگ موثر است .
نام عمومی وتجاری علف کش های بازدارنده PSI ثبت شده در ایران
خانواده شیمیایی نام عمومی نام تجاری
بای پیریدیلیوم ها پاراکوأت گرماکسون
دی کوات رگلون*
*این علف کش در ایران ثبت نشده است .
علف کش های دی کوآت ترکیبات آلی هتروسیکلیک (دارا بودن بیش از یک نوع اتم در حلقه) متعلق به گروه بای پیریدیلیوم ها هستند. ساختمان حلقوی این ترکیبات دارای بار مثبت است و به صورت نمک فرموله می شود . ویژگی های عمومی این علف کش ها به شرح زیر است :
1- کاملاً محلول در آب ، فرمولاسیون به صورت نمک های دی کلرید یا دی بروماید
2- کاتیون های قوی
3- جذب شاخساره ای سریع
4- مرگ سریع گیاهان تیمار شده ظرف 1 یا 2 روز پس از کاربرد علف کش
5 – عمل علف کشی در حضور نور بسیار سریع تر از تاریکی است
6 – معمولاً مرگ گیاهان آن قدر سریع اتفاق می افتد که انتقال علف کش ناچیز خواهد بود .
7- افزایش تحمل نسبت به پاراکوآت در برخی علف های هرز پس از کابرد مکرر این علف کش توسعه یافته است.
8- این علف کش ها جذب سطحی کلوییدهای غیر آلی خاک می شوند ، از این رو فعالیت آنها در خاک ناچیز است .
کارویژه PSI
PSI دومین مجموعه پروتیین ـ کلروفیل دخیل در فتوسنتز است. PSI با تهییج الکترون و انتقال آن به پذیرنده ها سبب جذب انرژی نور خورشید می شود . الکترون ارتقاع یافته با الکترونی از PSII جایگزین می شود . انرژی الکترون PSI را پذیرنده های مختلفی که همگی حاوی آهن هستند ، جذب می کنند و سرانجام در تولید NADPH استفاده می شود .
NADPH عاملی احیا کننده است که دربسیاری از واکنشهای بیوشیمیایی سلولی شرکت می کند .
خصوصیات فیزیکی ـ شیمیایی
پاراکوات و دی کوات حلالیت زیادی در آب دارند و خاصیت اسید ضعیف ندارند . هردو این علف کش ها دارای بار مثبتند و به شدت به ذرات خاک به ویژه مواد آلی می چسبند . این علف کش ها به محض پیوند با خاک ، هم برای گیاهان و هم برای میکروارگانیزم های خاک غیر قابل استفاده می شوند. از این رو این علف کش ها در خاک فعالیت و آبشویی ندارند .
پاراکوات و دی کوات روی سطح برگ به مقدار خیلی کمی در معرض تجزیه نوری قرار می گیرند ولی این تجزیه به قدری کم است که فعالیت آنها را تحت تأثیر قرار نمی دهد.
جذب و انتقال
پاراکوات و دی کوات خیلی سریع جذب برگ می شوند این علف کش ها ظرف یک تا دو ساعت پس از کاربرد نسبت به شستشو از طریق باران مقاوم می شوند . پیوند محکم این علف کش ها با خاک به این معنی است که از طریق ریشه جذب نمی شوند . حرکت آنها تقریباً منحصر به آوند چوبی و از پایین به بالای گیاه است ؛ البته فعالیت سریع ، حرکت را محدود می سازد.
جلویگری از انتقال الکترون در فتوسیستم I
برخلاف بازدارنده های PSII بازدارنده های PSI مانع جـریـان الکتــرون نمی شـــوند ، بلـکه بــاعث انحـراف الــکتـرون هــا از ناقـل هــای الــکتـرونی حـــاوی آهـــن (شامل FD,FDs,FP) می شوند . الکترون های منحرف شده به سمت اکسیژن می روند و تشکیل رادیکال های آزاد اکسیژن و در نهایت رادیکال هیدروکسیل با واکنش پذیری زیاد می دهند . در این فرآیند علف کش تخریب نمی شود ، بلکه به صورت کاتالیزور عمل می کند و پس از عبور الکترون ، مجدداً باززایی شده و ممکن است الکترون دیگری از PSI دریافت کند .
رادیکال های آزاد اکسیژن باعث تخریب پروتیین ها و لیپیدها شده ، غشاهای گیاهی را مورد هجوم قرار داده ، استحکام آنها را از بین برده و در نهایت منجر به خشک شدن ومرگ گیاه می شوند. فعالیت سریع این علف کش ها باعث می شود که علاوه بر کاربری علف کشی ، از آنها به صورت خشک کننده برگ گیاهان زراعی نیز استفاده شود.
فعالیت سریع این علف کش ها ، همچنین مانع حرکت آنها در آوندهای آبکش می شود . چون این علف کش ها فقط از طریق سلول های زنده منتقل می شوند ، بنابراین در منطقه تخریب شده محبوس می مانند.
مکانیسم عمل
در گیاهان تیمار شده با پاراکوآت یا دی کوآت علف کش به نزدیکی محل پیوند فرودوکسین متصل و با دریافت الکترون به رادیکال آزاد تبدیل می شود رادیکال آزاد علف کش بر خلاف فرودکسین احیاء شده الکترون ها را به NADP (نیکوتین آمیدآدنین دی نوکلوتید فسفات) تحویل نمی دهد ، بلکه وارد یکسری واکنش ها شده که منجر به تخریب غشای سلولی و مرگ گیاه می شود.
مکانسیم عمل دی کوآت و پاراکوات . طی فرآیند جریان الکترون در فتوسنتز هر یک از این علف کش ها یک الکترون از فتوسیستم I دریافت می کند و به رادیکالی آزاد تبدیل می شود . تشکیل چنین رادیکالهای ازادی سبب توقف انتقال الکترون به NADP و ممانعت از کارکرد عادی فتوسیستم I می شود. در PSI پلاستوسیانین طی سلسله مراحلی (FA,FX,A1,A0,P700) الکترون ها را به فرودوکسین ودرنهایت به NADP انتقال می دهد . درگیاهان تیمار شده با پاراکوت یا دی کوات علف کش نزدیک به جایگاه پیوند فردوکسین متصل می شود و الکترون ها را دریافت می کند و تبدیل به رادیکال آزاد می شود. تفاوت رادیکال آزاد این علف کش ها با فردوکسین احیا شده در این است که رادیکال های آزاد پاراکوات و دی کوات الکترون های دریافتی را به NADP تحویل نمی دهند ، بلکه سبب آغازش مجموعه ای از واکنش ها می شوند که منجر به تخریب غشای سلولی و سرانجام مرگ گیاه می شود.
رادیکال های آزاد پاراکوآت و دی کوآت عوامل مستقیم آسیب به بافت های گیاهی نیستند . این رادیکال های آزاد ناپایدارند وبه سرعت اکسیده و به ترکیبات اولیه تبدیل می شوند و بدین ترتیب مجدداً آماده پذیرش الکترون از فتوسیستم I و تشکیل رادیکال آزاد علف کش می شوند. طی فرآیند اکسیداسیون ، رادیکال آزاد علف کش با آب و اکسیژن واکنش می دهد، سوپراکسید و علف کش اولیه تشکی می شود . سپس سوپراکسید با آنزیم سوپراکسیددیس موتاز واکنش می دهد و پراکسیدهیدروژن تشکیل می شود. ترکیب اخیر رادیکال های هیدروکسی را به وجود می آورد . رادیکال های هیدروکسی مهمترین اکسیدان بیولوژیکی شناخته شده اند که به سرعت و با کارایی بالایی از طریق پراکسیداسیون چربی موجبات تخریب غشاهای سلولی را فراهم می آورند .
تشکیل رادیکال های آزاد در گیاهان پس از تیمار با پاراکوآت یا دی کوآت ، رادیکال های آزاد به طور مستقیم سبب تخریب بافت های سلولی نمی شوند . این رادیکال های آزاد ناپایدارند و به سرعت تحت واکنش «خوداکسیداسیون» به ترکیبات اولیه تبدیل و بدین ترتیب دوباره آماده دریافت الکترون می شوند . رادیکال های آزاد طی خود اکسیداسیون با آب و اکسیژن واکنش می دهند و سوپراکسید و علف کش اولیه را به وجود می آورند . پس از آن سوپراکسید با آنزیم سوپراکسیددیس موتاز واکنش می دهد تا پراکسیدهیدروژن تشکیل شود. ترکیب اخیر رادیکال های هیدروکسی را به وجود می آورد. رادیکال های هیدروکسی ، مهمترین اکسیدان های زیستی شناخته شده به سرعت و به طور موثری تخریب غشاهای سلولی از طریق پراکسیده کردن چربی ها را آغاز می کنند . در شرایط عادی زمانی که علف کش در کار نیست . مکانیسم های سلولی سطوح پایین ملکول های تنش زای اکسیداتیو نظیر سوپراکسید و پراکسیدها را مهار می کنند و بدین ترتیب اسیب اندکی به غشاهای سلولی وارد می شود . این آنزیم های پاکسازی و انتی اکسیدان هایی نظیر سوپراکسیددیس موتاز(SOD) ، اسکوربات پراکسیداز و گلوتاتیون دو کتاز سبب سمیت زدایی اکسیدان های فعال می شوند . البته شمار زیاد رادیکال های آزاد تشکیل شده در گیاهان تیمار شده با پاراکوآت یا دی کوآت در حدی است که سامانه های حفاظتی گیاهان از عهده آنها بر نمی آیند .
متابولیسم و خاصیت انتخابی
پاراکوات و دی کوات را گیاهان نمی توانند متابولیز کنند ، از این رو این علف کش ها غیر انتخابی هستند . گیاهان از نظر حساسیت نسبت به این دو علف کش متفاوت هستند ، البته دلیل این اختلاف هنوز مشخص نیست . سویه هایی از چچم چند ساله برای تحمل نسبت به علف کش پاراکوآت اصلاح شده اند که برای احیای مراتع در نواحی که از این علف کش استفاده می شود، به کار برده می شوند . در سال های اخیر نیز معلوم شده است که بادام زمینی تحمل زیادی نسبت به پاراکوآت دارد.
سمّیت
این علف کش ها سمیت بالایی برای پستانداران از جمله انسان دارند (123-120= LD50 ). چنانچه چشم انسان ، ریه ها و دستگاه تنفسی در معرض این سموم قرار گیرند و دقت لازم صورت نگیرد ، باعث ایجاد سوزش می شوند .
با اجتناب از قرارگیری در معرض سموم ، باید خود را محافظت نمود.
علائم
اگر گیاه در معرض نور باشد ، پس از چند ساعت از مصرف این علف کش ها ، علائم پژمردگی و زردی (کلروز شدن) بین رگبرگ ها ظاهر می شود. بعد از این مرحله حاشیه های برگ ها شروع به قهوه ای و سیاه شدن می نماید و پس از آن برگ ها کاملاً قهوه ای و خشک می شوند.
دستورالعمل های کاربردی
•کارایی این علف کش ها در صورت کاربرد به هنگام غروب افزایش می یابد ، زیرا در این صورت فرصت کافی برای انتقال در گیاه تا پیش از محدودیت حرکت ناشی از تأثیر آنها ، فراهم می شود.
•سمپاشی به نحوی که پوشش مناسبی روی گیاه ایجاد شود، برای فعالیت این علف کش ها ضروری است .مصرف مقادیر بیشتر آب ، کارایی آنها را افزایش می دهد.
•روی علف های هرز کوچک موثر ترند ، اگر علف هرز بزرگ باشد ، می بایست حجم آب مصرفی را زیاد کرد .
•برای خشک کردن گیاهان زراعی، دی کوات بر پاراکوات ارجحیت دارد.
•پس از یک تا دو ساعت از مصرف ، نسبت به شستشوی ناشی از بارندگی مقاوم می شوند .
•هنگامی که به صورت خشک کننده گیاه زراعی مورد استقاده قرار می گیرند، فعالیت سریع آنها ممکن است سبب ریزش غلاف ها در برخی گیاهان زراعی شود.
•در آب های گل آلود غیر فعال می شوند.
عوامل موثر بر انتخابي بودن علف كشها به شرح ذيل مي باشد
۱- سن گياه ومرحله تكاملي گياهان در دوره ها ومراحل معيني به علفكشها حساس هستند ، بنابراين اگر علفكشها را در زماني به كار برد كه گياهان زراعي بيشترين مقاومت به علفكش را داشته و علفهاي هرز در حساسترين مرحله زندگي خود باشند ، مي توان خاصيت علفكشي انتخابي را مشاهده نمود . براي مثال تركيبي از علفكشهاي پس از سبز شد ن داينو سب –انالاپ هنگامي كه در مزرعه سويا قبل از باز شدن اولين برگها يا بعد از ظهور دومين برگهاي سه برگچه اي ، استفاده شود ، بدون ايجاد آسيبي به سويا گياچه هاي علفهاي هرز حساس از بين خواهند رفت. ذرت در مراحل قبل از توليد گلهاي نر وبعد از مرحله خميري شدن به بسياري از علفكشهاي پس از سبز شدن ، مقاوم است.
2-ارتفاع گياه
ازاختلاف ارتفاع بين علفهاي هرز وگياهان زراعي مي توان براي پاشيدن مستقيم سموم برروي علفهاي هرزبدون آنكه برروي گياهان زراعي پاشيده شود ، استفاده كرد
به اين طريق از مواد شيميايي كه خصوصيت انتخابي محدودي دارند براي كنترل علفهاي هرزي كه با ديگر وسايل به طور مؤثري كنترل نمي شوند .
در شرايط زراعي متعددي مي توان استفاده كرد استفاده از تو- فوردي بي ، لينورون يا پاراگوات در سويا ، استفاده از گليفوسيت با يك سمپاش دوار كه بطور افقي سم مي پاشد ، يا استفاده از سمپاش نمدي در سويا و پنبه. ويا استفاده از تعدادي از عفكشهاي شاخ وبرگ كه براي كنترل علفهاي هرز علفي در ميان گونه هاي چوبي بكار مي روند ، مثالهايي از اين طريق كنترل است.
3- اختلاف در ميزان دوام سم
اختلافات در شكل گياهان ، محل برگها وخصوصيات سطح برگها باعث اختلاف در ميزان دوام سموم روي شاخ وبرگ مي باشد . گياهان برگ پهن واقعي در مقايسه با برگ باريكها كه به صورت عمودي قرار دارند ، ميزان بيشتري از سموم را بر خود جذب ونگهداري مي كنند . انواع لويي وپياز به علت داشتن يرگهاي مومي ومستقيم ، خيس كرد نشان مشكل است . در حقيقت كنترل انتخابي برگ پهن ها با محلولهاي اسيد سولفوريك در اين نوع پياز تا حد زيادي به علت خصوصيت اخير مي باشد .
4- اختلاف در ميزان نفوذ
احتمالاً مهمترين عامل عملكرد انتخابي علفكشها در بين گياهان با سنين متفاوت ميزان نفوذ پذيري آنها است ، زيرا ضخامت كوتيكول با افزايش سن گياه بيشتر مي شود
اين اختلاف احتمالاً يكي از دلايل عمده حساسيت بيشتر گياهچه هاي جوان به علفكشها در مقايسه با گياهان بالغ است . شواهد متعددي وجود دارد كه تنها اختلاف در نفوذ پذيري عا مل انتخاب در بين گونه هاي علفي در مرحله يكساني از رشد است . يكي از استثنائات علفكش ، تماس نيتروفن است كه براي كنترل علفهاي هرز كلم استفاده مي شود . نيتروفن به گونه هايي از كلم كه داراي كوتيكول ضخيم هستند ، آسيبي وارد نمي كند حال آنكه گونه هايي از كلم يا كوتيكول نازك را از بين مي برد (پرآيرو همكاران 1971) . دليل اين امر را ضخامت لايه كوتيكول دانسته اند .
افزايش مويا نها يا ايجاد تغييراتي در فرمولاسيون علفكشها مي توا ند دوام وميزان نفوذ علفكش روي گياه را بيشتر كرده و در نتيجه خصوصيت انتخابي بودن علفكش را تغيير دهد .
اغلب اين تغييرات در فرمولاسيون باعث آسيب ديدن گياهان زراعي كه معمولاً مقاومت زيادي به علفكش خاص دارند ، مي شود . جذب بيش از حد سموم علفكش توسط گياه باعث مي شود كه گياه نتواند سم را سرياً خنثي كند . مثلاً افزايش روغن گياهي به تو- فوردي آمين باعث ايجاد خسارت در ذرت شده حال آنكه اين علفكش به تنهايي اثر سويي برروي ذرت ندارد . فرمولاسيون استري تو فوردي در مقايسه با فرم آميني و ديگر فرمهاي نمكي آن ، راحت تر بداخل بافت گياهي نفوذ مي كنند
اختلاف در دوام وميزان جذب علفكش بندرت عوامل مهمي دربين علفكشهاي انتخابي مورد استفاده در خاك به شمار مي آيند . تا زماني كه علفكش در منطقه نفوذ ريشه محلول آب خاك وجود داشته باشد توسط گياه جذب خواهد شد .
5- اختلاف در انتقالدر بدو ورود علفكشها ممكن است متصل به تركيبات ديگر گردد ، جذب سطحي قسمتهايي از سلول گردد و يا در بخشهايي از سلول كه خسارتي توليد نمي كند
(مثل واكوئل) باقي مي ماند . در ايصورت ، علفكش براي حركت به محل تأثير در دسترس نخواهد بود . علفكشهاي كلورامبن در ريشه هاي كدو و لينورون در هويج از جمله علفكشهايي هستند كه در بدو ورود به داخل گياه ، غير فعال مي شوند . با اين وجود اين حالتها استثناء هستند . بسياري از موارد قابل انتقال به مقادير كافي به نقاط حساس گياه منتقل مي شوند كه موجب خسارت در گياه شوند . در صورت عدم وجود اختلاف در متابوليسم ، به ندرت مي توان خصوصيت انتخابي را به تنهايي توسط اختلاف در انتقال بدست آورد .
6- اختلاف در متابوليسم
تغيير علفكش در داخل گياهان يكي از دلايل عمده براي عملكرد انتخابي علفكش در ميان گونه ها است . بعضي از علفكشها با سرعت بيشتري به وسيله گونه هاي مقاوم تجزيه يا متابوليزه مي شوند . در اكثرحالات ، انزيمهاي خاصي ، تغيير ماهيت علفكشها را با عمل كاتاليزري خود ، سرعت مي بخشند . اين تغييرات بسته به نوع گياه و علفكش ممكن است به طريق متفاوتي رخ بدهد .
بعضي از مثالهاي آن به قرار زير هستند
دكربوكسيلاسيون : حذف گروه كربوكسيل از علفكش ؛ قسمتي ازتجزيه بسياري از فنوكسي ها ، اسيد بنزوييك و مشتقات اوره به اين طريق انجام مي شود .
هيدروكسيلاسيون : افزايش يك عامل هيدروكسيل به ملكول كه اغلب با برداشتن يك اتم ديگر مثل كلر انجام مي شود . اين عمل معمولاً در فنوكسي ها ، اسيد بنزوييك و علفكشهاي تريازين انجام مي شود .
هيدروليز : تجزيه يك ملكول از طريق اضافه كردن آب ؛ در تجزيه كربامات ، تيو – كربامات ومشتاقات اوره انجام مي گيرد .
دآلكيلاسيون : حذف يك زنجيره جانبي آلكيل از ملكول است . اين واكنش در تريازين ها ، مشتقات اوره ، كرباماتها ، تيوكرباماتها وعلفكشهاي دي نيتروآنيلين انجام مي شود .
7- مقاومت ژنتيكي اختلاف ژنتيكي در ميان گياهان يك گونه ممكن است زياد باشد وبه بعضي از علفكشها مقاومت نشان دهند . واريته هاي چغندرقند ، ذرت وسويا مقاومتهاي واكنشهاي متفاوتي از خود در مقابل علفكشها نشان مي دهند .
اين اختلاف در بين علفهاي هرز نيز ديده مي شود ، مثلاً اكوتيپ هاي قياق و خارلته واكنشهاي متفاوتي به بعضي علفكشها نشان مي دهند . در بعضي از حالات ، اختلاف دو برابر يا كمتر است . طبق گزارشات ، توده هايي از علفهاي هرز چون تاج خروس ، سلمه ، امبروسيا و زلف پير به علفكشهاي تريازين از خود مقاومت نشان داده اند . اين علفهاي هرز مقاومت بيوشيميايي واقعي داشته و براي كنترل آنها ، صدها برابرمقدارعلفكش مورد استفاده براي گياهان حساس مورد نياز است . مكانيسم مقاومت در اين توده هاي گياهي به اختلاف در جذب ، حركت يا متابوليسم بستگي ندارد ، بلكه مسبب آن ، تغيير خاصي در ساختمان ملكولي پروتئين است كه در كلروپلاست به تريازين متصل شده ودر نتيجه مانع از عمل تريازين مي شود . اين تغيير ساختماني از نسلي به نسل بعدي قابل توارث است وبه اين ترتيب توده هاي مقاوم سزيعاً به مزارع مجاور منتشر مي شوند .
طبق گزارش بندين وهمكارانش (1979) توده هاي مقاوم ابتدا به صورت پراكنده در مزارعي كه علفكشهاي تريازين بيش از شش سال مكرر استفاده شده بود و شخم زده نشده بود ، ديده شدند ولي با گذشت زمان جمعيت اين توده ها روبه افزايش گذاشت . براي مقابله با بوجود آمدن چنين مقاومتي مي توان ازعلفكشهاي غيرتريازيني وشخم پس از هرچند بار استفاده مكرر از علفكشهاي تريازين ازعلفكشهاي غيرتريازيني وشخم .
وجود واريته هاي مقاوم به علفكش در گياهان زراعي ، پتانسيل فراواني براي افزايش خصوصيت انتخابي علفكشها وايمني گياهان زراعي فراهم مي كنند . تا بحال اختلافات واريته اي در مقاومت به علفكشها در اكثر برنامه هاي اصلاح نبات به طور مؤثري بكار گرفته نشده اند . زمينه اي كه تا بحال تحقيقات چندي در مورد آنها صورت گرفته است ، تعيين وانتقال ژنهاي مقاوم از گياهان مقاوم به گياهان حساس به علفكش بوده است . مثالي در اين مورد كه بوسيله بورزدورف و همكارانش (1980) گزارش شده است ، توليد گياه دانه روغني منداب Brassica napus)) مقاوم به آترازين بوده است . اين گياه با بك كراسهاي متعدد با كلزا B.Compestris)) كلروپلاستهاي با ژنهاي مقاوم به آترازين را بدست آورده است . از ديگر تكنيكهاي مقاومت به علفكش در گياهان زراعي تركيب پروتوپلاست واستفاده ازعوامل انتقال ژن است .
8- نقش تركيبات شيميايي درخاصيت انتحاببا افزايش مواد شيميايي مي توان باعث افزايش يا كاهش فعاليت يا عمل انتخابي علفكشها شد . تركيب ديكلوفوپ – متيل با علفكشهاي فنوكسي منجر به كاهش كار اين ديكلوفوپ متيل در كنترل يولاف مي شود . بعضي از علفكشهاي پس از سبز شدن كه روي برگ باريكها مؤثر هستند و اخيراً به بازار آمده اند ، يك اثركاهندگي به هنگام اختلاط با ديگر علفكشهاي پس ازسبزشدن نشان داده اند.
استفاده از علفكشهايي مثل مفلويديد وبعضي از تيوكارباماتها حساسيت برخي از گونه هاي گياهي را به علفكشهاي پس از سبز شدن افزايش مي دهند . تيوكارباماتها ميزان توليد كوتيكول را در گياهان مقاوم كاهش مي دهند وبه اين ترتيب جذب علفكش بيشتر شده و خسارت علفكشهاي پس از سبز شدن افزايش مي يابد .
بسياري از مواد شيميايي كه ( ايمني ساز ناميده مي شوند ) ميزان مقاومت گونه هاي برگ باريك نسبتاً مقاوم را به علفكشها تا حد بيشتري افزايش مي دهند ، بدون آنكه درميزان مقاومت گونه هاي حساس تغييري ايجاد كنند . N , N – دي آنيل – 2 و2 دي كلرواستاميد اخيراً به عنوان ايمني ساز به چندين علفكش تيوكاربامات اضافه مي شود . نفتا ليك آنهيد ريد پس از آغشته كردن بذر ذرت به آن باعث كاهش خسارت تيوكارباماتها به ذرت مي شوند با تيمار بذر سورگوم بوسيله ,3 – dioxo i an – 2 – y I emthoxy) imino ،a (1 مقاومت متولاكلر افزايش مي يابد استفاده از اين تركيبات و ديگر تركيبات داراي عمل مشابه مي توانند ضمن افزايش كارآيي علفكش ، ايمني آن را نيز بيشتر كنند .
منابع :
1- مريل ا. راس كارول ا. ليمبي . علفهاي هرز و كنترل آنها . مترجمين راشد
محصل . رحيميان و محمد بنايان – مشهد : جهاد دانشگاهي مشهد ، 1371.
2- مقاومت علفهاي هرز به علفكشها / گرد آوري اسكندر زند ، محمد علي باغستاني . – مشهد : جهاد دانشگاهي مشهد ، 1381.
|
رتبه بندي |
LD50 در موش (ميلي گرم بر كيلوگرم) | ||||
|
گوارشي (Oral) |
پوستي (Dermal) | ||||
|
سموم جامد |
سموم مايع |
سموم جامد |
سموم مايع | ||
|
Ia |
فوق العاده خطرناك |
5يا كمتر |
20يا كمتر |
10يا كمتر |
40يا كمتر |
|
Ib |
خطر زيا د |
50-5 |
200-20 |
100-10 |
400-40 |
|
II |
خطر متوسط |
500-50 |
2000-200 |
1000-100 |
4000-400 |
|
III |
نسبتا خطرناك |
500> |
2000> |
1000> |
4000> |
رده بندي آفتكش ها بر اساس سميت(استاندارد سازمان بهداشت جهاني)
|
نام عمومي نام بازرگاني محل عمل فرمولاسيون دوز مصرف زمان مصرف | ||||||
|
باريك برگ كش | ||||||
|
هالوكسي فوب آرمتيل استر |
گالانت سوپر |
بازدارندهACCase |
EC10.8% |
75/0ليتر |
5-3برگي علف هرز | |
|
ستوكسيدم |
نابواس |
بازدارندهACCase |
EC12.5% |
3ليتر |
5-3برگي علف هرز | |
|
سيكلوكسيدم |
فوكوس |
بازدارندهACCase |
EC10 % |
1-5/1ليتر |
5-3برگي علف هرز | |
|
پهن برگ كش | ||||||
|
ايوكسينيل |
توتريل |
بازدارندهPSII |
EC22.5% |
2-3ليتر |
بعد از چهار برگي | |
|
اكسي فلورفن |
گل |
بازدارندهPPO |
EC24% |
كشت مستقيم5/1ليتر كشت نشائي 2ليتر |
مستقيم دوبرگي پياز نشائي 4-2برگي علف هرز | |
|
دومنظوره (پهن برگ وباريك برگ كش) | ||||||
|
كلرتان دي متيل |
داكتال |
بازدارنده تقسيم سلولي |
EC75% |
12-8ليتر |
پيش رويشي | |
|
اگزاديازون |
رونستار |
بازدارنده PPO |
EC48% |
3-2ليتر |
پيش رويشي | |
علف كش هاي
گروه علف كش هاي بازدارنده استيل كو آنزيم آ كربوكسيلاز(ACCase) قسمت دوم
ستوکسیدیم اولین علف کش این گروه است که به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفته است . اکثر علفکش های APP و CHD بر روی علف های هرزباریک برگ یکساله مؤثر بوده و تاثیر ناچیزی روی چند ساله ها دارند . فوپها و دمها فرار نبوده ، ولی زمانی که روی شاخ و برگ پاشیده می شوند فعالند . این دوگروه علف کش از محلول خاک قابل جذب نیستند و بنابراین بقایای فعالی هم درخاک ندارند . تجزیه این علف کش ها در خاک توسط میکروارگا نیسم های موجود در خاک صورت می گیرد . همه این ترکیبات به سرعت تجزیه شده و همین امر سبب کاهش آبشویی آنها درآبهای سطحی و زیر زمینی می گردد . اکثر دمها قابلیت تجزیه نوری سریع در مقابل آفتاب را دارند . لذا کاربرد آنها بر روی برگ و در مقابل نورآفتاب باعث تجزیه علف کش ونهایتا کاهش تاثیرخاصیت علفکشی آنها می گردد . همین امر سبب گردیده که در فرمولاسیون های جدید موادی بکار گرفته شود که باعث جلوگیری از تجزیه نوری این گروه ازعلفکشها در مقابل نور گردد
ویژگی های فیزیکی - شیمیایی علف کش های بازدارنده ACCase
1- کنترل پس رویشی گندمیان یک ساله و چند ساله
2- خاصیت انتخابی برای گیاهان زراعی خانواده گندمیان
3- مقاومت گونه های غیر خانواده گندمیان نسبت به این علف کش ها
4- سهولت جذب شاخساره ای،انتقال آنها بسته به گونه گیاهی متفاوت است ، البته در هر دو نوع آوند چوب و آبکش صورت می گیرد .
5- معمولا دستیابی به حداکثر فعالیت علفکشی مستلزم افزودن مویان یا سایر مواد افزودنی است .
6- این علف کش ها زمانی دارای بیشترین تاثیر خواهند بود که روی گیاهان در حال رشد سریع، در شرایط بدون تنش ، به کار روند .
7- مرگ گونه های حساس به کندی صورت می گیردو ظرف یک تا چند هفته مرگ کامل اتفاق می افتد .
8- تجزیه سریع در خاک
9- در صورت اختلاط این علف کش ها با برخی پهن برگ کش های پس رویشی نظیر توفوردی،اسی فلورفن یا بنتازون
اثرات آنتاگونیستی متظاهر می شود .
10- در بیش از 20 گونه علف هرز خانواده گندمیان نسبت به علف کش های این گروه مقاومت ایجاد شده است .
نحوه عمل علف کش های APP و CHD
عمل سمیت یک علف کش را می توان به دو فرآیند مجزای نحوه عمل و مکانیزم عمل علف کش تقسیم بندی نمود . نحوه عمل علف کش عبارتست از مجموع واکنش های آناتومیکی ، فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی که عمل سمیت یک علف کش را تشکیل می دهند و از این رو نحوه عمل یک علف کش کلیه اثرات اولیه و ثانویه ای که در اثر مصرف علف کش ایجاد می شود را شامل می شود . مکانیزم عمل علف کش عبارتست از فرآیند بیوفیزیکی یا بیوشیمیایی اولیه علف کش و یا محلی (آنزیم یا سایر محل های هدف) که تحت تاثیر علف کش قرار می گیرد .
مریستمهای انتهایی وجانبی (نه ریشه ها و برگ های بالغ) ، از اولین محل های حساس به علف کشهای APP و CHD هستند . این علف کش ها از طریق تاثیر بر همین محل ها باعث از بین رفتن گونه های حساس می شوند. اندکی پس ازتماس مریستم با هر یک ازترکیبات یاد شده،رشد مریستم متوقف شده و 4-3 روز پس ازمصرف آنها برگها شروع به زرد شدن(کلروز)می نماید.ترکیبات اکسینی مانند 2,4-D و MCPA و دایکامبا از نقش بازدارندگی این علف کش ها بر رشد مریستم جلوگیری نموده و از این طریق اثر منفی روی سمیت این گروه از علف کشها دارند .
دو مکانیزم عمل برای علف کش های APP و CHD پیشنهاد شده است :
(الف) مکانیزم بیوشیمیایی دخیل در جلوگیری از استیل کوآ کر بوکسیلاز (ACCase) و به دنبال آن بیوسنتز اسیدهای چرب در پلاستیدها
(ب) مکانیزم بیوفیزیکی دخیل در ایجاد اختلال در شیب پروتون غشای پلاسما
الف: جلوگیری از بیوسنتز اسیدهای چرب
برای رشد و نمو طبیعی گیاه ، بیوسنتز اسیدهای چرب ولیپیدهاامری ضروری است.لیپیدها درساختمان غشای سلولی و سایر فعالیت های فیزیولوژیکی سلول دخالت دارند . ملکول های لیپیدی ( مانند چربی و روغن ) از اسیدهای چرب و یک الکل سه کربنی گلیسرول که از طریق پیوند استری بهم وصل میشوند ، تشکیل شده اند. بیوسنتز اسید چرب در کلرو پلاست ها و پلاستید های بافت های غیر سبز صورت می گیرد
. سنتزمالونیل کوآ،که توسط استیل-کوآنزیم آ کربوکسیلاز (ACCase) کاتالیز می شود ، اولین مرحله در بیوسنتز اسیدهای چرب است . ترکیب استیل کوآ و مالونیل ACP که توسط 3-کتواسیل-ACP سینتاز کاتالیز می شود نیز اولین مرحله در یکسری واکنش های مربوط به کمپلکس FAS است که باعث تولید ACP-• : 16 و ACP-1 : 18 ( که از محصولات عمده دخیل در ساخت اسید چرب در درون پلاستیدها هستند ) می شود . برخی از آنتی بیوتیکها ( مانند سرولنین ) و علف کش های APP و CHD به آنزیم ACCaseمتصل شده وازطریق جلوگیری از ترکیب استیل کوآ و مالونیل ACP ، بیوسنتز اسیدهای چرب را مختل می کنند.
اسید چرب در پلاستیدها و گلیسرول فسفات در سیتوسول ساخته می شود . دیگر فرآیند تشکیل لیپید که برقراری پیوند بین این دو جزء است،در شبکه آندوپلاسمیک صورت می گیرد . علف کش های APP و CHD و آنتی بیوتیکها نیز در درون پلاستیدها به آنزیم ACCase متصل شده و از فعالیت آن جلوگیری می کنند .
ب: اختلال در شیب پروتون غشاء.
این مکانیزم همچنین در کنترل هورمونی گیاه ، تقسیم سلولی و ... نیز نقش ایفا می کند . بنابر این هر ماده شیمیایی مانند دیکلوفوپ-متیل که باعث ایجاد اختلال در شیب پروتون غشاء شود ، می تواند اثر معنی داری بر بسیاری از جنبه های فیزیولوژیکی گیاه بگذارد .
شواهد موجود حاکی از آن است که اسید های آزاد هالوکسی فوپ و دیکلوفوپ باعث غیرقطبی شدن و یا خنثی شدن پتانسیل غشاء و از بین رفتن شیب پروتون غشایی در سلولهای پارانشیم یولاف ، گندم ، یولاف وحشی ، وکلئوپتیل نوک ریشه شده اند واثرات مشابهی در ویزیکول های غشای پلاسما و تونوپلاست یولاف نیز مشاهده شده است . غیر قطبی شدن یا خنثی شدن پتانسیل غشاء به دلیل افزایش ورود پروتون ها به درون سلول دراثر مصرف دیکلوفوپ-متیل می باشد .
چگونگی فرآیند مرگ گیاه توسط علف کش های بازدارندهACCase
علف کش آریلوکسی فنوکسی پروپیونات ، بسیار سریع جذب شاخ و برگ می شود ، به نحوی که بررسی های مختلف روی علف کش های نشاندار مشخص کرده که تقریبا تمامی مقادیر کاربرد علفکش درمحل تماس، باعث از بین رفتن برگ شده اند .دی استری شدن و گیاه سوزی دربافت های برگ وتجمع مواد سمی در مریستم رویشی، باعث پدیده نکروزه شدن می گردد. فعالیت رشد گیاه و درجه حرارت بالا ، به انتقال علف کش درون آوندهای آبکش کمک می کندو باعث منفعل شدن حرکت درآوندهای چوبی میگردد و در نتیجه تجمع اسید سمی در تمامی مناطق مریستمی دیده خواهد شد .
ایجاد اختلال در بیوسنتز چربی ها سبب تخریب غیر قابل تغییر در سنتز غشاء می شود درنتیجه نمو طبیعی پلاستید مشاهده نمی شود و سوخت وساز گیاه به طور چشمگیری تغییر می یابد .جلو گیری از رشد به وسیله جلوگیری از فعالیت مریستم،دو روز بعد ازاعمال تیمار علف کش صورت می گیرد و علائم آن تخریب پلاستید در برگ های جوان و ظهور کلروزه شدن می باشد. مرگ گیاه هرز برگ باریک ، 3-2 هفته بعد از کاربرد علف کش به وقوع می پیوندد .گراس های تیمار شده با علف کش آلانینو پروپیونات و سیکلو هگزانیدیون ، اثرات مشابهی با آنچه که در بالا ذکر شد از خود نشان داده اند ، هر چند که سیکلو هگزانیدیون ها نفوذ آهسته تری به درون برگ دارند.
جذب و انتقال
این علف کش های آب گریز درکوتیکول نفوذ می کنند و خیلی سریع وارد برگ می شوند . مواد افزودنی خاصی به جذب دیم ها کمک می کند . استفاده ازمواد افزودنی مناسب در کارآیی برخی دیم ها نقش حیاتی دارد . این علف کش ها پس از ورود به برگ،به آرامی به سمت مریستم ها ، جایگاه استقرار ACCase ، منتقل می شوند . پوشش علف کش روی گیاه در افزایش کارآیی کنترلی حائزاهمیت است.مورفولوژی علفهای باریک برگ نیز به افزایش کارآیی کنترلی کمک می کند.
قطره ها از روی برگ ها به طرف قاعده برگ ، محلی که علف کش مؤثر واقع می شود ، می لغزند .
هر چند انتقال فوپ ها و دیم ها در مقایسه با گلیفوسیت یا بازدارنده های ALS خیلی کندتر است ، ولی تحرک آنها در آوند آبکش برای کنترل علف های هرز باریک برگ چندساله کافی است . علفکش هایی که خیلی سریع منتقل می شوند ، روی علف های هرز چند ساله که کنترل آنها مستلزم رسیدن علف کش به ریشه ها و ریزوم هاست ، مؤثرترند .
متابولسیم و خاصیت انتخابی
خاصیت انتخابی بین گیاهان زراعی پهن برگ و باریک برگ : فوپ ها و دیم ها از ACCase گیاهان زراعی و علفهای هرز پهن برگ جلو گیری نمی کنند (به جز چند استثناء). غیرحساس بودن محل هدف باعث میشود که گیاهان زراعی پهن برگ تحمل خیلی بالایی نسبت به فوپ ها و دیم ها داشته باشند .
خاصیت انتخابی بین غلات و علف های هرز باریک برگ: خاصیت انتخابی بین غلات وعلفهای هرز باریک برگ به متابولیسم سریع این علف کش ها درگیاه زراعی و متابولیسم نسبتا کند ترآنها درعلف هرز مربوط می شود .
غلاتی مانند گندم توانایی بالایی از نظر متابولیسم آنزیمی دارند. گندم،فوپ هاودیم های انتخابی راخیلی سریع تجزیه و از خسارت احتمالی آنها جلوگیری می کند .دریولاف وحشی وسایر علف های هرز باریک برگ،متابولیسم خیلی کندتر است و همین باعث رسیدن علف کش به ACCase و جلوگیری از فعالیت آن می شود . متابولیسم فوپ ها و دیم ها درگیاهان زراعی جوان بیشتر است . شرایط رشدی مانند خشکی و درجه حرارت پایین ، که متابولیسم علف کش را محدود می کنند ، از تحمل پذیری گیاهان زراعی می کاهند . اثرات موقتی این علف کش ها بر گیاه شامل زرد شدن و کند شدن رشد است .
انتخابی عمل کردن برخی علف کش های فوپ نسبت به گیاهان زراعی را می توان از طریق کاربرد افزودنی هایی که متابولیسم علف کش در گیاه را افزایش می دهند ، بالا برد .
علف کش های پوماسوپروتریامف پلاس حاوی ماده مؤثره ای به نام فنوکساپروپ – پی - اتیل هستند . در پوماسوپر ا فزودن مفن پیر دی اتیل به فرمو لاسیو ن علف کش ، متابولیسم فنوکساپروپ- پی-اتیل را در گیاه افزایش می دهد . راهبرد دیگر اضافه کردن MCPA یا یک علف کش سولفونیل اوره (مانند تیفن سولفورون که در ایران ثبت نشده است) به فرمولاسیون فنوکساپروپ- پی-اتیل (تریامف پلاس) . اضافه کردن MCPA (علف کشی شبه اکسینی) و تیفن سولفورون (از گروه B)نه تنها باعث ایمن تر شدن فنوکساپروپ- پی-اتیل برای گیاه زراعی بلکه سبب افزایش تعداد علف های هرز کنترل شده نیز می شود.بنابراین علف کش تریامف پلاس قادربه کنترل علفهای هرز باریک برگ وبرخی علف های هرز پهن برگ است و برای گندم نیز انتخابی عمل می کند .
مقاومت علف های هرز
در گونه های گندمی اشکالی از ACCase وجود دارد که علف کش های بازدارنده بیوسنتز چربی (LBI) قادر به ممانعت از فعالیت آنها نیستند ، این موضوع حاکی از پتانسیل بالقوه انتخاب علف های هرز مقاوم است . بیش از 20 گونه گندمی مقاوم به این علف کش ها گزارش شده است . چچم ، یولاف وحشی،ارزنی،قیاق و پنجه کلاغی از آن جمله اند .
در بیشتر موارد مقاومت علف های هرز به علف کش های این گروه به حضور آنزیم ACCase غیر حساس نسبت داده شده است . البته تمامی مقاومت ها نسبت به این علف کش ها ناشی از اختلاف محل عمل نیست . تحمل گندم نسبت به دیکلوفوپ ناشی از هیدروکسیلاسیون (33 درصد در 6 ساعت) آن به وسیله سیتوکروم P-450 مونواکسیژناز است .
بیوتیپ استرالیایی چچم فاقد ACCase مقاوم است و مقاومت به پاسخ متفاوت بیوتیپ های حساس و مقاوم نسبت به ثبات غشای پلاسمایی بعد از قرارگیری در معرض علف کش مربوط است .
سمیت:
LD50 خوراکی این علف کش ها از 550 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن برای دیکلوفوپ متیل تا 2676 میلی گرم به ازای هرکیلوگرم وزن بدن برای ستوکسیدیم متغیر است .
علائم
علائم ناشی از مصرف این علف کش ها روی علف های هرز باریک برگ نسبتا به کندی ظاهر می شود . انتقال آهسته فوپ ها و دیم ها و عدم مرگ فوری بر اثر بازدارندگی تقسیم سلولی از جمله دلایل این امراست . این علفکش ها هم از رشد ریشه و هم از رشد اندام های هوایی جلوگیری می کنند . علائم پژمردگی و زردی (کلروز) نیز ممکن است روی برگ ها ظاهر شود.پس ازاین مرحله خشکیدگی ونکروزبرگها اتفاق می افتد.
علفهای هرز باریک برگ تحت تاثیر قرار گرفته را می توان به آسانی از خاک بیرون آورد یا برگ ها را از طوقه جدا کرد. این موضوع بدلیل چروکیده شدن قسمت مریستمی گیاهچه است که فقط هنگام کاربرد فوپ ها و دیم ها دیده می شود . علت چروکیدگی در قاعده برگ ها اینست که آنزیم ACCase بیشتر درقسمتهایی از گیاه که رشد سریع دارند،یافت می شود.
دستورالعمل های کاربردی
* محدود بودن انتقال این علف کش ها حاکی از آن است که سمپاشی مناسب و یا به عبارتی قرار دادن ذرات علف کش در مجاور قاعدهء گیاهچه ، اهمیت ویژه ای در کنترل دارد .
* عمل مخلوط کردن و کاربرد مقداری فوپها و علف کش های مربوط به پهن برگ ها را باید بر اساس دستورالعمل روی برچسب انجام داد .
* کاربرد این سموم برای گیاهان زراعی پهن برگ معمولا بی خطر است .
کیفیت آب
اگر دیم ها با آب حاوی نمک های محلول ، شبیه آب چاه بکار برده شوند ، نمک ها با علف کش پیوند برقرارمی کنندوآنرا غیر فعال می سازند. اضافه کردن سولفات آمونیم به محلول بکار برده شده مانع از غیر فعال شدن این علفکش ها می شود .
نتیجه گیری
هرچند علفکشهایCHD و APPنسبتا در سالهای اخیر معرفی شده اند ، ولی مقاومت به آنها در چندین گونه گسترش یافته و انتظار می رود که در سال های آینده دامنه بروز مقاومت به سایر گونه ها نیزگسترش یابد.مصرف روبه افزایش این علفکشها درکشاورزی ، فشار گزینش گسترده ای را اعمال می کندوباعث ایجاد بیوتیپ های مقاوم می شود.به رغم اینکه درحال حاضر مقاومت به CHD و APP ممکن است به عنوان یک مشکل رو به گسترش،
مصرف این علف کش ها را محدود می کند ، ولی هنوز علفکش های جدیدی از این گروه درحال ساخت ومعرفی به بازار هستند . با توجه به افزایشی که در روند بروز مقاومت به این علف کش ها به چشم می خورد ، به نظر می رسد که احتمالا تعدادی از شرکت های سازنده این علفکش ها در برنامه های آینده خود ساخت این علفکشها را دنبال نکنند . به طور کلی هر چند در حال حاضر بازدارنده های ACCase بعنوان گروه مهمی از علفکشها مطرح هستند ، ولی احتمال کاهش معرفی محصولات جدیدی از این تر کیبات در آینده می رود .
منابع
•زند، ا. و باغستانی،م.ع.، 1381. مقاومت علف های هرز به علف کش ها. انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد.
•زند، ا. و ح. صارمی. 1381. علف کش ها؛ از بیولوژی تا کاربرد (ترجمه و تالیف). دانشگاه زنجان.
•زند،ا .،باغستاني ،م.ع.،بيطرفان،م.،شيمي،پ.،1386،راهنماي علف كش هاي ثبت شده در ايران،انتشارات حهاد دانشگاهي مشهد
•فتحی، ق. و ع. ارجمند. 1378. علف کش ها و فیزیولوژی گیاهی (ترجمه). انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد.
•موسوی، س. ک. و ا. زند. و ح. صارمی. 1384. کارکرد فیزیولوژیک و کاربرد علف کش ها. انتشارات دانشگاه زنجان.
بازدارنده های ACCase شامل دو خانواده مهم از علف کش ها با نام های آریلوکسی فنوکسی پروپیونات (APP ) و سیکلوهگزانیدیونها (CHD) هستند که به طورعمومی به آنها فوپها (همان APP ) و دمها (همان CHD ) نیز اطلاق می شود . این علف کش ها عمدتا برای از بین بردن علف های هرز باریک برگ مورد استفاده قرار می گیرند . بقایای آنها در خاک فعال نیست و در گیاه نیز سریع حرکت نمی کنند . خاصیت انتخابی این علف کش ها در غلات به دلیل متابولیسم آنها توسط غلات است . دامنه انتخابی عمل کردن این علف کش ها ونیز تحمل گیاهان زراعی پهن برگ نسبت به آنها باعث شده است که این علف کش ها به عنوان یکی از مفید ترین علف کش ها در برخی از کشور ها مطرح باشند . به رغم این که حدودا در اواخر دهه 1970 معرفی شده اند ولی فشار گزینشی ناشی از کاربرد این علف کش ها و نیز کارآیی بالای آنها باعث شده است که تعداد زیادی ازگونه های علف هرزنسبت به این علف کش ها مقاوم شوند . به نظر می رسد که برای بروز مقاومت به این علف کش ها حدود 5 الی 7 بار گزینش توسط این علف کش ها کافی است . البته در صورتی که علف کش بیش از یک بار در سال مصرف شود ، ممکن است این دوره کوتاه تر شود . مکانیزم هایی که علف های هرز از آن طریق نسبت به این علف کش ها مقاومت نشان می دهند ، شامل تغییردر جذب و انتقال علف کش ، متابولیسم و سمیت زدایی آن و تغییر در محل هدف (ACCase) می باشد . البته در این بین اکثر بیوتیپ های علف هرز مقاوم به APP و CHD که تا به امروز شناسایی شده اند ، از طریق تغییر محل هدف (ACCase ) نسبت به این علف کش ها مقاوم شده اند .
علفکش های آریلوکسی فنوکسی پروپیونات (APP) و سیکلو هگزا نیدیونها (CHD) از علفکش های مهمی هستندکه به صورت پس رویشی و برای کنترل علفهای هرز باریک برگ موجود در گیاهان زراعی و باریک برگ و پهن برگ استفاده می شوند . این بازدارنده ها به طورعمومی تحت عنوان فوپها ودمها معروف هستند. فوپها و دمها از نظر شیمیایی تفاوتهای عمده ای با یکدیگر دارند . شباهتهای این دو گروه علف کش از نظرفعالیت درگیاه وسطوح فیزیولوژیکی وبیوشیمیایی ، باعث مشابهت خصوصیات کلی ساختاری آن ها به یکدیگر گردیده است و همین امر سبب نحوه عملی مشابه آنها شده است .
|
بازدارنده هاي استيل كو آنزيم آ كربوكسيلاز(ACCase)...........آريلوكسي فنوكسي پروپيونات ...يا فوب ها (AOPPs)
|
|||||||
|
نام عمومي |
نام بازرگاني |
سال ثبت در ايران |
محصولات توصيه شده |
زمان مصرف |
مقدار مصرف در هكتار |
فرمولاسيون |
LD50 (mg.kg -1 ) |
|
ديكلو فوب – متيل |
ايلوكسان |
1359 |
گندم وجو |
4-2برگي علف هرز باريك برگ |
25ليتر |
EC36% |
639-481 |
|
هالوكسي فوب اتوكسي – اتيل |
گالانت |
1365 |
چغندر قند وكلزا |
5-3برگي علف هرز باريك برگ |
2ليتر |
EC5/12% |
518 |
|
فلوآزيفوپ – پي -بوتيل |
فوزيليد |
1365 |
چغندر قند |
5-3برگي علف هرز باريك برگ |
3ليتر |
EC5/12% |
3328 |
|
فنوكساپروپ-پي-اتيل+مفن پاپردي اتيل |
پوماسوپر |
1372 |
گندم |
پنجه زني گندم |
0/8تا1ليتر |
EW5/7 |
2090 |
|
كلودينافوپ-پروپارژيل |
تاپيك |
1373 |
گندم |
از اوايل تا پايان پنجه زني گندم |
6/0/تا8/0ليتر |
EC8% |
1829 |
|
هالوكسي فوپ –آر –متيل استر |
گالانت سوپر |
1378 |
چغندر قند،كلزا،پياز |
5-2برگي علف هرز باريك برگ |
75/0تا1ليتر |
EC8/10% |
623 |
|
پروپاكوئيز ،فوپ |
آژيل |
1378 |
چغندر قند |
5-2برگي علف هرز باريك برگ |
5/1تا1ليتر |
EC10% |
2863 |
|
كوييزالوفوپ-اتيل |
تارگا |
1367 |
چغندر قند |
5-2برگي علف هرز باريك برگ |
2تا5/1ليتر |
EC10% |
1670 |
|
كوييزالوفوپ-پي-اتيل |
تارگاسوپر |
1379 |
چغندر قند |
5-2برگي علف هرز باريك برگ |
2تا5/1ليتر |
EC5% |
1210 |
|
كوييزالو-پي-تفوريل |
پنترا |
1382 |
پنبه |
پس رويشي |
2تا3ليتر |
EC4% |
1012 |
|
فنوكساپروپ پي اتيل |
ويپ سوپر |
1383 |
چغندر قند |
5-2برگي علف هرز باريك برگ |
2/1تا1ليتر |
EC12% |
2090 |
|
بازدارنده هاي استيل كو آنزيم آ كربوكسيلاز(ACCase).....................سيكلوهگزانيئيون ....يا ديم ها
|
|||||||
|
نام عمومي
|
نام بازرگاني |
سال ثبت در ايران |
محصولات توصيه شده |
زمان مصرف |
مقدار مصرف در هكتار |
فرمولاسيون |
LD50 (mg.kg -1 ) |
|
ستوكسيديم |
نابو-اس |
1365 |
چغندر قند-پياز –كلزا |
5-2برگي علف هرز باريك برگ |
3ليتر |
EC5/12% |
2676 |
|
سيكلوكسيديم |
فوكوس |
1375 |
پيازوكلزا |
5تا4برگي علف هرز باريك برگ |
5/1تا1ليتر |
EC10% |
5000 |
|
ترالكوكسيديم |
گراسب |
1377 |
گندم وجو |
3برگي تا اواسط پنجةمحصول |
2/1ليتر با1ليتر روغن |
SC25% |
934 |
|
بازدارنده هاي استيل كو آنزيم آ كربوكسيلاز(ACCase).......................فنيل پيرازولين ها......يا دن ها
|
|||||||
|
نام عمومي
|
نام بازرگاني |
سال ثبت در ايران |
محصولات توصيه شده |
زمان مصرف |
مقدار مصرف در هكتار |
فرمولاسيون |
LD50 (mg.kg -1 ) |
|
پينوكسادن |
آكسيال |
در دست ثبت |
گندم وجو |
پنجه زني محصول |
450ميلي ليتر به همراه سيتوگيت |
EC10% |
3129 |
تري فلورالين (ترفلان)
تري فلو رالين،اسم عام براي آْلفا،آلفا،آلفا،- تري فلورو- 2،6- دي نيترو – ان، ان – دي پروپيل پي – تولوئيدن است . نامهاي بازرگاني آن عبارتند از ترفلان)Terflan ، ترفانوسايد (Terfanocide و الانكولان (Elancolan) . تري فلوراين جامدي است كريستاله به رنگ زرد نارنجي با حلاليت كمتر يك پي پي ام در آب مي باشد . اين تركيب بصورت كنسانتره ي امولسيون شونده و گرانول فرموله مي شود . LD50 حاد دهاني آن در موش ، نزديك به5000 ميلي گرم در كيلو گرم مي باشد .
كاربردها
تري فلو رالين ، نخستين علف كش 2،6، دي نيتروانيلين است كه ساخته وبه بازار عرضه شد . پر مصرف ترين علف كش اين دسته ويكي از مهمترين علف كشهاي انتخابي در گياهان زراعي است كه مورد استفاده قرار گرفته است . اگر چه اصلي ترين مورد استفاده ي فلورالين در پنبه وسويا بوده است ،امادر موردبيش از40 گياه زراعي ديگر مانند يونجه مستقرشده ،چندين نوع لوبيا ،جو،گياهان خانواده ي كلم،هويج،كرفس،نوعي كلم سبز،جاليز،انگور،گوار،رازك،كلم چيني،نعناع،خردل سبز،باميه،بادام زميني،نخود،فلفل،سيب زميني،گلرنگ،نخودجنوبي،چغندرقند،نيشكر،آفتابگردان،گوجه فرنگي،شلغم سبز،گندم وتعدادي از درختان ميوه وآجيلي،استفاده مي شود در بيشتراين گياهان،تري فلورالين بصورت پيش كاشت ويا پيش رويشي آميخته با خاك،مصرف مي شود.در برخي گياهان مانندگوجه فرنگي ، سيب زميني،چغندرقند،طالبي ،خيار وهندوانه،اين علفكشرابواسطه سميت گياهي زياد ،نمي توان بصورت پيش كاشت و بهنگام كاشتن بذر گياهان ،مصرف كرداما مي توان از آن بر روي نشاويا بر روي گياهان مستقر شده ، استفاده كرد.
تري فلورالين،بذر بيشتر علفهاي هرز را بهنگام جوانه زني ،كنترل مي كند . اين حالت شامل تقريبا بذر همه علفهاي هرز كشيده برگ ونيز تعداد زيادي از علفهاي هرز پهن برگ مانند تاج خروس ،خرفه ، سلمه تره ، جاروي زينتي ، علف شور ، گزنه سفيد وگندمك مي شود.تري فلورالين همچنين برخي از علفهاي هرز چند ساله (مانند پيچك صحرايي وقياق حاصل از ريزوم)راهنگامي كه برابر دستور به ميزان لازم وشيوه هاي مصرف ، بكار برده شود ، كنترل مي كند
ماندگاری تری فلورالین
جهار سازه مسئول تجزيه تري فلو رالين در خاك مي باشند اين سازه ها عبارتند ازتبخير شدن، تجزيه نوري ، تجزيه ميكروبي وتجزيه شيميايي. اهميت نسبي هر سازه توسط نوع خاك ، ميزان رطوبت خاك ،درجه حرارت،ميكروفلورا ،تحت تاثير ميزان مصرف وروش آميختن ، قرار مي گيرد. در خاكهاي گرم ومرطوب ، تري فلورالين در ميزان توصيه شده در مدت كمتراز 12ماه تجزيه مي شود.مطالعات بر روي زدوده شدن تري فلورالين از سطح خاك ،نشان داده است كه تبخيرشدن وتجزيه نوري،از منابع مهم زدوده شدن علف كش مي باشند. ميزان زدوده شدن ،بي درنگ چند ساعت پس از مصرف،ماكزيمم بود . سطح خاك مرطوب ودرجه حرارت بالي خاك ، ميزان زدوده شدن را افزايش داد. خاكهايي كه جذب سطحي آنها بيشتر بود،طولاني ترين زمان نگه داري علف كش را دارا بودند.زدوده شدن از راه تبخير وتجزيه نوري هنگامي به حداقل خود مي رسد كه تري فلورالين پس از مصرف ، با خاك آميخته شود.در مطالعات گلخانه اي ميزان تجزيهتري فلورالين در خاك ،تحت شرايط هوازي وغير هوازي ،مقايسه شد پس از 40روز در رطوبت200درصد ظرفيت نگه داري آب مزرعه(غير هوازي ) 98درصد تري فلورالين تجزيه شده بود. در شرايط رطوبت هوازي (صفر درصد،50درصدو صد درصد ظرفيت مزرعه)،كمتراز25درصد تري فلورالين در عرض همان مدت تجزيه شده بود
تري فلورالين قويا بر روي خاك ، جذب سطحي مي شودونسبت به حركت بوسيله آب، بسيار مقاوم است. با آميختن علف كش با خاك ، نوعي غلظت موثر علف كش در ناحيه ي جوانه زني بذر علف هرز تشكيل مي شود.حتي با باران زياد،تري فلورالين از اين ناحيه ي جوانه زني بذر علف هرز ،شسته نمي شود. در آبياري جوي وپشته اي ،حركت جانبي بسيار اندك ويا صفر مي باشد. قابل دسترس بودن تري فلورالين براي بذرهاي علف هرز در حال جوانه زني ،تحت تاثيرجذب سطحي آن بر روي خاك قرار مي گيرد. ميزان شن ،سيلت،ورس بر روي مقدار علف كش لازم براي كنترل علفهاي هرز اثر مي گذارد. در خاكهاي رسي (سنگين) ،بيشترين مقدار تري فلورالين مورد نياز است. به نظر مي رسد كه جذب سطحي بر روي مواد آلي ،قابل دسترس بودن تري فلورالين را قويا محدود مي سازد، به همين دليل ، باعث محدود كردن كارايي آن به عنوان يك علف كش مي شود. تري فلورالين معمولا براي استفاده در خاكهاي پيت وماك كه بيشتر از10درصد ماده آلي دارند توصيه نمي شود. در شرايط مزرعه ،تجزيه تري فلورالين در چهار شرايط آب وهوايي ،پس از48هفته تقريبا كامل شد.
نحوه عمل
تعداد زيادي از مطالعات، نشان داده اندكه تري فلورالين ، از رشد ريشه جلوگيري مي كند. ويژگي آشكارآن است كه قطر ريشه ،افزايش مي يابد،يااينكه درناحيه فعال مريستمي نزديك به نوك ريشه ، تورم ايجاد مي كند. اين امر ناشي از اختلال در تقسيم سلولي است . همچنين از ايجاد ريشه ي جانبي ويا ثانويه نيز جلوگيري مي شود.بنظر مي رسدكه تري فلورالين اساسا بوسيله ي ساقه كشيده برگهاي درحال رويش، ضمن عبور از خاك سمپاشي شده ، جذب مي شود،اما ممكن است جذب از راه ريشه نيز اندكي صورت پذيرد. تري فلورالين لدر سافه و اندامهاي هوايي گياهان عالي انتقال قابل ملاحظه اي نمي يابد،همچنين در بذر گياه زراعي برداشت شده نيز يافت نمي شود.تري فلورالين بطور قابل ملاحظه اي بوسيله گياهان عالي تجزيه نمي شود.علف كشهاي دي نيترو انيلين، تركيب شيميايي وچندين فرآيند بيوشيميايي رادر گياهان عالي تغيير مي دهند. تغييرات در ميزان قند ،اسيدهاي آمينه واسيد نوكلئيك نيز گزارش شده است. جلوگيري از فتوسنتز ،سنتزRNA،سنتز پروتئين ،سنتز لبپيد وفسفوريلاسيون اكسيداسيوني وهمچنين تغييرات در فعاليت آنزيمهاي مختلف نيز مشاهده شده است
هنگامي كه به مزرعه اي پاي مي نهيد تشخيص وحكم ونظر قطعي دادن در مورد آثار به جاي مانده بر روي شاخساره ويا ريشه گياهان بسيار سخت ونياز به تجربه وتبحر دارد كه بتوان با قاطعيت وبا كمترين اشتباه به علت وعوامل بروز پي بردچرا كه بسياري از عوامل پاتوژن وغير پاتوژن ومحيطي آثاري مشابه ايجاد كرده كه گياهان را تقريبا همانند هم تحت تاثير قرار رمي دهند سايت Herbicide Symptomology سايتي است داراي تحقيقاتي زيبا و آموزنده در قالب عكس وپاورپوينت در مورد علائم شناسي علف كش ها بر روي گياهان زراعي وعلف هاي هرز . در اين تحقيقات كه توسط دو تن از دانشمندان ايالات متحده صورت گرفته نتايج مشاهداتي وآثاري علف كش ها و نمونه هاي تيپيك اثر علف كش بر گياهان به صورتي زيبا بيان مي گردد. ونمونه هاي آثار علف كش ها وغير علف كشي در قالب عكس هاي مستند وتوضيحات مختصر ومفيد بيان مي گردد
پيشنهاد مي گردد تصاوير و پاورپوينت ها را دانلود كنيد .
براي ورود به سايت اينجا كليك كنيد

